مجلسی که می‌توانست به واسطه یک انتخابات پرشور و راه یابی نمایندگانی پرتجربه‌تر در زمانی که کشور به آرامش داخلی و بین‌المللی نیاز دارد با توان بیشتری به فعالیت بپردازد. برهه‌ای از زمان که ده‌ها مساله بین‌المللی بر سر راه کشور قد علم کرده است و هر روز شرایط اقتصادی کشور را سخت تر می‌کند عملا نیمی از زمان این نهاد تاثیرگذار به آشنایی منتخبان با امور پارلمانی خواهد گذشت و نیمی دیگر احتمالا معطوف به انتخابات ۱۴۰۰ و برخوردهای جناحی خواهد شد. مجلسی که باید به دور از این حواشی به‌دنبال تدوین و تصویب قوانینی باشد تا بتواند در این زمان چرخ‌های کشور را تقویت کرده و رو به جلو هدایت کند تا اندکی از فشارهای سخت خارجی کاسته شود و زندگی را برای مردم راحت تر کند. مجلسی که دیگر نباید اشتباهات گذشتگان را تکرار کند و اولویت خود را نگاه ملی و فراجناحی قرار دهد. در این راستا گفت‌وگویی با مهدی آیتی ، نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی داشته ایم که متن آن را می‌خوانید .

روند تشکیل مجلس یازدهم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

از مجلس چهارم که روند انتخابات با تغییراتی همراه شد و فیلترهای بیشتری بر سر راه نمایندگان مجلس قرار گرفت و در نتیجه رقابت در راه مجلس شورای اسلامی با سختی‌های بیشتری همراه شد و عملا برخی تفکرات و جناح‌ها از این عرصه تا حدودی کنار رفتند. این مشکل به قانون انتخابات بازمی‌گردد و عملا شاهد هستیم به‌دلیل عدم وجود یک قانون صریح در این رابطه به واسطه تفسیری که صورت گرفته است عملا رقابت صددرصدی و تشکیل یک مجلس کارآمد و قوی گرفته شده است. این مساله سبب شده تا ترکیب مجلس یازدهم باز هم از نگاه من طبیعی به‌نظر برسد زیرا همچنان بازنگری جدی و علمی در قانون انتخابات صورت نگرفته است و رویه قبلی با جدیت ادامه یافته است. در دوره‌های اخیر اتفاق تازه‌ای رقم خورده است که تا حدود زیادی کارشناسی‌ها را در این عرصه با حرف و حدیث‌های فراوانی روبه‌رو کرده است‌. در گذشته شورای نگهبان به تنهایی در عرصه تایید صلاحیت‌ها اقدام می‌کرد اما به‌تازگی شاهد هستیم که شوراهای نظارت در تمامی استان‌ها و شهرها راه‌اندازی شده‌اند و عملا شائبه‌هایی پس از این ایجاد شد که شاید برخی از حوزه‌ها با نگاه قومی و خانوادگی در صلاحیت‌ها دخالت کنند. در برخی از این حوزه‌ها عملا صلاحیت دستگاه‌های نظارتی به خوبی مورد رسیدگی قرار نگرفته است و به علت عدم وجود یک چارچوب منظم و تعیین شده سلیقه‌های شخصی گاه در این عرصه دخیل می‌شود.

اختلافاتی که بین جریان‌های اصولگرا در انتخابات یازدهم رقم خورد گویای چه امری است؟

هم در جریان اصولگرا و هم در جریان اصلاحات اختلافات در این اواخر بیشتر شده است تا جایی که هر کدام از این احزاب در نحوه شرکت در انتخابات اختلافات جدی داشتند و شاهد بودیم که عملا اصولگرایان در تنظیم یک لیست نیز عاجز بودند و اجماع خود را از دست داده بودند. با وجود این موارد اما شاهد بودیم که جریان اصلاحات به علت کاهش مشارکت و به علت عملکرد ضعیفی که در مجلس دهم داشتند، شکست سنگینی در انتخابات مجلس خوردند و این شکست حادثه‌ای است که امکان دارد در آینده گریبان جریان اصولگرا را نیز بگیرد اگر از اتفاقات این روزها درس عبرت نگیرند. اختلافاتی که در جریان اصولگرا وجود داشت ریشه در تغییراتی داشت که برخی افراد شاخص این جریان معتقد بودند باید در روند کار ایجاد کنند که این امر با مخالفت جدی جناح سنتی این جریان روبه‌رو شده بود .

اختلافاتی که در عرصه انتخابات میان اصولگرایان به وجود آمد ، آیا با آغاز به کار مجلس یازدهم تداوم خواهد داشت؟

من معتقد هستم در این عرصه آقای قالیباف کاملا آگاهانه اقدام کرده است و تمامی گام‌هایی که در راستای انتخابات مجلس برداشت، هدفمند بود. بنابراین به‌نظر من پس از آغاز به کار مجلس یازدهم ائتلاف‌های جدیدی در مجلس شکل خواهد گرفت همانطور که در مجلس دهم نیز این اتفاق رقم خورد. عده‌ای در مجلس دهم تحت عنوان لیست امید وارد مجلس شدند اما پس از آغاز به کار مجلس از لیست امید فاصله گرفتند و اسم خود را مستقل و اصولگرای میانه‌رو گذاشتند و عملا از جبهه اصلاحات جدا شدند و عارف به واسطه همین بد عهدی‌ها در انتخاب ریاست مجلس شکست خورد و هیچ‌سمت قابل توجهی در مجلس کسب نکرد. من حدس می‌زنم که اشخاصی که در ذیل لیست پایداری بودند به احتمال فراوان پس از آغاز مجلس به سمت قالیباف سوق پیدا می‌کنند . در این صورت آقای قالیباف قطعا رئیس مجلس یازدهم خواهد شد. احتمال دیگر این است که جبهه پایداری به ایشان روی خوش نشان ندهند که احتمال کمی دارد. در این صورت قالیباف سرانجامی همچون عارف را در پیش خواهد داشت. مقوله‌ای که مشخص است این اختلافات پا بر جا خواهد ماند، اما باید توجه کرد که قالیباف تا چه میزان می‌تواند جایگاهی متفاوت برای خود دست و پا کند .

بزرگ ترین آسیبی که مجلس یازدهم را تهدید می‌کند ، چه می‌تواند باشد؟

کیفیت مجلس بسیار حائز اهمیت است . آنچه که در نگاه اول به چشم می‌خورد این است که مجلس یازدهم فاقد این مقوله است. کیفیت مجلس چندین ویژگی دارد. نخست سلامت نمایندگان مجلس است که اگر از نظر اقتصادی و اخلاقی در شرایط مطلوبی باشند، امر سلامت در این حوزه محقق می‌شود. سابقه و خوش نامی نمایندگان نیز در این عرصه بسیار مهم است. مقوله دیگری که کیفیت مجلس را نشان می‌دهد این است که منتخبان کارشناس و کاربلد در حوزه‌ای باشند که متصدی آن می‌شوند. اشخاصی که به قانون اساسی و قانون‌گذاری تسلط دارند قطعا می‌توانند کارشناسان مطلوبی در مجلس باشند. در برهه‌ای از زمان که کشور در بن بست اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته است باید در صورتی که متخصصان این حوزه وارد این عرصه نشده‌اند از آن‌ها مشورت گرفت و بازی‌ها و تعارفات جناحی را کنار زد تا بتوان گام‌های مثبتی در راه ترقی کشور برداشت. از سویی دیگر طبق گفته رهبر انقلاب نمایندگان مجلس باید شجاع باشند و به دور از ملاحظات سیاسی ایرادات را بیان و برطرف کند. نماینده مجلس نباید تحت تاثیر اتفاقات داخل و خارج مجلس از کنار حق عبور کند و آن را بیان نکند این بزرگترین آفتی است که همواره پارلمان را در ایران تهدید می‌کند . آنچه که می‌توان پیش‌بینی کرد این است که مجلس یازدهم در زمینه‌های فوق با کمبودهای جدی روبه‌رو است.

آیا مجلس آتی می‌تواند در عرصه سیاست خارجی به خوبی گام بردارد؟

با بررسی ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی می‌توان دریافت که هر دوره‌ای اختیارات مجلس به‌نحوی کاهش یافته است. از زمانی که امام فرمودند که مجلس در راس امور است مدت زیادی نمی‌گذرد اما امروزه بسیاری از سیاستمداران و دولتمردان به وضوح بیان می‌کنند که مجلس دیگر آن جایگاه را ندارد. برخی حتی مدعی هستند آن صحبت‌های امام در زمانی خاص بوده است. به همین دلیل مجلس در عرصه سیاست خارجی نمی‌تواند اثرگذاری خاصی داشته باشد. دستان مجلس در تصمیم‌گیری در عرصه ملی و فرا ملی و سیاستگذاری در عرصه فرهنگی و اقتصادی کمی بسته است و حتی شاهد بودیم عملا در نگارش بودجه سال بعد نیز کم توان بود و مخالفت خود را با کلیات آن نتوانست در عمل اجرائی کند و در راستای بهبود نقاط ضعف آن تصمیم‌گیری کنند. برخی تصور می‌کنند همه اتفاقات در مجلس رقم می‌خورد در حالی که چنین مقوله‌ای دقیق نیست. اگر بخواهیم به اعداد و ارقام رجوع کنیم می‌توان گفت که مجلس صرفا در 30‌درصد تصمیمات کشور نقش دارد و به هیچ‌عنوان در راس امور نیست. با وجود این تفاسیر مجلس در عرصه سیاست خارجی نیز بعید به‌نظر می‌رسد بتواند اقدام خاصی انجام دهد.

مجلس چگونه می‌تواند در راستای جایگاه واقعی خود گام بردارد به‌نحوی که تاثیرگذاری بیشتری در امور کشور داشته باشد؟

گام برداشتن در این مسیر به شدت دشوار است زیرا سیاست‌هایی در این مسیر اعمال شده است که سبب شده تا موانع پیش روی مجلس افزایش یابد. به همین دلیل اختیاراتی که مجلس اول داشت به‌نظر می‌رسد هیچگاه تکرار نمی‌شود. اقتدار مجلس تقریبا پس از دوره دوم روند نزولی به خود گرفت و آن نیز به علت همان سیاست‌ها بود که به‌صورت تدریجی مجلس را احاطه کرد. به عقیده من مجلس برای بازگشت به آن جایگاه نیازمند یک برنامه با زمان بندی بلندمدت است چراکه در وهله اول باید قانون انتخابات مورد بازنگری قرار گیرد و تا زمانی که اصلاح نشود نمی‌توان گام مثبتی در این راستا برداشت.

احزاب در راستای بهبود جایگاه مجلس چه نقشی می‌توانند داشته باشند؟

حزب در ایران وجود خارجی ندارد. دولتمردان که همواره از حزب و تحزب به نیکی یاد می‌کنند وقتی از آنها پرسیده می‌شود که از کدام حزب هستید ، غالبا عنوان می‌کنند که فراجناحی هستند اما به شدت از ضعف احزاب و خالی‌بودن کشور از آنها گلایه دارند. تنها شخصیتی که عنوان می‌کرد من حزبی هستم دکترشهید بهشتی بود. ایشان صریحا اعلام کرد که حزب معبد و پرستشگاه من است اما در این سال‌ها بزرگترین شخصیت‌های سیاسی کشور همواره اعلام کرده‌اند فراجناحی هستند. رئیس جمهور فعلی کشور نیز اذعان می‌کند که فراجناحی است. وقتی تا این میزان از این عنوان فرار می‌کنند به‌نظر می‌رسد که در نگاه آنها حزب مقوله ناخوشایندی است. از همین آقایان وقتی پرسیده می‌شود که راه‌حل برون رفت از بحران چیست ، نخست اعلام می‌کنند گرایش پیدا کردن به سمت احزاب راه‌حل است. دولتمردان ما شعار حزب‌گرایی می‌دهند اما ضد حزب به معنای واقعی هستند. هیچ‌دولتمردی را در این سال‌ها شاهد نبوده‌ایم که سینه سپر کند و با افتخار اعلام کند من از فلان حزب هستم. برخی سیاستمداران را نیز شاهد هستیم که احزاب را به سخره می‌گیرند و با عباراتی سبک آنها را مورد خطاب قرار می‌دهند. این موارد نشان می‌دهد که تفکر دولتمردان کشور حزبی نیست . عملا گروه‌ها و محافل سیاسی در کشور به جای احزاب تصمیم گیری می‌کنند. حزب تعریف مشخصی دارد و بر پایه یک اساسنامه شکل می‌گیرد. حزب باید همواره فعال باشد و در عرصه اجتماعی و سیاسی همه روزه فعال باشد. اینکه برخی گروه‌ها در ایام نزدیک به انتخابات آغاز به کار کنند را نمی‌توان عنوان حزب بر آن‌ها اطلاق کرد. با وجود این شرایط، عملا نمی‌توان امیدی داشت که احزاب بتوانند نقشی مفید ایفا کنند. در صورتی که قطعا تعالی مجلس در گرو فعال شدن واقعی احزاب است. گره‌های سیاسی در بسیاری از نقاط جهان با روی آوردن به احزاب حل شده است زیرا نماینده ای که به مجلس از طریق حزب راه پیدا می‌کند متعهد به انجام صحیح وظایف خود است و به این ترتیب زمینه‌های ترقی مجلس فراهم می‌شود.