آندره در این باره گفت:: " کاملا در بالای جسم شناور و بیهوش بودم. من لحظه ورود به بیمارستان و راهروی تاریکی را که وارد آن شدم به یاد میآورم. خانواده ام را در حالی که در کنار تختم ایستاده بودند و گریه میکردند میدیدم. اما من در بدنم نبودم و احساس میکردم در خارج از آن و بر فراز آن حضور دارم. نوری آرامبخش را دراطرافم احساس میکردم. ناگهان صدایی که شبیه به صدای یک مرد بود به من گفت:: " هنوز زمان مرگت فرا نرسیده است. تو هنوز آماده نیستی. "
آندره افزود: " شبیه به رویا بود و نمیتوانم صورت آن مرد را به یاد بیاورم. آن صدا صدای مردی مهربان و دوست داشتنی بود، اما نمیدانم او دقیقا چه کسی بود. "
آندره تجربه خروج از جسمش را خوشایند و خالی از ترس و وحشت توصیف میکند. او تجربه اش را واقعی دانسته و میگوید خدا و جهان پس از مرگ وجود دارد.
باشگاه خبرنگاران
نظرات کاربران