div style="text-align:justify">زمانی که داشتن ابروهایی این شکلی زشت بود اما عادی بود و اساساً یکی از ارکان نجابت محسوب میشد تا زمان ازدواج یا با کلی ارفاق دیپلم و اگر هم دختر خانمی خبط میکرد و ابروهایش را کمی مرتب می نمود از نظر مدیر و ناظم های مدارس(تا جایی که من میدانم)مرتکب گناهی کبیره شده بود و یکی از تنبیهاتی که برایش در نظر گرفته میشد ترک مدرسه تازمان رویش مجدد این موهای موذی بود.
زمانی که دندانهایم ارتودنسی داشت برای همین تا چندین سال معمولاً نمیخندیدم مگر در زمانهای که دیگر خود داری میسر نبود به خصوص در عکسها به همین دلیل این عکس خیلی برایم خاطره انگیز و نادر است چون هم این فک همیشه دردسر ساز در آن مشخص است(تاروزی که مد نبود خودم دوستش نداشتم حالا هم که ظاهراً خوب است متهمم به عملش)وهم ابروهای پر بارم با وضوح تمام و هم آن فلزات برنده در دهانم (شاید اینقدر گل خوشبو بوده که تاب نخندیدن نداشتم)
پ.ن١:امیداورم هر کسی هر چیزی دارد یک روز مد شود و هر کس هر چیزی ندارد به زودی از مد بیافتد.
پ.ن٢:امیدوارم بچه ها و نو جوانان و جوانان در مدارس و دانشگاهایی درس بخوانند که در آن شاد و ایمن باشند و بهترین روزهای عمرشان را در آن تجربه کنند چون برای من و مطمئنن خیلی از هم نسلانم اینگونه نبود.
عکاس:نیکتا ناصر