بعد از چند روز جستجو هیچ نشانهای از نینینگ پیدا نشد، بنابراین پرونده اش را مختومه و او را مرده اعلام کردند. اما خانواده نینینگ هرگز مرگش را نپذیرفتند و باور داشتند هنوز زنده است. البته این عجیب نیست، چون همیشه خانوادهها ترجیح میدهند به زنده بودن عزیزشان امید داشته باشند. ماجرا از جایی عجیب میشود که چند روز پیش عموی نینینگ خوابش را میبیند که میگوید در ساحلی نزدیک همان جا که غرق شده، به دنبالش برود. او به خوابش زیاد توجه نمیکند، اما بعد از اینکه خواب چند بار تکرار میشود، با خانوادهاش در میان میگذارد و به جستجوی نینینگ میروند.
آنها ابتدا هیچ نشانی از او پیدا نکردند اما تمام شب به جستجو ادامه دادند و حدود ساعت ۴ صبح او را بیهوش و با همان لباسها در ساحل و پوشیده از شن و ماسه پیدا کردند. خانواده نینینگ او را به خانه بردند، تمیز کردند و بعد به بیمارستان بردند. نینینگ بستری شد، اما پزشکان گفتند علائم حیاتی او نرمال است و به زودی خوب میشود. این اتفاق عجیب چیزی جز معجزه خداوند نمیتواند باشد.
برترین ها
نظرات کاربران