این در حالی بود که پدرم همه زندگیاش را به پای برادرم ریخت و او را برای تحصیل به خارج از کشور فرستاد، حتی اموالش را به نام برادرم زد. اما او به جای تمام محبتهای پدرم، اینطور جوابش را داد. برادرم مدتی قبل با زن جوانی به نام میترا عقد موقت کرده بود. از آنجا که پدرم همه اموالش را در اختیار کامران قرار داده بود به ناچار با او زندگی میکرد. اما انگار میترا به برادرم گفته بود که نمیتواند حضور پدرم را در خانه تحمل کند و از کامران خواسته بود پدرم را بیرون کند. کامران هم به پدرم گفته بود یا خانه را ترک کند، یا اینکه تمام سکهها و پولهای نقدش را در اختیار او قرار دهد تا اجازه ماندن در خانه را داشته باشد. اما پدرم قبول نکرده و سر همین موضوع باهم درگیر شده بودند که کامران با بطری پدرم را هدف قرار داده بود.»
به این ترتیب پرونده در دادسرای ونک مورد رسیدگی قرار گرفت اما مظنون پرونده که جراح ارتوپد بود منکر درگیری فیزیکی با پدرش شد. تحقیقات این پرونده ادامه داشت تا اینکه مدتی بعد پیرمرد روی تخت بیمارستان جان باخت.
با مرگ پیرمرد موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد و تحقیقات در این خصوص از سوی بازپرس جنایی ادامه یافت.
در حالی که پسر جوان به جرم Crime قتل پدرش محکوم به قصاص بود دوخواهرش با حضور در دادسرای جنایی تهران از قصاص برادرشان گذشت کردند.با رضایت اولیای دم، جراح ارتوپد با وثیقه از زندان Prison آزاد شد اما چند روز قبل وی به خاطر عذاب وجدان در ویلایش در شمال کشور به زندگیاش پایان داد.
منبع:رکنا
نظرات کاربران