با توجه به تحولات اخیر منطقه خاورمیانه و بروز پدیده هایی همچون داعش، بحران سوریه، نابسامانی های عراق در نزدیکی کشورمان و سیاست هایی که ترکیه به عنوان یک بازیگر مهم منطقه ای درقبال این تحولات در پیش گرفته است، طی یک بررسی اجمالی به سیاست دوگانه این کشور و دلایل آن در قبال کردها می پردازیم.در موردسیاست ترکیه در قبال کردها به یک سیاست دوگانه در دو برهه زمانی بر می خوریم. در ابتدا ترک ها سیاست محدود کردن کردها را در پیش گرفته و حتی مسائل مربوط به کردستان عراق جزء خط قرمز حکومت ترکیه محسوب می شد. اما این سیاست به ناگاه تغییر کرد و ترکیه سیاست جدیدی را در قبال کردها در عراق اتخاذ کرد، که نمونه های آن اتخاذ سیاست نزدیکی به حکومت اقلیم کردستان، اعطای پناهندگی به طارق هاشمی معاون رییس جمهور عراق و نیز سفر وزیر خارجه وقت این کشور احمد داوداوغلو بدون هماهنگی با حکومت مرکزی عراق به اقلیم کردستان می باشد.
با توجه به وجود اکثریت قابل توجه کردها در ترکیه و همچنین درگیری هایی که این کشور در قبال پ ک ک داشته که همواره بر روابط سیاسی و دیپلماتیک این کشو با سه کشور دارنده اقلیت کردها ( ایران، عراق، سوریه) اثر گذار بوده است، می توان گفت که یکی از مهمترین دلایل نزدیکی ترك‌ها به اقليم كردستان مساله نفت و انرژي مي‌باشد كه با توجه به اقتصاد رو به رشد تركيه و احتياج مبرم اين كشور به انرژي، باعث چرخش ناگهاني سياست اين كشور در قبال اقليم كردستان شد. در اين ميان تحريم‌هاي امريكا عليه نفت ايران و كاهش واردات نفت تركيه از كشورمان و همچنين انتقال نفت اقليم كردستان از راه تركيه، سالانه سود قابل ملاحظه‌اي را نصيب ترك‌ها مي‌نمود.به طوری که حجم مبادلات جاري تركيه با كردستان عراق به مبلغي بالغ بر ۸ ميليارد دلار رسيده است و با در نظر گرفتن نياز تركيه به انرژي و نياز كردستان عراق به سرمايه‌گذاري و كالاهاي تركيه مي‌توان پازل اين تغيير سياست را كامل كرد. اين تغيير سياست از چند منظر مي‌تواند براي ترك‌ها حائز اهميت باشد. اول اينكه كردستان عراق در طول سال‌هاي گذشته مامني براي پ‌ك‌ك از سوي ترکیه تلقي مي‌شد، اما امروز با توجه به نزديكي روابط دو طرف، مسعود بارزاني همواره به پ‌ك‌ك هشدار مي‌دهد كه سياست مسلحانه را به كنار گذشته و حتي اجازه سركوب آنها را در عمق خاك عراق به تركيه داده است. دومين عامل نيز جلوگيري از نفوذ ايران است. ترکیه با ایران بر سر عراق و سوریه رقابت دارد. پس از سقوط صدام ايران در حكومت عراق داراي نفوذ زيادي بوده و با طالباني به عنوان فردي كه مورد قبول تمام جريان‌هاي عراق مي‌باشد ارتباط مناسبي داشته است. در مقابل تركيه نيز با برقراري رابطه نزديك با بارزاني و همچنين حمايت از سنيان عراق كه به طور سنتي در سياست اين كشور قرار داشته است به دنبال كاهش نفوذ منطقه‌اي ايران است. از همين رو است كه مي‌توان سياست ترك‌ها را اين‌گونه تحليل كرد، كه ترك‌ها با توجه به غيبت جلال طالباني از صحنه سياست، وجود داعش در عراق و سوریه و همچنين ناكامي دولت مالكي و اوضاع نابساماني كه گريبانگير عراق شده است متوجه وخواستار قدرت گرفتن روزافزون اقليم كردستان و چه بسا تجزيه عراق شوند. در نتيجه ايجاد ارتباط نزديك با همسايه جنوبي كه داراي منابع سرشار نفت و گاز و انرژي است و مي‌تواند زمينه نفوذ و سلطه تركيه در عراق را فراهم كند از دید مقامات ترکیه مغفول نمانده است.از همین رو بود که سياستمداران ترك، سياست خط قرمز را در قبال كردها را كنار گذاشته و مي‌خواهند با امتيازدهي به كردها بتوانند به مسائل خطیر امنيتي خود فائق آيند و از پتانسيل كردها بر عليه كشورهاي منطقه به خصوص ايران و عراق و سوريه استفاده كنند.