به بیان دیگر آقای ظریف پیشنهاد کرد که ایران حاضر است در مورد زندانیان آمریکایی یا ایرانیانی که پاسپورت آمریکایی دارند و در زندان‌های ایران به‌سر می‌برند و ایرانیانی که به‌واسطه دور زدن تحریم‌ها محکومیت پیداکرده و در زندان‌های آمریکا به‌سر می‌برند با آمریکا مذاکره کند، اما این همه آنچه که آقای ظریف گفت نبود؛ چراکه ظریف سعی کرد پیام مهم دیگری نیز به ترامپ منتقل نماید و آن پیام این بود که آقای ترامپ اگر شما وابستگی خود را به آنچه که ظریف گروه(بی) می‌خواند؛ یعنی بن‌سلمان، بولتون، بن‌زائد و بنیامین نتانیاهو؛ که خواهان براندازی هستند و طبیعی است که نمی‌توان درباره آنها حرفی زد و همه چیز عیان است. این پیشنهادات از سوی ایران بسیار مهم بودند. به بیان ساده‌تر ایران موضوع آشکاری را متوجه آمریکا کرده بود، اما هنوز انعکاس این اخبار در رسانه‌های بین‌المللی، ایرانی و آمریکایی مطرح بود که مساله تنگه هرمز مطرح شد. در حقیقت زودتر از آنکه ترامپ به آقای ظریف پاسخ دهد به وی پاسخ داده شد که آمریکایی‌ها قابل اعتماد نیستند و دروغ می‌گویند و... واقعیت آن است که آیا می‌خواهیم به سمت‌وسوی تنش‌زدایی با آمریکا برویم یا نمی‌خواهیم؟ بگذارید به شکل دیگری به مساله نگاه کنیم؛ مردم‌سالاری را هر طور که تعریف کنیم معنای آن این است که وقتی مردم در یک انتخابات عمومی دولتی را انتخاب می‌کنند آن دولت موظف است که حسب اراده مردمی که به وی رأی داده‌ و او را برگزیده‌اند رفتار نماید. بسیاری از 24‌میلیون نفری که در 29اردیبهشت 96 به آقای روحانی رأی دادند خواهان تنش‌زدایی هستند. بنابر این سوال اینجاست که آیا انتخابات 29اردیبهشت96 می‌تواند معنا و مفهومی داشته باشد؟ اگر یکی از اصلی‌ترین خواسته‌های آن انتخابات که تنش‌زدایی بود تحقق لازم پیدا نکند و همچنان همان رویه ادامه یابد این سوال مطرح می‌شود که پس آیا کسانی که می‌گویند انتخابات در ایران خیلی مواضع را تغییر نمی‌دهد، درست است. اگر قرار باشد دولتی بر سر کار بیاید که تحت‌تاثیر به فرض آن 16میلیون رأی رقیب باشد و یا دولتی که به اراده آن 24‌میلیون بر سر قدرت آمده باشد، اگر قرار باشد که هر دو آنها یک سیاست را در پیش بگیرند پس چه لزومی دارد این همه صرف انرژی؟ اگر آن 24میلیون در انتخابات شرکت ‌کردند امروز باید حاصل رایشان را در سیاست‌های دولت ببینند.