بنابراین، کاهش تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا تأثیر قاطعی بر رابطۀ ایران ـ عربستان خواهد گذاشت. در غیر این صورت،چون جدال فرقه ای ناشی از تعارضات ساختاری نظام بین الملل در خاورمیانه است امکان دارد حتی تا برخوردهای نظامی توسعه یابد. به طور خلاصه، اگر ارادۀ قدرت جمهوری اسلامی به گسترش بیشتر تنش های دنبال موازنۀ قدرت در برابری هژمون نظام بین الملل باشد، قاعدتا فرقه ای در منطقه خواهد بود چون فرقه گرایی نه به مثابۀ اعتقادات بنیادگرایانه، بلکه به مثابۀ ابزاری در خدمت ارادۀ قدرت ایران به لحاظ ساختاری قرار گرفته است. همچنین تأثیر فراگیر قدرت آمریکا را به لحاظ موازنۀ ساختاری یکی از عوامل منازعه است و مجالی را برای عرض اندام جمهوری اسلامی به عنوان بازیگری نوظهور باقی نگذاشته است؛ بدین ترتیب، نبردهای نیابتی ادامه پیدا خواهد کرد، مگر آنکه جمهوری اسلامی برای توسعۀ قدرت خود وفرقه ای قاعدتا موازنۀ نیروها از ابزاری به غیر از ایدئولوژی بهره بگیرد؛ هرچند تنشهای منطقه ای ناشی از منازعۀ بزرگتری است که در جریان است و در صورت نبود نمای فرقه ای خود را در شکل دیگری احیا خواهد کرد؛ زیرا ایران تلاش مستمری برای سلطه بر منابع کمیاب منطقه کرده که موجد منازعه با قدرت هژمونیک نظام بین الملل شده است. نشانه های گسترش منازعه، خروج آمریکا از برجام و تحریمهای اقتصادی دولت ترامپ است که به تعارض وجهی بین المللی بخشیده است. بعد ازاینکه تحریمهای اقتصادی و منازعۀ نیابتی در منطقه در کنترل قدرت ایران تأثیری وافی نداشت امکان جدال مستقیم نظامی ایران با هژمونی متصور شده است؛ زیرا این مسئله نه فقط در مهار ایران به طور کامل موفق نبوده بلکه حتی به گسترش سلطه و قدرت ایران در منطقه انجامیده که صرفا ناشی از عامل مذهبی نبوده بلکه عوامل دیگری در آن دخیل است که در این مجال نمیگنجد. ازاین منظر جمهوری اسلامی باید خود را برای سناریوهای پیچیده جدالی فراتر از ایران ـ عربستان آماده کند.
خلاصه مقاله تحلیل ساختارگرایانه منازعۀ ایران ـ عربستان سعودی منتشر شده از سوی مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری
نظرات کاربران