برای روشن شدن این داوری چند مثال شاید به کارآید. در هفته های اخیر و در یک شرایط ناشناس ناگهان اعلام شد دولت ثبت سفارش واردات انواع خودرو خارجی را متوقف می کند .اعلا م این خبرشاید برای گروهی ناگهانی بوده است ، اما بدون تردید برای کسانی نیز از پیش اشکار بوده است. این گروه به ه ردلیل درنزدیکی های سازمانها و نهاهای تصمیم ساز و تصمیم گیر اصلی رفت و آمد داشته اند . ایجاد محدودیت برای ثبت سفارش واردات اتومبیل های خارجی در یک دوره کوتاه مدت به افزایش قیمت خودروهای وارد شده قبلی منجر شد و واردکنندگان سود باد آورده ای نصیب خود کردند بدون اینکه زحمتی کشیده و رنجی برخود تحمیل کرده باشند. مثال دیگر بازار ارز است. بنا بر آمارهای دردسترس در فاصله 31فروردین تا 13 دی ماه سال 1396تفاوت قیمت هردلار در بازار ازاد و دلاررسمی از 15.3درصد به 20.3درصد رسید. معنای این اتفاق در بازار ارز این است که هرسازمان یا شرکت و بنگاهی دراین مدت از هر دلار ارز دریافتی بانرخ رسمی 20درصد ، سود باد آورده به دست آورده و برای آن زحمتی نکشیده و سختی را قبول نکرده است.
با توجه به اینکه شماراستفاده کنندگان از این رانتها اندک اند و سودهای بادآورده نیز هنگفت است نتیجه اش فربه شدن بیشتر رانتخواران و فسادکاران و لاغر و نحیف تر شدن شهروندان است. نکته شگفت انگیز اما در این فرآیند سپری شده در 10 روز گذشته توصیه ها و اندرزهای گروهی از روشنفکران و رانت خواران است که با پوشیدن لباس کمک و رسیدگی به تهیدستان خواستار ادامه وضع موجود و تنگ تر شدن حلقه محاصره بینوایان ایرانی است. توصیه این گروه ادامه محدودیت ها برای کسب و کار شهروندان و کشیدن پای دولت به صحنه تصمیم گیری شدید دخالت در همه امور اقتصادی و تنگ ترکردن حلقه محاصره ازاد است.
این گروه به دولت توصیه می کنند قیمت آب ، برق ، بنزین ،گازوییل ، نرخ بهره ،دلار و سایر ارزها را تثبیت کند و راه را برای رانتخواری آنها بازکند. استدلال درست است به ظاهر ، اما ادامه این سیاست ها که تشدید شرایط موجود است بدون تردید به فاجعه و تراژدی منجر خواهد شد. واقعیت این است که تثبیت قیمت این کالاها یعنی اینکه دولت برای اداره کشور باید از جایی قرض بگیرد که آسان ترین و دم دست ترین راه و جا بانکهای کشورند. اگر دولت جایی برای تامین منابع مالی موردنیاز کارمندان خود را نداشته باشد که الان ندارد بدون تردید به سراغ انتشار پول بی پشتوانه رفته و به تورم دامن می زند. اگردولت نتواند از مسیر افزایش قیمت حامل های انرژی در آمد تازه به دست آورد و تورم نیز افزایش یابد و تقاضای جامعه نیز افزایش نیابد به دوران رکود تورمی برمی گردیم .برای عبور از بحران ایران نمی توان به طناب پوسیده اقتصاد دولتی و حکومتی دل بست واز چیزی استمداد خواست که این بدبختی ها را پدیدارکرده است. آنهایی که بازگشت اقتصاد دولتی بیشتر را راه نجات می دانند بردودسته اند: از اقتصاد و قانون های طلایی آن سر در نمی آورند یا اینکه از وجود رانت خواری بیشتر سفره شان رنگین تر می شود.
نظرات کاربران