ابوالقاسم سوزنچي از همدان در اين نشست با بيان اينكه ۴۵۰۰ حلقه چاه غيرمجاز در همدان موجب تراژدي آب در اين استان شده است به نكات قابل توجهي اشاره كره است كه در ادامه مي‌خوانيد.
وي در شروع سخنان خود به اين پرسش جواب مي‌دهد كه خروجي بحث‌هاي مطروحه در اين نشست چه مي‌شود و نيز پاسخ داد و گفت: ببينيد ما كمبود قانون نداريم. بايد ديد در اجرا چه كار كرديم؟ الان اصل ۴۴ از چه مدت زمين مانده است؟ چه به واسطه اصل ۴۴ به چه ميزان از پتانسيل‌هاي بخش خصوصي استفاده شد. من خيلي جاها گفته‌ام ۹۸ درصد فعاليت‌هاي كشاورزي در دست بخش خصوصي است، ولي در تصميم‌گيري‌ها چقدر دخالت دارد؟ او ادامه داد: دوستي اشاره كردند به سيب‌زميني. من عضو هيات مديره كانون سيب‌زميني بذري كشور هستم و غم آب را هم لحظه لحظه درك مي‌كنم. براي اين كه چاهي كه من در سال ۷۴ خريدم ۸ اينچ آب داشت. هر اينچ ما ۶ ليتر است. يعني ۴۸ ليتر در ثانيه من آب داشتم. ۳۰ هكتار نشتي آبياري مي‌كردم. جزو اولين كساني بودم كه در بخش، آبياري سيستماتيك انجام دادم. آن سالي كه من خريدم سطح ايستايي آب بين ۶۳ تا ۶۵ متر بود و الان به ۱۲۰ متر رسيده است. سهمي هم در اين كسري ندارم چون قانون را مو به مو اجرا كردم. اشاره‌اي داشتند كه پروانه چاه يك ساله است. حتي اخيرا پروانه چاه را ۶ ماهه صادر مي‌كنند اخيرا من به اداره مراجعه كردم كه پروانه مرا تمديد كنيد. گفتند آقاي سوزنچي پروانه تو مشكل دارد. گفتم چرا؟ گفت ۴ سال قبل آمديد نوشتيد ۱۶ تا، بعد نوشتيد ۲۸ تا بعد نوشتيد ۲۳ تا بعد ۲۴ تا. گفتم خوب اين را شما نوشتيد و هر بار كه سر چاه ما آمدند ۸۰ هزار تومان از من پول گرفتند و كارشناسي كردند. اين پول را شما گرفتيد و شما اشتباه كرديد. تكليف پرونده من چيست؟ من يك كلمه جواب دوستان را دادم كه پرسيده بودند مسائل و چالش‌هاي اصلي چيست كه يك كلمه گفتم مديريت. براي اين مديريت، تغيير اين مديريت و اجراي صحيح اين مديريت ما داريم چه كار مي‌كنيم؟
اتفاقاتي است كه در جامعه ما رخ داده و بهره‌برداران در تصميم‌گيري حضور ندارند و جاهايي هم كه حضور داشتند تصميمات را اجرا نكردند، تاييد كردند ولي اجرا نكردند. الان در اين فكرم كه اين گروه ۴۰ نفري وقتي از اينجا بيرون رفت، هر كدام با ۴۰ نفر صحبت خواهند كرد و عمق فاجعه را به سطح جامعه برسانيم تا جامعه بفهمد چه اتفاقاتي برايش افتاده است. يعني بايد فرهنگ‌سازي شود.
صحبت از اصفهان كردند. ۱۸ سال قبل ۷ ميليارد مترمكتب ورودي زاينده‌رود به اصفهان بوده و جمعيت آن، ۳۰۰ هزار نفر بوده است. الان ورودي زاينده‌رود به يك ميليارد مترمكعب رسيده و جمعيت اين شهر چهار ميليون و نيم شده است. آن وقت شهردار اصفهان ادعا مي‌كند (كه شايد اين رقم بيشتر از اين باشد) كه ۱۳ هزار هكتار فضاي سبز دارد. فضاي سبز كه بيشترش چمن است. اين تخريب آب است. چه كسي به اينها رسيدگي مي‌كند؟ شهردار تهران سينه‌اش را جلو مي‌دهد و مي‌گويد ما ۳۰ هزار هكتار در دشت تهران فضاي سبز داريم با كدام آب؟ و الان به فكر چاره‌جويي آب افتادند كه تهران دچار كمبود آب شده است.
سال قبل فرياد كردم كه به داد چاه من برسيد؛ چاه من يعني چاه منطقه من. در استان بي‌آب من، در دشتي كه به دشت فامنين مشهور بود كه طلاي سبز، يونجه همدان در دنيا منحصربفرد است، نيروگاه آب را زدند. روز افتتاح آن، آقاي شامخي مدير وقت گفت اين خيانت است به اين دشت. آقاي هاشمي‌رفسنجاني فرمودند اين اتفاق افتاده، چاره چيست؟ جواب دادند كه اينجا را مي‌شود تبديل به برق خشك كرد. قرار شد كميته‌اي نزديك به ۱۵ يا ۱۷ سال قبل، اين كار را انجام دهد. اما اين كار انجام نگرفت. در سفر دوم آقاي احمدي‌نژاد آمدند گفتند اين كار را انجام بدهيد ۲۴۰ ميليارد تومان بودجه آوردند. قرار شد ۱۲۰ ميليارد بپردازند كه ۸۰ ميليارد دادند و يك برجكي رفت بالا و تعطيل شد. در سفر چهارم يادآوري شد و ۶۰ ميليارد ديگر دادند، ولي اين بودجه‌اي كه تا ۲۴۰ ميليارد بود الان ۳۵۰ ميليارد كسري دارد. در عين حال الان كه كشور من و استان من شديدا با كمبود آب مواجه است و فروچاله‌هاي وحشتناك در اطراف همانجا احداث شده است، همانجا آمدند يك كارخانه فولاد تاسيس كردند و سه تا كارخانه فولاد هم در دست اقدام است.
دوستان آشنايي دارند كه كارخانه‌هاي فولاد آب وحشتناكي مصرف مي‌كنند. ۷۹ مورد قنات بوده كه ۱۲ مورد از آنها مانده‌اند؛ حالا آخرين چاره تامين آب پسامند شهري است، يعني سرريزهاي آن در پسامند شهر را براي تامين آب استفاده كنيم. در قراردادي كه براي احداث تصفيه‌خانه منعقد كردند، با مردم تعهد كردند كه وقتي اين تصفيه‌خانه احداث شد مقداري از آب آن را براي كشاورزان به شما مي‌دهيم، در ضمن براي شما دبيرستان دخترانه مي‌سازيم. هيچ كدام از تعهداتشان را انجام ندادند. برآوردهايشان غلط است. حساب كرده بودند كه ۱۱۰۰ ميليمتر خروجي اين پسماند باشد و الان ۵۰۰ تا بيشتر نيست. اين ۱۱۰۰ تا را در كميته تخصيص تقسيم كردند ۵۰۰ تا را به نيروگاه برق دادند. ۵۰۰ تا را كه به آنها بدهند براي هيچ كس هيچ چيزي نمي‌ماند. اگر دلسوزي فريادي از سر درد و دلسوزي بكشد، مي‌گويند كه چيزي نگويد. ظاهرا علت اين است كه قرار است طي لايحه‌اي به تمام چاه‌ها بدون استثنا كنتور حجمي داده شود و پول آن را از كشاورز بگيرند. يعني از هر كسي كه مصرف مي‌كند. من شخصا به عنوان كشاورز با اين كار موافقم ولكين به شرطي كه ۴۵۰۰ تا چاهي كه در اطراف چاه من و تمام كشاورزان ديگر به صورت غيرمجاز زده‌اند مسدود شود. آنها مسدود شوند مشكل حل است. آمار و اعداد و ارقام آنها هست. در اسفراين ۳۶۰ چاه در يك منطقه به كنتور حجمي مجهز كردند به طوري كه در مدت ۶ سال كسري آب ۸۵ سانتي‌متر در سال امسال به ۶ سانتيمتر رسيده است. اميد دارند در سال ۹۴ اين به صفر تبديل بشود كه اگر چنين شود يك نمونه است.

من چند موضوع براي پيشنهاد نوشته‌ام:
يكي سرمايه‌گذاري كلان است. از جملات آقاي چيت‌چيان (وزير نيرو) استفاده كنم. ايشان روز شنبه در شوراي مركزي خانه كشاورز كه آقاي كردي هم بودند فرمودند كه ما امسال ۴۰۰۰ ميليارد تومان بودجه داريم. سدهايي و طرح‌هايي كه در دست داريد و زمين مانده ۱۲۰ هزار ميليارد بودجه نياز دارد. با اين حساب، من به چه چيز اميد داشته باشم؟ خود ايشان فرمودند اگر همه بودجه را اختصاص دهيم، تازه ۳۰ سال طول مي‌كشد به اينجا برسيم. ما براي استفاده از فناوري‌هاي نوين، سرمايه‌گذاري كلان لازم داريم. من كه الان آبياري تحت فشار دارم، دقيقا با تجربه ديدم (دوستان متخصص هم راهنمايي‌مان كردند) كه تبخير آب در مزرعه ۳ برابر است. من بايد سيستم آبياري قطره‌اي داشته باشم، در حالي كه به من يك ريال پول نمي‌دهند و مي‌گويند تو ۱۸ سال قبل از وام استفاده كرده‌اي و به تو كمك كرديم و ديگر كمك نمي‌كنيم.
دو، نوسازي واحدهاي توليدي. تمام مديران آب اذعان دارند كه ۳۰ درصد از آب ما در لوله‌كشي‌ها پرت مي‌شود. هيچ كس به جمع‌آوري اين آب نمي‌انديشد. اين ۳۰ درصد را جمع كنيم مشكل تهران و شهرهاي بزرگ حل مي‌شود. برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري و تلاش براي كسب مزيت‌هاي نسبي كه از دست داديم، بايد مورد توجه باشد. در دشت رفسنجان به علت پايين رفتن آب بعضي از دوستان زراعت را به باغ پسته تبديل كردند. چون مقاومت آن در برابر شوري آب، بسيار بسيار خوب است و درآمدش بالا رفته است. او اين را درك كرده‌ است. من امسال مزرعه‌ام را عوض كردم و ۱۶ هكتار يونجه را شخم زدم و كورد ورمي كمپوست به طريق صنعتي و يك نهالستان احداث كردم. ما به كشاورز آموزش نداديم و از او توقع داريم.
اعمال مديريت صحيح روي كالاهاي اقتصادي. درست است كه شما به سيب‌زميني نياز داريد ولي نياز نداريد شما كمبود تحريم شوروي را تامين كنيد. نياز نداريد كمبود داعش در عراق را تامين كنيد و ۳۵۰ ليتر آب را به ازاي هر كيلو سيب‌زميني آنجا بفرستيد. اين برنامه مي‌خواهد. به الگوي كشت اشاره كردند. ۱۸ سال قبل كه طرح‌شان را شروع كردند، امسال مجددا گفتند كه پايلوت سه استان تمام شده است خراسان جنوبي، شيراز و اصفهان تمام شده و ۴ استان در مرحله ۶۰ درصديهستند. بقيه استان‌ها، ظاهرا ۳۰ درصد پيشرفت فيزيكي داشته‌اند. ما بايد اين را ۴۰ سال قبل مي‌داديم.
توسعه علمي سيستم‌هاي آبياري تحت فشار كه در تمام مزارع به آنها نياز داريم، موضوع ديگر است. قبلا معاونت باغباني را تعطيل كرده بودند. الان در دست دولت طرحي وجود دارد و آقاي طهماسبي را براي معاونت باغباني آوردند. مجددا توليدات گياهي بر دو قسمت شد و معاونت توليدات باغي مستقلا شد. قرار است كه تبديل زراعت به باغداري صورت بگيرد؛ چون يك‌پنجم آب مصرف مي‌شود. بايد بگويم سيستم اداري ما ناكارآمد است. هر برنامه‌اي هم كه طرح بشود خراب و ويران مي‌شود. مديران مياني كار را بلند نيستند و كار را تخريب مي‌كنند. اين سيستم بايد درست بشود.
اصلاح قانون انتخابات. امسال دستور داده شد تا ۴۰۰ چاه در استان من پر شود. نماينده‌‌ها از دو اهرم استفاده كردند و جلوي پر شدن چاه‌ها را گرفتند. اول به مجلس مصوبه بردند ه ۱۰ ميليادر تومان بودجه درهر استان در هر منطقه‌اي با نظر نماينده مصرف شود كه شوراي نگهبان موافقت نكرد ولي عملا اجرا كردند. چاه‌هاي استان من كه داشتند پر مي‌كردند. نماينده زنگ زد گفت پر نشود و جلوي آن را گرفتند. ما هم كه صدا كرديم صداي ما به جايي نرسيد. البته دادگستري خوب آمد و ما از آنها شاكريم. در واقع بعد از اينكه فصل زراعي گذشت جلو آمدند. ولي ۱۴ ميليون مترمكعب كه طبق قانون حكم شده بود جلوگيري شود جلوگيري نشد.
و در نهايت فرهنگ‌سازي عمومي. اكثر كشاورزان ما افراد متدين و پايبند شرع هستند. چرا ما به اينها القا نمي‌كنيم و نمي‌گوييم اين انفال است؟ چرا به ائمه جمعه نمي‌گوييم كه در خطبه‌هاي جمعه بگويند كه اين انفال است و انفال را فقط با حكم ولايت مي‌توانيم استفاده كينم و حكم ولايت دراختيار قانون قرار گرفته و قانون گفته استفاده غير مجاز از چاه‌ها ممنوع است. اين تخريب اموال اين حكم شرعي است. چرا اين را به سطح جامعه نمي‌كشانيم؟