واقعیت این است که نتایج بررسی ها و نیز تجربه سالهای سپری شده نشان می دهد نباید به رشد بهره وری تا سال 1400 امیدوار بود. بنابر این باید دنبال این باشیم که شرایط و عوامل دیگررا بررسی کنیم. به نظر نمی رسد نیروی کار برای رشد اقتصاد ایران در سالهای آتی نقش گلوگاه را بازی کند. ممکن است اروپا و یا ژاپن برای استفاده از نیروی کار برای دستیابی به رشد با تنگنا مواجه باشند و یا اینکه هند و اندونزی برای رشد سریع به نیروی کار وابسته باشند اما ایران در این عامل با مشکل مواجه نیست و گلوگاه رشد اقتصاد ایران را باید در عامل دیگر یعنی کمبود سرمایه گذاری جستجو کرد. این اقتصاد دان با یادآوری آمارهای سرمایه گذاری در ایران پس از انقلاب و تاکید بر اینکه وقتی صحبت از سرمایه گذاری می شود باید میان سرمایه انباشت شده و سرمایه گذاری جاری در یک دوره معین یک ساله تفاوت گذاشت تاکید کرد: آنچه مورد نظر من است این است که سرمایه موجود و سرمایه گذاری جاری روی هم به عنوان عامل مشهور به سرمایه در ایران رشدهای پر نوسان دارد و نرخ رشد سرمایه گذاری بسیار پایین است. آمارهای در دسترس نشان می دهد در دودهه 1370 تا 1390 نرخ رشد سرمایه گذاری با وجود سالهای طلایی نیمه دوم دهه 1380 که نرخ شد سرمایه گذاری 10 در صد بوده است حدود 3.7 در صد بوده است. آمارها نشان می دهند نرخ رشد سرمایه گذاری و نرخ رشد تولید ملی در بلند مدت با فاصله بسیار اندک به موازات هم حرکت می کنند.
به همین دلیل است که رشد متوسط تولید ناخالص داخلی نیز در سالهای یادشده به قیمت ثابت حدود 3.9 درصد شده است. متاسفانه به دلایل گوناگون رشد سرمایه گذاری در ایران اکنون در نقاط پایین رخ می دهد و این در همه سالهای پس از 1390 نیز رخ داده است و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی نیز روندی کاهنده را تجربه کرده است. اگر عامل افزایش رشد شدید درامد نفت را که نقش و سهم اصلی دررشد 12.5 در صدی سال 1395 را که نزدیک به10 در صد است کم کنیم نرخ رشد در سال 1395حدود 2.5 در صد بوده است. به نظر می رسد نرخ رشد سرمایه گذاری در ایران منفی شده است و تصور نمی شود در سالهای منتهی به 1400 نیز رشد بالایی را تجربه کند. به همین دلیل و با توجه به اینکه تامین سرمایه از سوی درآمدهای نفتی به دلیل تثبیت قیمت نفت در بازارهای جهانی دست کم تا5سال بعد نمی تواند سرمایه قابل اعتنایی را به اقتصاد ایران تزریق کند بنابر این نباید انتظار داشت نرخ رشد تولید ناخالص داخلی به قیمت های ثابت به طور میانگین در سالهای آینده حتی به 2در صد برسد. وی در باره وضعیت بنگاههای صنعتی نیز گفت : بخش هایی از صنعت ایران به دلیل اشباع بازار و احتمال اینکه تقاضای موثر برای این کالاها رشد بالایی ندارد تنها با جنگ قیمتی در داخل و حذف برخی بنگاهها ممکن است . اگر قرار باشد بنگاههای صنعتی بمانند باید بر توسعه صادرات متمرکز باشند . برکچیان با اشاره بر اینکه دولت در سالهای اخیربا انتشار اوراق برای خود بازاری برای تامین منابع ایجادکرده است و این یک پدیده جدید است که اگر مهارنشود به شدت نگران کننده است. بدهی های دولت که بخشی از آن در بودجه دیده می شود و بخش دیگری از آن در بودجه نمی آید روند خطرناکی پیدا کرده است و باید مراقب باشیم.
نرخ بالای بدهی های دولت نسبت به بودجه دولت یا تولید ناخالص داخلی ، استانداردهایی دارد که اگر از آن استانداردها عبور کنیم کل اقتصاد با شرایط بسیار دشواری مواجه می شود.
نظرات کاربران