بدشانسی کرونا بیشتر از اینجا بود که در شرایط رواج فضای مجازی متولد شد و چون در این رسانه گسترده به پهنای سرتاسر جهان، دایههای مهربانتر از مادر فراوان وجود دارند، از همان دوران پیچیده در قنداق بودن، انواع و اقسام لباسها که عموماً به تن او گشاد بودند برایش دوخته شد. یکی گفت کار، کار چین است، آن دیگری گفت دست آمریکا در کار است، سومی گفت این مأمور خداست، چهارمی گفت از علائم ظهور است، پنجمی گفت غضب طبیعت است، ششمی گفت کرونا آینده بشریت را تغییر میدهد و دنیای پساکرونا دنیای دیگری خواهد بود...
در این میان، کسی پیدا نشد بگوید یک ویروس منحوس چگونه میتواند مأمور خدا باشد؟ کسی نپرسید چه نسبتی میان یک بیماری با موضوع ظهور امام زمان علیهالسلام وجود دارد؟ کسی نگفت اگر عالمگیر شدن یک بیماری و جان باختنهای میلیونی انسانها از علائم ظهور است پس چرا آنهمه طاعون و وبا و آنفلوآنزا با بیش از 50 میلیون کشته که قبل از این به سراغ ملتها آمدند باعث ظهور نشدند؟
از میان تمام اظهارنظرهائی که در اینجا و آنجا درباره کرونا شده فقط یکی درست است و آن حرفی است که «یورگن هابرماس» فیلسوف 90 ساله آلمانی زده و گفته «کرونا، نادانی ما را به رخ کشیده است.» مطلب مشابهی هم به ابوعلی سینا نسبت داده میشود که در اوائل قرن پنجم هجری گفت: تا بدانجا رسید دانش من – که بدانم همی که نادانم.
حالا که به قول ابوعلی سینا فهمیدهایم که حتی 9 قرن بعد از وفات او و در شرایطی که در اوج پیشرفت علم قرار داریم هم هنوز نادانیم و به قول «هابرماس» «کرونا، نادانی ما را به رخ ما کشیده است»، از اظهار فضل درباره کرونا و دنیای پساکرونا بپرهیزیم و هرچه در توان داریم برای سرِپا نگهداشتن خانوادههائی که کرونا روزگار معیشتی آنها را به خاک سیاه نشانده، بکار بگیریم. این، درستترین کار است.
نظرات کاربران