"پیشنهاد این است که با وجود افت درآمدهای دولت به ویژه از ناحیه درآمدهای نفتی، برای تحریک اقتصاد جهت خروج از رکود، همراه با کاهش مالیاتها، مخارج دولت افزایش یابد و این مخارج از محل انتشار اوراق تامین مالی شود، و به این صورت با سیاستهای مالی انبساطی به رکود فعلی واکنش داده شود.از چند منظر این پیشنهاد را میتوان نقد کرد؛ اول؛ از منظر لزوم انبساطی بودن مخارج دولت، دوم؛ از منظر پایداری بدهیهای دولت، سوم؛ از منظر وضعیت و نقش مالیاتها که در این نوشتار تمرکز بر مورد اول است." وی اضافه کرده است " در شرایط فعلی اقتصاد ایران، وجود موانع جدی بر سر راه عرضه به دلیل تحریمها، تورمی بودن اقتصاد و افت تولید به دلیل التهاب بازارها (نااطمینانیهای زیاد و افت سرمایه گذاری) نشان از این دارد که ما با افت روند مواجهیم نه رکود و بنابراین سیاستهای دولت نباید انبساطی باشد و مشکلات افت تولید باید مستقیما از محل رفع موانع تولید حل و فصل شود."
وی ادامه داده است "در ایران همواره شوکهای زیاد و نسبتا ماندگاری به اقتصاد وارد شده که روند تولید بارها تغییر مسیر داده است. لذا در بسیاری از زمانها نرخ رشد منفی تولید با افزایش تورم همراه شده (رکود تورمی) که نشانگر این بوده که افت تولید نه از جنس رکود بلکه از جنس افت روند بلندمدت اقتصاد بوده است. نباید صرف مشاهده منفی شدن نرخ رشد تولید، برچسب رکود به شرایط اقتصاد زده شود و سریعا با استفاده از برخی مباحث ابتدائی اقتصاد سیاستهای پولی و مالی انبساطی پیشنهاد شود؛ بلکه باید موشکافانه ماهیت این افت تولید بررسی شود، که آیا ناشی از موانع سمت عرضه است یا افت تقاضا." دراین نوشته می خوانیم : "
اما شرایطی را در نظر بگیریم که بخش عرضه اقتصاد متاثر از پدیدهای مانند تحریم باشد، که در آن عرضه تمایل به افزایش دارد اما امکان افزایش ندارد، و از طرف دیگر تقاضا هم در اقتصاد بالاست، در چنین شرایطی تورم شروع به افزایش میکند. کاری که دولت در اینجا باید انجام دهد رفع موانع تولید است نه تحریک سمت تقاضا با سیاستهای پولی و مالی انبساطی. رکودی که راه حل اقتصاد برای آن سیاستهای پولی و مالی انبساطی است، شرایطی است که سطح تقاضا از عرضه کمتر است که با کاهش تورم همراه میشود و سیاستهای پولی و مالی میتوانند با تحریک تقاضا به برگشت به روند بلندمدت کمک کنند. ولی وقتی اقتصاد با افت روند مواجه است، ممکن است تقاضا نسبت به عرضه فزونی یابد که انعکاس آن در افزایش تورم خواهد بود و در چنین شرایطی سیاستهای پولی و مالی انبساطی نه تنها کمکی به حل مشکل نمی کنند بلکه با ریختن نفت در آتش تقاضایی که تا همینجا نیز از سطح عرضه فراتر رفته، منجر به وخیم تر شدن اوضاع میشوند.اگر چه باید توجه کرد که یکی از مهمترین دلایل وجود همین شوکهای زیاد و ماندگار در روند تولید در ایران، عدم اتخاذ سیاستهای ضدچرخهای است. به طوری که هر بار شوکهای نفتی با سیاستهای موافق چرخهای، تبدیل به شوکهای ماندگاری بر تولید شدهاند. بنابراین شکی در این نیست که بسیاری از شوکهای برونزای وارده به اقتصاد باید با سیاستهای ضدچرخهای پاسخ داده شوند. اما این واکنش ها چه زمانی موضوعیت دارند؟
معنای این نوشته این است که دولت نباید به بهانه تحریک تقاضا پول خود و پول مردم را به جیب بنگاههایی بریزد که به طور بنیادین مشکل تولیددارند و رکود برای انها یک بهانه است.
.
نظرات کاربران