سعيدرضا قدرت، كارشناس دفتر شاخص قيمت‌هاي مركز آمار ايران در گزارش خود با عنان «پنجره جمعيتي در ايران، هديه يا وام» نوشته است: «پس از بسته شدن پنجره جمعيتي، جمعيت ايران به سوي پيري مفرط و بي‌سابقه در تاريخ جمعيتي كشور پيش خواهد رفت.
آنچه بايد به آن توجه داشت سالمندي جمعيت است كه در آينده تجربه خواهد شد با توجه به ورود متولدين سال‌هاي ميانه دهه ۶۰ به سنين سالمندي، تجربه سالمندي جمعيت، سريع و اثرگذار خواهد بود. اگر براي جمعيت در سنين طلايي فعاليت، كار مناسب و با چشم‌انداز زمان بازنشستگي مهيا نشود، ورود آنان به سنين سالمندي، كشور را با مشكلات غيرقابل جبراني مواجه خواهد كرد.
تعبير وام جمعيتي، ناظر بر اين معناست كه فرصت استفاده از مرحله پنجره جمعيتي از دست رفته و به چالشي پيش رو تبديل شده است.
جمعيت كشور از ساختار جوان با بيش از ۴۰ درصد جمعيت در سنين صفر – ۱۴ با ورود به پنجره جمعيتي، در حال حاضر و با توجه به داده‌هاي سرشماري عمومي نفوس و مسكن ۱۳۹۰ به ۲۳.۴ درصد رسيده است. اين در حالي است كه جمعيت ۱۵-۶۴ ساله از ۵۳.۸ درصد در سال ۱۳۳۵ به ۵۰ درصد در سال ۱۳۴۵ كاهش داشته و در سال ۱۳۸۵ به ۶۹.۷ و در سال ۱۳۹۰ به ۷۰.۹ درصد رسيده است با توجه به رشد صعودي نسبت جمعيت ۶۵ ساله و بيشتر به كل جمعيت، كشور به سمت سالمندي جمعيت پيش مي‌رود.
يكي ديگر از شاخص‌هاي مرتبط با ساختار جمعيت، نسبت وابستگي است كه نشان‌دهنده نسبت افراد صفر-۱۴ و ۶۵ ساله و بيشتر به جمعيت در سنين فعاليت، يعني ۱۵-۶۴ ساله‌ها، ضرب در ۱۰۰ مي‌باشد. نوسان شاخص مذكور نشاندهنده تغييرات بنيادين ساختار سني كشور در گذر زمان است و با توجه به آينده پيش رو روند نسبت وابستگي مجددا به صعودي تغيير جهت خواهد داد، ولي اين بار با افزايش شمار سالمندان.
يكي از معيارهاي تشخيص پنجره جمعيتي اين است كه نسبت وابستگي به زير ۵۰ درصد مي‌رسد. علاوه بر معيار فني وابستگي زير ۵۰ درصد، ديگر معيارهاي فني هم با ورود به مرحله پنجره جمعيتي همخواني دارند نسبت وابستگي كه در سال ۱۳۴۵ به رقم ۹۹.۸۲ رسيده بود، در سال ۱۳۸۵ به زير ۵۰ درصد، يعني ۴۳.۴ و در سال ۱۳۹۰ به ۴۱.۰۵ رسيده است.
به نظر مي‌رسد علي‌رغم افزايش بي‌سابقه نسبت جمعيت در سنين فعاليت به كل جمعيت، هنوز نرخ مشاركت، نرخ بيكاري و خصوصا نرخ بيكاري جمعيت جوان، زياد است و اين به آن معناست كه جمعيت زيادي در سنين طلايي فعاليت و اشتغال، بيكارند يا جزئي از جمعيت خارج از نيروي كار هستند در صورتي كه براي اشتغال جمعيت در سنين فعاليت، تدابير مقتضي و كار انديشيده نشود فرصت كم‌نظير فعلي به چالشي غيرقابل كنترل در آينده تبديل مي‌شود كه اين همان تعبير وام جمعيتي است.»