در مسأله برجام اروپا نشان داده از استقلال رأی کافی برخوردار نیست و با اتخاذ مواضعی که میتوان آنها را «ذلیلانه» دانست، برجام را به بنبست کشانده است. عدم توانایی اروپاییها در مستقل عمل کردن، باعث شده فشارهای غیرقانونی ایالات متحده علیه ایران ادامه یابد و این کشورها به جای ایستادگی در مقابل تصمیم آمریکا مبنی بر خروج غیرقانونی از برجام و نقض حقوق بینالملل از طریق وضع و اعمال تحریم، به ایران فشار بیاورند تا به مذاکرهای جدید با ایالات متحده تن در دهد. ابتکاراتی نیز در این میان مطرح شده که البته نتیجه بخش نبوده است. از جمله این ابتکارات میتوان به طرح خط اعتباری 15 میلیارد دلاری فرانسه یا طرح مشترک 18. 4 میلیارد دلاری فرانسه و ژاپن اشاره کرد که به دلیل عدم صدور اجازه از سوی وزارت خزانه داری ایالات متحده به نتیجه نرسید. جمهوری اسلامی ایران نیز اعلام کرده که چنین طرحهایی صرفا مانند مسکن عمل میکند و تأثیر موقت دارد. مشکل ایران پرداخت پول نیست بلکه دستگاه دیپلماسی ایران میگوید شما باید طبق برجام عمل کنید و تحریم ایران را نه در عمل و نه در عرصه کلام به رسمیت نشناسید. بر مبنای بندهای 26 و 36 برنامه جامع اقدام مشترک به دلیل آن که کشورهای باقی مانده در توافق هستهای نخواستهاند یا نتوانستهاند به تعهدات اقتصادی خود پایبند باشند، در نتیجه جمهوری اسلامی ایران نیز بخشی از تعهدات خود را به صورت گام به گام به حالت تعلیق در آورده تا از این طریق اروپا را وادار به اجرای تعهدات کند.
ایران معتقد به دیپلماسی است و میگوید حاضر است تا مذاکرات در قالب 1+5 دوباره آغاز شود، اما لازمه آغاز این مذاکرات تعلیق تحریمهای اعمال شده از سوی آمریکا است که بر خلاف برجام بوده و مانع از آغاز گفتوگوهایی جدید میشود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به صرف وعدههایی که در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 آمریکا به هوادارانش داده، یک طرفه از برجام خارج شد و گمان میکند ایران باید پای میز مذاکره بیاید؛ چرا که دولت کنونی ایالات متحده نیاز دارد تا یک موفقیت بزرگ را در عرصه سیاست خارجی در کارنامه خود ثبت کند و در حال حاضر مهمترین موضوع سیاست خارجی برای کاخ سفید، موضوع ایران است. با این وجود دولت ترامپ نه در عرصه داخلی شرایط مناسبی دارد و نه در عرصه خارجی، ایران نیز راهبرد «مقاومت فعال» را در پیش گرفته تا هم عزت ملی خود را زیر پا نگذارد و هم ضربهای جدی به رئیسجمهور آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری سال 2020 وارد کند.
بنبست کنونی در پرونده هستهای ناشی از آن است که جمهوری اسلامی نمیتواند به ایالات متحده اعتماد کند؛ زیرا آمریکا یک بار نقض عهد کرده و از برجام که امضای چند کشور و همچنین قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد را به عنوان تضمین اجرایی پشت سر خود داشت، خارج شده است. چطور میتوان بار دیگر و بدون ضمانت اجرایی مؤثر به این کشور اعتماد کرد؟ چه تضمینی وجود دارد که اگر مسئولان ایرانی به مذاکره رضایت دادند، دیدارهایی اتفاق افتاد و توافقاتی انجام شد بعد از آن ایالات متحده آمریکا به تعهدات خود در توافق جدید عمل کند و خواستههای جدیدی را از ایران مطرح نکند؟ حقیقت آن است که رفتار نامتعادل دولت ایالات متحده در عرصه سیاست خارجی و به خصوص در قبال تفاهمها و توافقهای بینالمللی سبب شده که حتی تصویب یک توافق توسط کنگره را نیز نتوان تضمینی مناسب به حساب آورد؛ چرا که برای نمونه معاهده منع گسترش موشکهای میان برد هستهای (INF) که در سال 1987 توسط ایالات متحده و شوروی سابق به امضا رسید، از سوی کنگره آمریکا مورد تأیید قرار گرفته و به صورت قانون در آمده بود اما با این حال دونالد ترامپ از این توافق نیز خارج شد و نشان داد که عملا هیچ مسالهای نمیتواند مانع از رفتارهای غیرقابل قبول دولت آمریکا در قبال توافقهای بینالمللی شود. در چنین وضعیتی میتوان تصریح کرد که ایران تا هر اندازه که بتواند مقاومت کند، شرایط بهتری برای خود فراهم خواهد کرد. هر چند در این مسیر مشکلات فراوان است و به خصوص در حوزه اقتصاد مسائل بسیاری برای مردم ایجاد کرده و خواهد کرد اما رفتار طرف مقابل راهی جز این برای ایران باقی نگذاشته و ما به هیچ وجه نمیتوانیم به آمریکا و اروپا اعتماد کنیم.
آرمان ملی
نظرات کاربران