وابستگی عمیق منابع مالی دولت به درآمدهای حاصل از فروش نفت خام طی 40 سال اخیر باعث شده که تلاشها و اقدامهای بسیار نظام مالیاتی نتواند در ارتقای جایگاه مالیاتها در اقتصاد کشور موفق ظاهر شود، بهطوریکه نسبت درآمدهای مالیاتی به تولید ناخالص داخلی در سالهای اخیر همواره کمتر از 8 درصد بوده است که این مسئله سهم اندک مالیاتها را در اقتصاد کشور بهوضوح نشان میدهد. سازمان امور مالیاتی بهعنوان یکی از نهادهای مالی در اقتصاد، در وضعیت کنونی کشور از اهمیت ویژهای به سبب داشتن توان بالقوه در پوشش مخارج دولتی بهجای درآمدهای نفتی، برخوردار است. وجود نارسایی و ضعف در این سازمان میتواند سبب عدم دستیابی یا کاهش دستیابی نظام مالیاتی به اهداف مدنظر خود شود و دولت را با معضل نابسامانی مالی و اقتصادی روبهرو کند.
اولین مورد از ضعفهای نظام مالیاتی، عملکرد نامناسب ممیزان مالیاتی است. رابطه رودرروی ممیزان و مؤدیان مالیاتی زمینهساز بروز مشکل در اخذ مالیات است، بهطوری که مؤدیان مالیاتی در برخورد با ممیزان مالیاتی سعی در جلب اعتماد ممیزان دارند و این کار را با پیشنهاد پرداخت رشوه انجام میدهند که بسته به رقم مالیات تعیین شده برای مؤدیان، مقدار پیشنهادی برای رشوه تغییر میکند. مأموران مالیاتی در ازای دریافت رشوه از طریق مفقود کردن پرونده مالیاتی مؤدیان، به تعویق انداختن رسیدگی به پرونده مالیاتی مؤدیان بهمنظور مشمول مرور زمان و غیرقابل وصول شدن مالیات مؤدیان و اقدامهایی از این قبیل میتوانند مالیات تعیین شده برای مؤدیان مالیاتی را حذف یا کم کنند.
از دیگر ضعفهای نظام مالیاتی، امضاهای طلایی است. در نظام مالیاتی امضاهای طلایی به اشکال مختلف بروز میکنند که از جمله آنها میتوان به: اختیارات کارکنان سازمان امور مالیاتی در خصوص حق تأیید وضعیت و استاندارد کالاهای وارداتی واقع در اداره گمرک، حق داوری و قضاوت پروندههای مؤدیان مالیاتی، حق قاعدهگذاری در زمینه معافیتهای مالیاتی، حق استخدام دولتی در پستهای خالی سازمان و... اشاره کرد. حقوق اشاره شده همگی به نحوی کارکنان سازمان امور مالیاتی را در جایگاهی قرار میدهند که تحت تأثیر منافع شخصی میتوانند امتیازاتی به افراد خاص دهند. ضعف دیگری که نظام مالیاتی با آن روبهروست، معافیتهای مالیاتی است. به سبب گستردگی معافیتهای مالیاتی 40 درصد اقتصاد ایران از پرداخت مالیات معافاند و این مسأله به عاملی برای سوءاستفاده مشمولان این معافیتها تبدیل شدهاست. مورد بعدی از ضعفهای نظام مالیاتی، ضعف در ضمانتهای اجرایی است. ضمانتهای اجرایی به دلیل پوششدهندگی ضعیف فعالیتهای اقتصادی، زمینه را برای متخلفان مالیاتی فراهم آوردهاند و به گسترش فعالیتهای غیرقانونی و در نهایت، گسترش اقتصاد زیرزمینی دامن زدهاند. در نهایت نیز میتوان به کاستیهای مالیات بر دارایی در نظام مالیاتی کشور اشاره کرد، چراکه اگر نظام مالیاتی از ارز و سکه و دیگر داراییها مانند آنها مالیات اخذ میکرد، میتوانست به مانعی بر سر راه سفتهبازان بازارهای دارایی تبدیل شود و از گسترش فساد و تضعیف بخش مولد اقتصاد جلوگیری کند.
منبع : پژوهشکده امنیت اقتصادی
نظرات کاربران