به تازگی تیمی به سرپرستی کوستادین کوشلِو ازدانشگاه بریتیش کلمبیا,نکات ظریفی را به این مباحثه افزوده است .آنها به این نتیجه رسیدند که همه چیز در شرایط مساوی قرار دارد ,درآمد بیشتر ,از غصه ها کم میکند اما شادی را بیشتر نمیکند.

اگر ابهام یا تضادی در این حقیقت وجود دارد دلیلش سوء تعبیر رایجی است که درمورد ارتباط غم و شادی حاکم است و بیشترافراد فکر میکنند ارتباط این دو یک رابطه مستقیم و ساده است.کوشلِو و همکارانش توضیح میدهند " شادی و غم , متضادهای صددرصدی نیستند , بهم مربوطند اما جدایی از آنها و یا نابودی شان بطور همزمان بسیار دشوار است اما شواهد نشان میدهد این دو بطور مستقل به روش های خاصی عمل میکنند و این موضوع دلالت روشنی برارتباط میان پول و شادی دارد و بطور خلاصه ,چون شادی ,تنها به معنی نبودن غم نیست و یا برعکس , پس درآمد میتواند با هرکدام ازاین دو احساس ,رابطه متفاوتی داشته باشد ."

محققان اطلاعات بدست آمده از ۱۲هزارو ۲۹۱ نفر را که از طریق مطالعه سرشماری درسال ۲۰۱۰ بدست آمده بود تحلیل کردند.در سوالات این تحقیق از "متد تجربیات زندگی روزمره" استفاده شد که همانطور که از اسمش پیداست شامل بازگو کردن جزء به جزء رفتارهای روزانه میشود. این یکی از بهترین روشها برای دستیابی به مقولات سختی مانند اندازه گیری شادی میباشد.

محققان دریافتند حتی بعد از کنترل جنبه هایی چون میزان استرس فرد و خصوصیات جمعیت شناسی , با اینکه افراد ثروتمندتر کمتر احساس غم داشتند اما ارتباطی میان درآمد و شادی شان دیده نشد.اما چرا باید رابطه بین درآمد و احساس شادی یا غم , اینگونه بنظر برسد؟

بخشی از پاسخ به این برمیگردد که پول و ثروت تا چه اندازه دررویدادهای منفی زندگیشان نقش داشته است مخصوصا آنجاییکه داشتن پول بیشتر, عاملی برای داشتن حق انتخاب های بیشتر در مواجه با بدبختی و ناملایمات بوده است.افراد ثروتمندتر ممکن است احساس کنند در رویارویی با تنگناها ,کنترل بیشتری روی امور دارند.مثلا وقتی به خانه برگردید وبا سقفی که چکه میکند روبرو شوید ,اگر توان مالی کافی برای برطرف کردن این مشکل را داشته باشید ,تنش و فشاری به شما وارد نخواهد شد اما اگرتوان مالی تان برای حل سریعتر این مشکل ضعیف باشد ,ممکن است ماهها با این مصیبت زندگی تان مختل شود.

مشکلات اینچنینی و بزرگتر برای آنهایی که بنیه مالی ضعیف تری دارند به آنها این احساس را میدهد که کنترلی روی فراز و نشیب های زندگی ندارند بنابراین پیامدهای غم و غصه بسیار گسترده تر از پیامدهای شادی و رضایت است.
میتوان به این حالت به عنوان متغیری درگرایش به منفی بافی بشر نگاه کرد , ما از نظر روانشناسی بیشتر تحت تاثیر موضوعات منفی هستیم تا موضوعات مثبت.و وقتی موضوع پول مطرح میشود ,بسیاری از احساسات درونی شکل میگیرد : نداشتن پول کافی میتواند شمارا در پیچ و خم ها گرفتار کند , بی خوابی ها و مشکلات و قبض های عقب افتاده ؛ از طرفی دیگر داشتن پول هم چندان شورآفرین و هیجان انگیز نیست !