پس از جنگ جهانی دوم نظریه پردازان فراوانی در خصوص وقوع سومین جنگ جهانی مطالب زیادی را مطرح کردند مثلا گروهی به علت پیشرفت روز افزون صنایع نظامی‌و پر شدن انبارهای تسهیلاتی کشورها احتمال وقوع جنگ سوم را امری محال پنداشته و بر این باورند که اولا کشورها از ترس وجود سلاحهای فوق پیشرفته در انبار یکدیگر از کشیدن کبریت جنگ وحشت دارند و ثانیا اگر روزی آتش جنگ جهانی روشن شود میزان ویرانی و تخریب به حدی خواهد بود که قطعا جنگ جهانی چهارم با بیل و کلنگ اتفاق خواهد افتاد به همین دلیل وقتی محاسبه مصرف فقط سلاح‌های موجود در زاغه‌ها را که می‌تواند حدود هفت مرتبه نسل بشر را از کره خاکی به نابودی بکشاند در نظر بگیریم، وقوع هر گونه جنگ به شیوه کلاسیک امری محال و غیر ممکن خواهد بود. ولی آنچه در فرایند تغییرات چگونگی جنگ‌ها مطرح شده جنگ پنهان است که دیگر بشر مقابل یکدیگر به شلیک نخواهد پرداخت و علم و دانش ابزاری در خدمت حاکمان مستبد جهان برای حصول اهداف شیطانی شان خواهد شد و این بار دانش پزشکی با تولید ویروس می‌تواند نقش باروت را بازی کند و به جای کشور گشایی نیروی انسانی آنان را به نابودی بکشاند؛
به همین دلیل تا کنون چندین مرتبه آنهم در کشورهای مختلف ویروس‌های آزمایشگاهی را به جان بشریت انداخته شده و به اصطلاح جنگ‌ها فوق مدرن آغاز شده است.به گمان خیلی از کارشناسان جنگی سارس، انواع انفلوانزا و ابولا و غیره از نمونه‌های آن‌هاست که جایگزین انواع سلاح‌های پیشرفته نظامی‌شده است. آری امروزه ویروس به جای باروت نسل کشی می‌کند و نیروی انسانی را به مسلخ می‌کشاند. بی شک در مورد کرونا هم به عنوان جدید ترین حمله پزشکی این احتمال وجود دارد که از ویروس‌های آزمایشگاهی باشد که امروزه بلای جان کشورهای سازنده آن نیز شده است و شاید بتوان گفت این ویروس خطرناک که امروز جامعه جهانی را با خطر مواجه ساخته است مصداق دزدیست که اشتباها به کاهدان زده است.

آفتب یزد