طبق گزارش وزارت کار امریکا طی یک دهه آینده ۱.۳۷میلیون نفر از نیروی کاری در امریکا به دلیل ظهور تکنولوژی های تازه کار خود را از دست می دهند. هزینه ایجاد مهارتهای تازه در این افراد بالغ بر ۳۴ میلیارد دلار است به تعبیر صحیح تربرای آماده سازی هر فرد برای کار در دنیای مدرن باید ۲۴هزار و ۸۰۰ دلار سرمایه گذاری شود که این مبلغ بسیار زیادی است.
بعضا این سوال مطرح می شود که چرا به جای اموزش نیروهای کاری اقدام به اخراج انها و استخدام نیروهای دارای مهارت مورد نیاز نمی شود .مجمع جهانی اقتصاد در پاسخ به این سوال اعلام کرد در درجه اول بالغ بر ۷۷ درصد نیروهای شاغل در بخش های دولتی این مهارتهای تازه را ندارند و امکان اخراج ۷۷ درصد از نیروها وجود ندارد . ضمن اینکه سهم افرادی که خارج از دولت کار می کنند و از این مهارتهای تازه برخوردار هستند هم بسیار کم است به این معنا که این افراد نمی توانند هم نیاز بخش خصوصی و هم نیاز دولت را تامین کنند . در این شرایط آموزش نیروها برای کسب مهارتهای تازه و همکاری بخش دولتی و خصوصی در این زمینه تنها راه مواجهه با این بحران است. ضمن اینکه فرصت نزدیک تر شدن این دو بخش مهم اقتصاد را فراهم می کند.بدون شک این پرداخت این هزینه توسط دولت امریکا و دیگر دولتها بسیار سخت است و موجب می شود تا فشار زیادی به بودجه جاری کشورها وارد شود. در این وضعیت راه حل اصلی مشارکت بخش خصوصی و بخش دولتی برای اصلاح این معضل است و استراتژیهایی هم برای این همکاری پیشنهاد شده است.
هزینه ها را در نظر بگیرید
یکی ازموانعی که در مسیر برنامه های مهارت اموزی تازه نیروی کار وجود دارد ، سخت بودن فرایند ارزیابی فایده و هزینه این طرح است . بسیاری این سوال را مطرح می کنند که اگر صاحبان مشاغل خصوصی برای این مهارت اموزی های تازه سرمایه گذاری کنند ، چه منافعی نصیب آنها می شود .آیا نتیجه این هزینه صرف شده روی میزان درامد آنها به زودی مشاهده می شود یا اینکه چنین اتفاقی نمی افتد؟
مجمع جهانی اقتصاد در گزارش خود نوشت: صاحبان مشاغل تنها درصورتی می توانند در این مسیر حرکت کنند که هزینه های کارهای متفرقه را کاهش دهند و در نظر داشته باشند که در طول دوره اموزش امکان افت بهره وری در فرایند تولید انها وجود دارد. از طرف دیگر اگر بخواهند خود را با ساختارهای تازه تکنولوژی و تولید همسو کنند باید علاوه بر سرمایه گذاری روی مهارتهای نیروی کار، برای تامین تجهیزات تازه هم سرمایه گذاری کنند که این مساله ای بسیار مهم است.مجمع جهانی اقتصاد مدلی برای این مهارت اموزی های جدید به خصوص در بخش دولتی طراحی کرده است. طبق این مدل اگر دولت امریکا بخواهد فرایند مهارت اموزی برای نیروی کار بخش دولتی را آغاز کند، نیاز به سرمایه ای بالغ بر ۱۹.۹ میلیارد دلار دارد که ۷۷ درصد از نیروهای خود را آموزش دهد. طبق گزارشهای رسمی دولت امریکا ۷۷ درصد از نیروهای فعال در بخشهای مختلف دولتی مهارتهای لازم برای کار در دنیای امروزی را ندارند و تنها با صرف این سرمایه ها است که می توانند با نیازهای بازار کار اتی همسو شوند. ولی اگر بخش خصوصی هم در این زمینه با دولت همکاری کند هم سرعت کسب مهارتهای تازه در جامعه بالا می رود و هم برایند این تغییر روی ارزش تولید ناخالص داخلی اقتصاد بیشتر می شود.
جنان صفت, [۰۲.۰۶.۱۹ ۱۳:۵۹]
طبق این گزارش بخش خصوصی در امریکا تنها نیاز به سرمایه گذاری ۴.۷ میلیارد دلاری دارد تا با این سرمایه ۲۵ درصد از نیروی کار فعال در بخش خصوصی مهارتهای تازه را کسب کنند. اگر بخش دولتی و بخش خصوصی با هم همکاری کنند می توانند کارایی این طرح را ارتقا دهندو بازدهی بیشتری را ایجاد کنند.
سادیا زاهیدی مدیر کل مجمع جهانی اقتصاد و رییس مرکز مطالعات اقتصاد و جامعه تازه در این مورد می گوید: بدون شک اگر طرح آموزش مهارتهای تازه در کشورها به طور هماهنگ بین بخش خصوصی و دولتی اجرا شود بیشترین بازدهی را دارد . به نظر من اجرای ترکیبی از سه روش زیر در این زمینه ضروری است تا نتیجه مطلوب حاصل شود . اول اینکه شرکتها باید همکاری نزدیکی را با یکدیگر اغاز کنند تا هزینه نهایی این آموزش را تقلیل دهند. ایجاد دوره های مشترک می تواند هزینه های جانبی طرح را کاهش دهد و مزایای زیادی دارد . دوم اینکه دولتها و مالیات دهندگان باید به موضوع سرمایه گذاری در بخش اموزش به صورت جدی نگاه کنند و آن را برای دنیای آینده ضروری قلمداد کنند. در این صورت است که وقتی دولت از بودجه خود برای آموزش مهارتهای تازه نیروی کار استفاده می کند ، با انتقاد مردم و مالیات دهندگان روبرو نمی شود. در اخر باید دولت در کشورهای مختلف با شرکتهای خصوصی در این زمینه همکاری کنند تا بهترین نتیجه حاصل شود.
مهارتهای مورد نیاز کدامند
در پنل مهارتهای مورد نیاز قرن بیست و یکم مهمترین مهارتهایی که باید در نیروی کار ایجاد شود ، این طور تعریف شد: اولین و اصلی ترین مهارت معماری داده های بزرگ و تحلیل انها است . این کاری است که توسط نیروی های کاری کنونی به سختی انجام می شود و تعداد کمی در دنیا ازاین مهارت برخودار هستند ولی نیاز به این مهارت در سالهای اتی بیشتر و بیشتر می شود. دومین مهارت مورد نیاز تکنسین های اتوماسیون است زیرا ماشین ها بخش زیادی از کارها را انجام می دهند و انسانها تنها با داشتن نقش تکنسین در این بازار مشغول خواهند شد.
مهندسان فعال در بخش انرژی های احیا شدنی و مهندسان اتوماسیون از دیگر مشاغل مورد نیاز در قرن بیست و یکم هستند و متخصصان توسعه سازمانی هم در این رده بندی جایگاه پنجم را دارند.
اما از جمله مشاغل و مهارتهایی که در سالهای پیش رو دیگر نیازی به انها نیست می توان به گردآورندگان تیم ها، منشی ها و نیروهای کاری دفتری و اداری به استثنای نیروهای فعال در دولتی و پزشکی و حقوقی، بازرسان ، تهیه کنندگان تجهیزات برای ماشین الات حفاری و اپراتورها و تهیه کنندگان اسناد مناقصات را می توان نام برد.
به تعبیر صحیح تر در سالهای پیش رو مشاغلی بیشتر کارایی دارد که نیاز به قدرت تحلیل و مهارتهای سطح بالا دارد زیرا ماشین الات بخش زیادی از کارهایی که امروزه انسانها انجام می دهند را بر عهده می گیرد ولی مهارتهای سطح بالای علمی و تخصصی به خصوص در زمینه انرژی های پاک و ای تی همچنان مورد نیاز خواهد بود.
مهارتهایی که مورد نیاز است و مهارتهایی که دیگر به انها نیازی نیست
مهارتهایی که به آنها نیازی نیست مهارتهای مورد نیاز
گردآورندگان تیم های کاری معماران داده های بزرگ
منشی و نیروهای دفتری تکنسین های اتوماسیون
بازرس مهندسان در زمینه انرژی های نو
اپراتورهای ماشین الات حفاری و باکسینگ مهندسان اتوماسیون
مونتاژ کار وسایل الکترونیکی متخصصان توسعه سازمان
اپراتورهای ماشین الات برنامه ریزی متخصصان تکنولوژی های نو
وارد کنندگان داده ها متخصصان ای تی
کتاب دار و حسابدار متخصصان تغییرات و تحولات دیجیتال
دریافت کننده وجه در فروشگاه ها مدیر پروژه ای تی
اپراتور ماشین الات تولید کالاهای کاغذی تحلیل گر داده
استراتژی ایجاد مهارت تازه در نیروی کار
اولین و اصلی ترین استراتژی، ایجاد یک نقشه جامع و کامل برای مشاغل مورد نیاز است . با ایجاد این نقشه جامع است که کارافرینان و سهامداران بزرگ در صنایع و مشاغل مختلف می توانند شکاف های موجود بین مهارتهای موجود در نیروهای کاری و مهارتهای مورد نیاز را دریابند. این اگاهی به انها امکان می دهد که مدیران را آموزش بدهند و شرایط را برای انها تشریح کنند . انها هم با اطلاعات تازه ای که دریافت کرده اند خواهند توانست برنامه های هدفمندی برای اموزش مهارتهای تازه و مورد نیاز در نیروهای خود ایجاد کنند.
گزارشها نشان می دهد هم اکنون شماری از شرکتهای بزرگ خصوصی از قبیل وال مارت و گروه بانکی لوید برنامه های آموز مهارتهای تازه به نیروهای خود را آغاز کرده اند و نقشه هایی در مورد مشاغل مختلف مورد نیاز برای افراد فعال در صنعت هوا و فضا و صنعت توریسم و صنایع ارایه دهنده خدمات مالی و صنعت نفت و گاز تهیه شده است ولی هنوز مهارت اموزی به نیروها در این صنایع شروع نشده است.
به عنوان مثال شرکت وال مارت یک اکادمی ایجاد کرده است و و ۷۲۰ هزار نفر نیروی کار خود را در لیست افراد نیازمند برای کسب آموزش های لازم قرار داده است . این افراد در حوزه های مختلف مدیریتی و خدماتی آموزش می بینند و اگر سمت و موقعیت شغلی انها تغییر کند باید هر دو سال یک بار دوره های آموزشی تازه را طی کنند.شرکت لورال کشور فرانسه هم از هزار نفر از مدیران برجسته خود خواسته است تا نقشه راه برای توسعه دیجیتالی شرکت را طراحی کنند و فضای بازترو خلاقانه تری را بوجود آورند و بانک لوید هم متعهد شده است که در مجموع ۴.۴ میلیون ساعت آموزش مهارتهای تازه را در برنامه خود قرار دهد تا از این طریق نیروهای کاری با کار در دنیایی که هوش مصنوعی بخش زیادی از مسولیتها را برعهده گرفته است آشنا شوند.در شرایطی که شرکتهای خصوصی چنین برنامه هایی را اجرا کرده اند، تدوین قوانین خاص به منظور توسعه چنین طرح هایی و اجرای ان درسطح یک بخش از اقتصاد یا صنعت می تواند نتایج مطلوبی به همراه داشته باشد و از آسیب پذیر شدن مردم در جریان چهارمین انقلاب صنعتی در دنیا بکاهد .
نظرات کاربران