r /> این سرزمین و شهروندان آن به همران حاکمیت دست‌کم 40 سال است که در صدر اخبار سیاسی جهان قرار دارند و رفتارها و تصمیم‌هایی که در درون مرزهای ملی اتخاذ می‌شود سرچشمه دگرگونی در منطقه و در بخش قابل اعتنایی ازجهان است. سرزمین ایران در جایی از جهان واقع شده است که از سال‌های پس از جنگ جهانی دوم محل اعتنای اردوگاه سوسیالیستی جهان و همزمان دنیای آزاد بوده است و هم‌اکنون نیز چین و روسیه به مثابه قدرت‌های شرق جهان و آمریکا و اتحادیه اروپا به مثابه نمایندگان غرب خواستار حمایت ایران هستند و علاقه دارند از قدرت و اعتبار این کشور در نبرد با دیگری استفاده کنند.

ایران دارای منابع غنی نفت و گاز است که با وجود همه فراز و فرودها هنوز از استراتژیکترین کالاهای مورد نیاز جامعه جهانی و کالای اصلی تأمین انرژی برای صنعت و کشاورزی و معدن و راه است. ایران به لحاظ جمعیت با همه کشورهای حاشیه خلیج فارس برابری می‌کند و از نظر کیفیت جمعیت نیز با همه کشورهای منطقه و حتی آسیا – به جز چند کشور – قابل مقایسه است سرزمین ایران با داشتن منطقه‌ای مثل بندر و منطقه چابهار یکی از راهبردی‌ترین مناطق را دراختیار دارد و همسایگی ایران با بیش از 15 کشور جهان یک مزیت بالای دادوستد در سطح منطقه است. با این همه، اما شوربختانه ایران در موقعیت ممتازی در مقایسه با داشته‌هایش قرار ندارد و در وضعیتی به سر می‌برد که هرگز هیچ فرد و گروه منصف و منعطف و کارشناسی آن را بهترین موقعیت نمی‌داند. عناصر اصلی قوام دهنده هر جامعه مثل اقتصاد، سیاست، فرهنگ و امور اجتماعی در ایران وضعیتی نامساعد دارند و به همین دلیل است که نمی‌توان ادعا کرد ایران در بهترین روزهای خود قرار دارد. در حوزه سیاست داخلی ایران آنقدر تشتت و پراکندگی و تضادهای آشتی‌ناپذیر وجود دارد که حتی در برابر سخت‌ترین مسائل گرفتارکننده هستی این مرز و بوم نیز اتفاق نظر وجود ندارد. در سیاست خارجی نیز دیدگاه‌های متضاد راه را برای هماوردجویی منطقی و مبتنی بر خرد جمعی ناهموار کرده است. در اقتصاد و کسب و کار شهروندان نیز در روزهای خوب قرار نداریم و برخی سیاست‌های اقتصادی که دولت اتخاذ کرده است تنفس شهروندان را به شماره انداخته است.رشد منفی اقتصادی بدترین رخدادی بود که می‌توانست گریبان ایران را بگیرد که گرفت و در سال 1397 برای ایران بلا درست کرد. سرمایه‌گذاری در ایران از نفس افتاده است و از سرمایه‌گذاران بزرگ و کوچک خارجی کسی به ایران نیامده و در داخل نیز شوقی برای بزرگتر شدن بنگاه‌ها دیده نمی‌شود. در حوزه فرهنگ نیز شاهد گسست میان اراده سیاست‌ورزان و مدیران اصلی با بدنه جامعه به ویژه جوانان ایرانی هستیم. رشد روزافزون آسیب‌های اجتماعی مثل اعتیاد، خلاف‌های کوچک و بزرگ، ازدواج سفید، مهاجرت به خارج از کشور نیز از گرفتاری‌های ایران امروز است که در مسائل اجتماعی خود را نشان می‌دهد. ایران در روزهایی قرار دارد که به هر دلیل توانایی سازگاری با کشورهای حاشیه خلیج فارس را ندارد و علاوه بر این ناسازگاری، متاسفانه مناسبات به نقطه سرحدی نامناسبی رسیده است. ایران نمی‌تواند به هر دلیل از مزیت‌های خود مثل گردشگری به مثابه یک صنعت پول‌ساز استفاده کند.

ایرانیان در حالی ناگزیر شده‌اند در صف‌های طولانی برای خرید گوشت قرمز وارداتی بایستند که سال‌های طولانی است می‌خواهیم خوداتکا شویم. درحالیکه هزاران هکتار اراضی زیر کشت در ایران با بهره‌وری ناکافی مورد استفاده قرار می‌گیرند ایران یکی از بزرگترین واردکننده‌های نهاده های دامی است. در حوزه حمل و نقل نیز شاهد تصادف‌های جاده‌ای هستیم و در حمل و نقل هوایی نیز به دلیل گرفتار شدن در تار و پود شبکه شرکت‌های بین‌المللی توانایی بازسازی ناوگان را از دست داده‌ایم. درحالیکه ایران باید در مسیر رشد غیرتورمی قرار بگیرد تا فاصله‌اش با ترکیه، عربستان و امارات بیشتر نشود اما شاهد رکود تورمی برای بار دوم در کمتر از یک دهه هستیم. همه این‌ها را که کنار هم قرار می‌دهیم تصویری نه چندان روشن از امروز ایران در برابر دیدگانمان قرار می‌گیرد و این برای مردم ایران آزاردهنده است. درحالیکه ایران می‌توانست از سال 1393 تا 1396 بهترین بهره برداری را از پدیده‌ای مثل برجام داشته باشد اما شوربختانه این پدیده به بدترین شکل نه‌ تنها موجب خیر و برکت نشد بلکه به یک پدیده آسیب‌رسان تبدیل شد که در دو سوی آن سرسخت‌ترین مخالفان و وفادارترین افراد صف کشیده و هر کدام ساز خود را کوک کردند.


ایران می‌توانست از ورود بیش از 200 گروه اقتصادی که می‌خواستند در این مرز و بوم سرمایه‌گذاری کنند برای اقتصاد تضعیف شده خود بهره‌برداری کند که نکرد. روزهای ایران آفتابی نیست و آسمان آن در شب ستاره‌ باران نمی‌شود و باید از این حالت عبور کرد. ایران نمی‌تواند تا چند سال دیگر به همین اندازه‌های اقتصادی بسنده کند و اگر دیر بجنبد بی تردید ابهت سیاسی و نظامی خود را در برابر دیگران از دست می‌دهد. هر سرزمینی در غیاب اقتصاد رو به رشد و پررونق تنها چند سال می‌تواند تاب‌آور باشد و پس از آن در سرازیری قرار می‌گیرد و شهروندانی ناراحت و خشمگین ساکن آن خواهند بود که دنبال راه‌های فرار می‌گردند. روزهای ایران با پشتوانه میلیون‌ها جوان ترقی‌خواه که آرزوی زندگی مادی در سطح بالاتری دارند باید آفتابی شود و درخشندگی آن به چشم آید. نباید به امارات متحده عربی حسادت کرد که به سرعت تولید ملی خود را به اندازه ایران می‌رساند بلکه باید حسرت ایران را خورد که با رشدهای منفی اقتصادی در موقعیت دشواری قرار می‌گیرد. این قابل قبول است که نظام سیاسی آمریکا به مثابه یک ابرقدرت با نظام سیاسی ایران ناسازگار شده و از هر راهی برای تضعیف ایران استفاده می‌کند و با تحریم‌های گسترده روزنه‌های کسب و کار ایرانیان را می بندد اما در مقابل ایران نیز باید بتواند از امکانات بقیه جهان استفاده کند و باید برخی راه‌ها را برای دادوستد با اتحادیه اروپا، با ژاپن، با کانادا یا استرالیا یا کره جنوبی باز نگه دارد. نباید در سایه تحریم‌ها خوابید و مدام از اینکه آمریکا نتوانست صادرات ایران را صفر کند خرسند بود و از یاد برد که صادرات نفت نصف شده است. 82 میلیون شهروند ایرانی را نمی‌توان با وعده‌های بلند و دورپروازانه راضی نگه داشت و باید به حال امروز آن‌ها نیز رسیدگی شود.
نشریه نامه اتاق بازرگانی – اسفند 1397