واژه ترور از ریشه لاتینی Terrere به معنای ترس و ترساندن است. این واژه برای نخستین بار سال 1796 در متمم فرهنگ لغات «فرهنگستان علوم فرانسه» ظاهر شد و تروریسم را چنین معنا کرد: «نظام یا رژیم وحشت». واژه نامه فرانسوی «Robert » دو تعریف برای تروریسم ارایه می‌دهد:
1-اعمال مستمر خشونت در راه یک هدف سیاسی و اعمال خشونت‌آمیز مربوط به آن.
2-رفتار و کردار حاکی از عدم تحمل و مدارا و ایجاد ارعاب.
واژه نامه فرانسوی «لاروس» تروریسم را چنین ترسیم می‌کند: «مجموع اعمال خشونت‌آمیز یک سازمان برای ایجاد ناامنی، یا برای براندازی یک دولت مستقر» و «شیوه و رژیم خشونت‌آمیز یک دولت.» فرهنگ اصطلاحات سیاسی دالوز (Dalloz) تروریسم را اقدام سیاسی خشونت‌آمیز افراد یا اقلیت‌های سازمان یافته علیه اشخاص، دارایی‌ها و نهادهایی می‌داند که برای نیل به اهدافی نظیر، کسب استقلال از یک دولت، سرنگونی رژیم حاکم و مبارزه علیه برخی جنبه‌های سیاسی یک دولت، صورت می‌گیرد. فرهنگ اصطلاحات نظامی ستاد مشترک ارتش و وزارت دفاع امریکا نیز تروریسم را اینگونه تعریف می‌کند: «کاربرد منظم خشونت غیرقانونی به کاربرد آن، به منظور ایجاد ترس، یا سرکوب، یا ارعاب حکومت‌ها و یا جوامع، در تعقیب اهدافی که عموما سیاسی، مذهبی و یا ایدئولوژیکی هستند.»
همچنین در تعریف کنگره امریکا از تروریسم در قانونی موسوم به قانون، «ناظربر اطلاعات خارجی» چنین یاد شده است:
1- درحوزه صلاحیت قضایی امریکا واقع شده و قوانین جنایی آن را نقض کند،
2- در خارج از مرزهای ملی امریکا واقع گردد،
3- یکی از اهداف زیر را دارا باشد:
- اعمال تهدید و زور نسبت به مردم غیرنظامی.
- اعمال تهدید و زور نسبت به سیاست‌های دولتی.
- تلاش برای تاثیرگذاری بررفتار دولتی به وسیله آدم‌ربایی یا آدمکشی.
اگرچه رویکردهای متفاوت و حتی برخوردهای دوگانه با مساله تروریسم در جهان امروز، تابعی از شرایط سیاسی داخلی و بین‌المللی گشته است ولی آثار مخرب و منفی آن بر هیچ کس پوشیده نیست، تعدادی از کشورهای جهان از جمله امریکا بسته به مصالح، منافع و شرایطی، حامی، مخالف و یا قربانی تروریسم بوده‌اند. نهادهای اطلاعاتی و امنیتی امریکا پس از جنگ دوم جهانی و در بحبوحه جنگ سرد، به ترور شخصیت‌های مهم سیاسی و نظامی کشورهای مخالف رو آوردند تا شاید بتوانند با ترور رهبران جریان‌های سیاسی مخالف، کفه ترازوی موازنه قوا را به نفع خود سنگین کنند؛ اقدامی که همچنان در دستور کار دولت امریکا قرار دارد.
شدت گرفتن ترورهای سازمان سیا در دهه 1960و 1970باعث شد تا کنگره برای مهار این سازمان اقدام کند. روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی به افشاگری بی‌سابقه علیه اقدامات غیرقانونی سازمان سیا شامل بمب‌گذاری، کودتا، شکنجه و ترور رهبران سیاسی در جهان پرداخت. انتشار این گزارش مخالفت با اقدامات «سیا» را افزایش داد و باعث شد تا در سال 1975 کمیته ویژه‌ای موسوم به «کمیته کلیسا» در مجلس سنا به بررسی فعالیت‌های نهادهای اطلاعاتی و امنیتی امریکا بپردازد. تحقیقات در مورد ترور رهبران خارجی باعث شد تا در نهایت جرالد فورد، رییس‌جمهور وقت امریکا استفاده از ترور را به عنوان ابزاری در خدمت سیاست خارجی این کشور ممنوع اعلام کند. وی دستورالعمل اجرایی صادر کرد که می‌گوید هیچ کارمند دولت امریکا نباید «درگیر و یا شریک یک ترور سیاسی» باشد. ریگان حتی این ممنوعیت را گسترش داد و انواع ترور، غیرقانونی شدند. این ممنوعیت اما آنچنان دوام نیاورد و از آن سال به بعد، امریکا بارها از ابزار ترور برای حذف رهبران سیاسی و چهره‌های اثرگذار در کشورهای مخالف خود استفاده کرد.

آبراهام‌لینکلن
در 14 آوریل سال 1865 میلادی و درست پنج روز پس از پایان جنگ‌های داخلی امریکا معروف به جنگ‌های «انفصال»، آبراهام لینکلن، رییس‌جمهور در لژ تئاتر فورد در شهر واشنگتن، هدف گلوله قرار گرفت و ساعاتی بعد جان سپرد. قاتل وی، یک بازیگر 26 ساله تئاتر به نام جان ویلکس بوث، از فاصله بسیار نزدیک و از پشت سر فقط یک گلوله به جمجمه لینکلن شلیک کرد، او پس از تیراندازی به سوی لینکلن فریاد زد: «جنوب انتقامش را گرفت». لینکلن در دوره نخستِ ریاست‌جمهوری‌اش، فرمان لغو بردگی که در ایالت‌های جنوبی امریکا رایج بود را صادر کرد و این مساله موجب آغاز جنگ‌های 4 ساله امریکا شد. این جنگ داخلی سرانجام با شکست و اضمحلال کنفدراسیون جنوب خاتمه یافت. بسیاری این ترور را از ابهامات تاریخ این کشور می‌دانند.

ویلیام مک‌کینلی
ویلیام مک‌کینلی، بیست و پنجمین رییس‌جمهور امریکا، سال 1896 و در دوران رکود بزرگ اقتصادی، در 34 سالگی به کنگره امریکا راه یافت. شخصیت کاریزماتیک، خصوصیات بی‌نظیر، زیرکی و سرعت انتقال ویلیام سبب شد تا به سرعت پله‌های ترقی را طی کند و طی 14 سال خدمت در کنگره، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین کارشناسان تعرفه گمرکی شناخته شود و در نهایت به نمایندگی از حزب جمهوری‌خواه امریکا، رییس‌جمهور این کشور شد. آنچه بیشتر در دولت او مورد توجه بود مساله سیاست خارجی بود و نه مساله شکوفایی و رونق اقتصادی. در آن زمان کوبا مستعمره اسپانیا بود، بن‌بست میان نیروهای اسپانیایی و انقلابیون کوبا، سبب شد تا روزنامه‌های امریکایی به‌شدت از اوضاع کوبا انتقاد کنند. رییس‌جمهوری ناتوان از مهار کنگره و مردم امریکا، سال 1898 طی پیامی اعلام بی‌طرفی کرد، اما کنگره سه قطعنامه صادر کرد که معادل با اعلام جنگ برای آزادی و استقلال کوبا بود. وی در سپتامبر 1901 و در سن پنجاه و هشت سالگی و در حالی که در صف ورود به نمایشگاهی در نیویورک ایستاده بود، به قتل رسید.

پاتریس لومومبا
در دهه 1960یعنی زمانی که جنگ سرد میان امریکا و شوروی در اوج خود بود، روند ترورهای سیاسی هدایت شده از سوی سازمان سیا نیز آغاز شد. در سال 1961، عملیات موفق ترور پاتریس لومومبا، نخستین نخست‌وزیر کنگو، درست زمانی که به‌نظر می‌رسید کم‌کم به سمت شوروی متمایل شده، هیاهوی بسیاری به پا کرد. در دهه‌ای که شاکله استعمار آرام آرام در آفریقا فرو می‌ریخت، لومومبا رهبر استقلال کنگو بود. تلاش‌های او و هم‌قطارانش، کنگو را از استعمار بلژیک رها کرد و لومومبا در نخستین انتخابات آزاد این کشور به نخست‌وزیری رسید. اما او تنها 10هفته در قدرت ماند. لومومبا پس از رسیدن به قدرت، با هدف تقویت استقلال کنگو دستور اخراج مستشاران بلژیکی را صادر کرد. ناتوانی در اجرای این خواسته باعث شد تا او از شوروی درخواست کمک کند؛ گناهی که از نگاه سیاستمداران امریکایی نابخشودنی بود. طرح مشترک میان سازمان سیا و سازمان‌های اطلاعاتی بلژیک به ترور لومومبا منجر شد. ترور لومومبا به عنوان نخست‌وزیر کنگو مهم‌ترین ترور یک چهره سیاسی در قرن بیستم نام گرفت.

کاسترو
در دهه 1960، ماموران سازمان سیا با اجرای طرح‌های متعدد برای ترور فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا، اقدام کردند، اما موفق نشدند. اسناد منتشر شده از سوی سازمان سیا نشان می‌دهد، مقامات دولتی در کابینه جان‌ اف کندی به‌شدت این سازمان را برای حذف کاسترو تحت فشار قرار داده بودند. تلاش برای ترور کاسترو در دهه‌های 1970، 1980و 1990نیز ادامه پیدا کرد، اما امریکایی‌ها هرگز نتوانستند دشمن دیرینه خود را حذف کنند. سازمان سیا پذیرفته است که طی 8 عملیات، قصد ترور فیدل کاسترو را داشته است. سیا برای ترور کاسترو از روش‌های مختلف ازجمله استفاده از قرص‌های سمی تا سیگارهای آلوده و شلیک گلوله استفاده کرد اما نتوانست به کاسترو صدمه بزند. محافظان سابق کاسترو گفته‌اند که او از 638 عملیات ترور جان سالم به در برد. کاسترو در نوامبر 2016 به مرگ طبیعی درگذشت.

جان اف کندی
جان اف کندی، عضوی از خانواده سیاسی و مشهور کندی بود که به عنوان نمادی از لیبرالیسم امریکایی، ریاست‌جمهوری امریکا را به عهده گرفت. او هنگام آغاز ریاست‌جمهوری 43 سال داشت و جوان‌ترین رییس‌جمهور تاریخ امریکا به حساب می‌آمد. از اتفاقات مهم دوران ریاست‌جمهوری او می‌توان به تهاجم ناموفق به خلیج خوک‌ها، بحران موشکی کوبا، ساخته شدن دیوار برلین، اولین اتفاقات جنگ ویتنام و جنبش حقوق مدنی امریکا اشاره کرد. کندی در 22 نوامبر 1963 در سن 46 سالگی به قتل رسید. قتل وی یکی از اتفاقات مهم تاریخ امریکاست که گمانه‌زنی‌های زیادی درباره‌اش وجود داشت. پس از حادثه ترور کندی با وجود تدابیر حفاظتی شدید در امریکا، علامت سوال بزرگی در اذهان عمومی این کشور و جهان شکل گرفت که چگونه فرد ضارب از لایه‌های امنیتی سازمان سیا، اف‌بی‌ای و گارد ریاست‌جمهوری عبور کرده و رییس‌جمهور را هدف قرار داد. لی هورلی اوسوالد، قاتل کندی، چندین ساعت پس از دستگیری، توسط جک رابی، مالک یک باشگاه شبانه در دالاس به قتل رسید. جک رابی نیز دو سال بعد، در حالی که حکم اعدامش صادر شده بود، به طرز مشکوکی در زندان جان خود را از دست داد! تا معمای ترور کندی، هیچگاه از اذهان عمومی امریکا و جهان پاک نشود.

مالکوم ایکس
مالکوم ایکس، مبارزی سیاهپوست بود که پدرش، کشیشی مذهبی و از جمله افرادی بود که برای حقوق مدنی سیاهپوستان فعالیت می‌کرد. مالکوم چهار سال بیشتر نداشت که با چشمان خود دید فرقه‌ای از سفیدپوستان امریکا، خانه‌اش را به آتش کشیدند. به شش سالگی که رسید، پدری در خانه ندید. دو سال از ربوده شدن کشیش لیتل، پدرش می‌گذشت که یک روز جسد مثله شده او را کنار ریل راه‌آهن پیدا کردند. مادر مالکوم در بیمارستان روانی بستری شد. مالکوم در کتاب خاطراتش درباره وضعیت زندگی خود بعد از مرگ پدرش نوشت: «کانون خانوادگی ما از هم گسست. یک قاضی سفیدپوست، وکیل خانوادگی ما شد و بردگی در لباس محبت را به یکایک ما آموخت. هر یک از خواهران و برادرانم تحت سرپرستی خانواده‌ای قرار گرفتند و ما کاملا از هم جدا شدیم». وی در 1952، رهبر جامعه سیاهپوستان مسلمان امریکا شد و کمی بعد وقتی در راه بازگشت به خانه بود، خانه‌اش به آتش کشیده شد، اما از این واقعه جان سالم به در برد. او در سال 1964 به خاطر تنش با رییس سازمان مسلمانان امریکایی از این سازمان اخراج شد. پس از بازگشت از حج، نام حاج ملک شبّاز را برای خود برگزید. یک هفته بعد و در 39 سالگی و هنگام سخنرانی از سوی سه نژادپرست مسلح، در یکی از سالن‌های اجتماعات نیویورک، از فاصله کم ترور شد.

مارتین‌لوترکینگ
لوترکینگِ جوان درپی بازداشت زن سیاهپوستی که با بلند نشدن از روی صندلی یک اتوبوس عمومی برای یک سفیدپوست زندانی شد، رهبری جنبش تحریم سیاهپوستان را برعهده گرفت و به‌‏ عنوان یک فعال مبارزه با تبعیض نژادی در سرتاسر امریکا شهرت یافت و بعدها به‌ همراه 60 رهبر سیاهپوست دیگر، سازمانی را بنیان گذاشت که به «کنفرانس رهبران مسیحی جنوب» معروف شد. وی در مبارزه علیه نژادپرستی، از تعالیم مسیح و مهاتما گاندی پیروی می‌کرد. وی در روز سوم آوریل در شهر خود آخرین و شاید تاثیرگذارترین نطق آتشین خود را بیان کرد. در آن سخنرانی با ذکر حماسه‌های عدم خشونتی که در آن شهر آفریده شده بود، احساسات جمعیت را برانگیخت. او در4 آوریل 1968 برای لحظاتی برای هواخوری به بالکن هتل محل اقامتش رفت. دیری نپایید که ناگهان صدای تک گلوله‌ای در فضا پیچید. لوترکینگ از ساختمان رو به رو هدف واقع شده بود. مرگ او در 39 سالگی به آنچه او در زمان حیاتش موفق به انجامش نشده بود، جامه عمل پوشاند. با اینکه نتایج عملی جنبش ضدنژادپرستی را به چشم خود ندید، اما مرگش تاثیر عمیقی در تغییر قوانین تبعیض‌ نژادی برجای گذاشت.

تلاش ناموفق برای ترور قذافی
هنگامی که در سال 1986 سه سرباز امریکایی توسط بمبی در یک دیسکو در برلین غربی کشته شدند، ریگان دستور حمله به مجتمع معمر قذافی در لیبی را صادر کرد. در سال 1986، به دستور رونالد ریگان طرح ترور معمر قذافی رهبر لیبی دنبال شد اما او از بمباران جنگنده‌های امریکایی جان سالم به در برد. لیبی آن زمان اعلام کرد در این بمباران، دختر کوچک قذافی کشته شده است. مفتاح المیسوری، یکی از مترجمان اصلی معمر قذافی مترجم سابق دیکتاتور سابق لیبی مدعی شد، قذافی در طول دوره حاکمیتش بر لیبی 36 بار با طرح ترور و توطئه برای کودتا مواجه شد.

احمدشاه مسعود
احمدشاه مسعود ملقب به شیر دره پنجشیر، یکی از فرماندهان و مجاهدین افغانستان بود که سال‌ها با ارتش شوروی سابق که افغانستان را اشغال کرده بود جنگید و پس از آن هم در درگیری‌های داخلی افغانستان نقش عمده‌ای داشت.وی نهم سپتامبر سال 2001 بر اثر انفجار انتحاری دو تروریست مظنون به ارتباط با شبکه القاعده که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، در ولایت تخار افغانستان کشته شد؛ زمان ترور مسعود، که فقط 2 روز پیش از حملات انتحاری 11 سپتامبر 2001 به نیویورک بود، سوالاتی را در مورد ارتباط این ترور با حوادث نیویورک و متعاقب آن حمله به افغانستان برانگیخت. طالبان هیچگاه مسوولیت این ترور را نپذیرفت. این موضوع باعث شد گمانه‌زنی‌هایی در مورد دست داشتن سازمان سیا در ترور مسعود در آستانه حملات 11 سپتامبر و طرح‌های امریکا برای اشغال افغانستان مطرح شود؛ از طرفی رابطه احمدشاه مسعود پیش از مرگش با مقامات امریکایی تیره بود؛ در آخرین ملاقات بین مسعود و رابین رافائل، معاونت امور خاورمیانه در وزارت خارجه امریکا در سال 1998، رافائل به مسعود پیشنهاد کرده بود که اسلحه را زمین گذاشته و تسلیم نیروهای طالبان شود که در آن سال‌ها بیش از 90 درصد خاک افغانستان را در کنترل خود داشتند. مسعود به رافائل گفته بود که نه تنها تسلیم طالبان نخواهد شد، بلکه از دولت‌های خارجی دستور نخواهد گرفت و اجازه احداث پایگاه نظامی در افغانستان را به هیچ نیروی خارجی نخواهد داد. از اواخر دهه 1980 امریکا به دنبال به حاشیه راندن و تضعیف شاه مسعود بود.

عماد مغنیه
مجله امریکایی «نیویورکر» در دوازدهمین سالگرد شهادت «حاج عماد مغنیه» فرمانده نظامی حزب‌الله لبنان در گزارشی طولانی جزئیاتی از عملیات ترور از سوی موساد را منتشر کرد. این گزارش نشان می‌دهد عوامل سازمان سیا غیرمستقیم در شناسایی و انجام این عملیات نقش داشته‌اند. زمانی که جاسوسان رژیم صهیونیستی برای آماده‌سازی اجرای این عملیات به دمشق نفوذ کردند، رییس موساد از «سیا» که جاسوسان آن به شکل غیرعلنی در میان کارمندان سفارت امریکا در دمشق نفوذ کرده بودند، کمک خواست. جاسوسان سیا آپارتمانی را در نزدیکی مکان دیدارهای عماد مغنیه اجاره کرده و جاسوسان رژیم صهیونیستی این آپارتمان را دوربین‌گذاری کرده بودند. یک مسوول سابق صهیونیستی که در جریان این عملیات بود تصریح کرد که جورج بوش و اولمرت توافق کردند که مغنیه باید تنها هدف باشد. در آن زمان سیا رییس ایستگاه خود در سرزمین‌های اشغالی را برای نظارات بر عملیات ترور به مقر موساد فرستاد.
در واقع جورج بوش چراغ سبز را برای اجرای این عملیات داده بود. 12 فوریه 2008 افسران موساد تلفن عماد مغنیه را ردیابی کرده و فهمیدند که او در حال حرکت به سمت آپارتمانی در منطقه «کفرسوسه» دمشق است و این خبر را فورا به جاسوسان خود در دمشق رساندند که آنها خودروی بمب‌گذاری شده را در مکانی که مطمئن بودند مغنیه از آنجا عبور خواهد کرد، قرار دادند.
عمادمغنیه و همراهانش وارد ساختمان شدند، درحالی که جاسوسان منتظر بیرون آمدن آنها بودند. بعد از گذشت یک ساعت، افسران موساد دیدند که دو همراه مغنیه از ساختمان بیرون آمده و سوار اتومبیل‌های‌شان شدند و پس از 10 دقیقه حاج عماد مغنیه به تنهایی از ساختمان خارج شد. در این لحظه فرمانده عملیات دکمه شلیک را فشار داده و عماد مغنیه ترور می‌شود.

بن‌لادن
اسامه بن‌لادن متولد عربستان یکی از اعضای خاندان بن‌لادن و بنیانگذار گروه تروریستی القاعده بود و در ارتباط با حملات تروریستی بسیاری در سراسر جهان از جمله بمبگذاری‌های 7 آگوست 1998 در سفارتخانه‌های امریکا در تانزانیا و کنیا، حمله به کشتی جنگی یواس‌اس کول (USS Cole)، حمله 11 سپتامبر 2001 به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون تحت تعقیب پلیس فدرال امریکا قرار داشت. در جنگ غزه در روز 15 ژانویه 2009 پیام صوتی از بن‌لادن در شبکه خبری الجزیره منتشر شد که مخاطبان را به جهاد و مبارزه علیه رژیم صهیونیستی و آزادی نوار غزه فرا می‌خواند.
بن‌لادن به اروپایی‌ها هشدار داد تا به حضور نظامی خود در افغانستان پایان دهند و نیروهای خود را از این کشور خارج کنند. وی مسوولیت خود را درقبال حملات 11 سپتامبر 2001 در امریکا پذیرفت و اعلام داشت: «حوادث منهتن (نیویورک) پاسخی به کشتار ائتلاف امریکا و اسراییل علیه مردم ما در فلسطین و لبنان بود و من مسوول آن هستم». مقامات سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) مدعی بودند رهبر القاعده در شمال غربی پاکستان حضور دارد. پس از آنکه پایگاه اینترنتی «ویکی لیکس» با انتشار مدارک نظامی امریکا در جنگ افغانستان ثابت کرد بن‌لادن عامل سیا است، بسیاری از رهبران جهان در این باره واکنش نشان دادند. فیدل کاسترو رهبر سابق کوبا مرد شماره یک شبکه تروریستی القاعده را عامل سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) معرفی و گفته بود بن‌لادن عامل امریکا است و جورج بوش، رییس‌جمهور سابق امریکا از بن‌لادن برای ترساندن جهان استفاده کرد. باراک اوباما رییس‌جمهوری امریکا که بازداشت و یا کشتن «بن‌لادن» را یکی از اهداف اصلی خود در دوره ریاست‌جمهوری برشمرده بود در 2مه‌2011 اعلام کرد نیروهای این کشور سرکرده گروه القاعده را در محل اختفای پایتخت پاکستان کشتند.

ابوبکر البغدادی
رهبر داعش که نیروهایش در عراق و سوریه عامل کشته شدن هزاران نفر از مردم این مناطق هستند، به رهبر مخوف‌ترین و وحشی‌ترین گروه تروریستی تاریخ تبدیل شد. دولت امریکا برای اطلاعاتی از مکان اختفای او 10 میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود و نام او را در لیست ده رهبر خطرناک‌ترین گروه‌های تروریستی قرار داده بود. بغدادی در 26 اکتبر 2019 طی عملیات نیروهای ویژه امریکایی در استان ادلب سوریه، پس از محاصره شدن خود را منفجر کرد و کشته شد. دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا اعلام نمود که هشت هلیکوپتر امریکایی برای از بین بردن ابوبکر البغدادی رهبر داعش سریع پرواز کردند و این عملیات را انجام دادند. البغدادی دو هفته تحت نظر قرار داشت، او دایما مکان خود را تغییر می‌داد، اما در مقطعی در یک مجتمع مسکونی بزرگ، جایی که بسیاری از تونل‌های زیرزمینی وجود داشت، مستقر شد. بیشتر این تونل‌ها بن‌بست بودند، به جز یکی از آنها، که ما آن را پوشانده بودیم. نیروهای ویژه امریکایی از طریق سوراخی در دیوار که با کمک انفجار انجام داده بودند، وارد خانه شدند. بغدادی هنگام انفجار کمربند انتحاری به همراه سه فرزندش کشته شدند.

قاسم سلیمانی
اضافه شدن هواپیماهای بدون سرنشین یا همان پهپادها به ادوات نظامی امریکا، مسیر ورود آنها به عملیات‌های نهادهای اطلاعاتی را نیز باز کرد. تکنولوژی استفاده از پهپادها در عملیات نظامی، متعلق به اسراییلی‌ها بود. سازمان سیا از سال 2001 و 2002 از پهپاد در عملیات‌های شناسایی و تهاجمی خود بهره گرفت. این سازمان نخستین بار در سال 2002 ابوعلی الحارثی، رهبر القاعده در یمن را هدف قرار داد. در دولت باراک اوباما، استفاده از پهپادها در عملیات‌های امریکا در پاکستان، افغانستان و خاورمیانه شدت گرفت. هواپیماهای بدون سرنشین ممکن است جایگزین مناسبی برای نیروهای زمینی باشند اما فناوری آنها با چنان سرعتی در حال توسعه است که به زودی شبه نظامیان هم قادر به تهیه هواپیماهای بدون سرنشین به اندازه یک کوله پشتی با دوربین‌هایی هستند که می‌توانند موقعیت خصمانه‌ای را کشف کنند و سپس به آن یورش ببرند. بامداد جمعه 13 دی 1398 در حمله موشکی بالگردهای امریکایی به 2 خودرو در فرودگاه بغداد، سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و ابومهدی المهندس معاون نیروی مردمی عراق (الحشد الشعبی) و همراهان دیگرشان در این حمله هدف قرار گرفته و به شهادت رسیدند. برای نخستین بار بود که دولت امریکا بلافاصله پس از هدف قرار دادن یک چهره موثر نظامی، مسوولیت آن را در بالاترین سطح به‌عهده گرفت. وزارت دفاع امریکا ترور سلیمانی را یک اقدام پدافندی برای محافظت از پرسنل امریکا و جلوگیری از حملات آینده ایران ذکر کرد.