نقض کردهاند.»
> انتظار مردم چیست؟
شاید کمتر کسی انتظار داشت در این روزهایی که اینترنت مهمترین ابزار حل مشکلات مردم شده و وزیر ارتباطات هم با تلاشی دو چندان به دنبال بهبود وضعیت اینترنت در کشور است درخواست مجازات او با امضای 400 طلبه به قوه قضائیه ارسال شود اما از قرار در این مملکت هیچ چیز نشدنی نیست! افرادی که روزگاری با کلیت اینترنت مشکل داشتند و چنین ابزاری را مردود میدانستند حالا با تثبیت ضرورت آن در میان مردم و مسئولین به دنبال محدودسازی اینترنت هستند، از وضعیت سختافزاری گرفته تا نرمافزاری! این درحالی است که دولت و شخص وزیر ارتباطات در حدود دو ماه گذشته در همین شبکههای اجتماعی از سوی مردم مورد سوال قرار گرفته که چرا سرعت و پهنای باند اینترنت به اندازه کافی نیست؟! این درحالی است که گفته میشود در روزهای کرونایی مصرف اینترنت ایرانیان بیش از دو برابر افزایش یافته است. در واقع در یک شرایط طبیعی ما باید انتظار نامهای از فرهیختگان کشور را میداشتیم که خواستار بهبود وضع اینترنت از جمله واگذاری فرکانسهای 700 و 800 از صداوسیما به وزارت ارتباطات برای حل مشکلات مردم میبودیم اما حالا نامه درخواست محاکمه و زندانی شدن وزیر را روی سایتهای خبری میبینیم! تلاش برای تحت فشار قرار دادن وزیر ارتباطات درحالی است که او حالا در یک مناقشه با سازمان صداوسیمایی قرار دارد که از نفوذ بسیار بالایی در میان محافظه کاران برخوردار است. محمدجواد آذری جهرمی در سال ۹۷ با بازگشایی پرونده، پیشنهاد استفادهی بهینه از باندهای فرکانسی ۷۰۰ و ۸۰۰ را در لایحه بودجهی سال ۹۸ به مجلس ارائه داد؛ اما با این پیشنهاد موافقت نشد و علت رد آن ورود به حیطهی وظایف و اختیارات سازمان صدا و سیما مطرح شد. اما حالا در این روزگار کرونایی رمضانعلی سبحانیفر، رئیس کار گروه ارتباطات و فناوری اطلاعات مجلس شورای اسلامی گفته« ادعای صداوسیما مبنی بر اینکه صاحب فرکانسهای ۷۰۰ و ۸۰۰ مگاهرتز است، اشتباه بوده و وزارت ارتباطات متولی باندهای فرکانسی است. طبق قانون، وزارت ارتباطات متولی باندهای فرکانسی است و این وزارتخانه فرکانسها را برای بهرهبرداری واگذار میکند. این فرکانسها در شرایطی به صداوسیما واگذار شد که از آن برای برطرف کردن نیازهای خود استفاده کند اما این سازمان اکنون دیگر از این فرکانسها استفاده نمیکند و بلااستفاده مانده است بنابراین باید آنها را واگذار کند تا مشکلات شبکهی همراه کشور برطرف شود.» رضا تقی پور وزیر اسبق ارتباطات و فناوری اطلاعات در دوره احمدینژاد که یکی از تاریک ترین دوران دسترسی به اینترنت در کشور بود اما نظر مخالفی دارد و میگوید:«مشکل کنونی عرضه اینترنت در کشور، کمبود فرکانسهای در اختیار وزارت ارتباطات نیست، بلکه پیادهسازی و فقدان الگوی مناسب توزیع پهنای باند در کشور است که باید بازنگری و اصلاح شود.» از طرف دیگر فریدون احمدی یکی دیگر از نمایندگان مجلس تاکید میکند:«اکنون وزارت ارتباطات میگوید این فرکانسها بسیاری از مشکلات اینترنت کشور را حل میکند پس باید این منابع که منابع ملی است از طرف صداوسیما آزاد شود و در اختیار این وزارتخانه قرار گیرد. او میگوید در صورتی که این مشکل حل نشود مجلس شورای اسلامی آن را پیگیری خواهد کرد تا به نتیجه برسد.» با این حال صداوسیما زیر بار نرفته است و همچنان در روی همان پاشنه میچرخد. حالا این پیگیریهای آذری جهرمی برای بهبود وضع اینترنت، احتمالا بیش از اینها وزیر را تحت فشار محافظه کاران قرار خواهد داد و نامه محاکمه و زندان هرچند اولی نیست اما آخری هم نخواهد بود!
> بومیها چه کردند؟
از سوی دیگر موضوعی که در این نامه بارها مطرح شده این است که وزارت ارتباطات به شبکه ملی ارتباطات و بیشتر به شبکههای اجتماعی بومی توجهی ندارد. اما واقعیت این است که احتمالا بسیاری از همین طلبهها فیلترشکنهای مختلفی روی موبایل هایشان نصب دارند تا از تلگرامی که با هیاهوی خودشان و نزدیکانشان فیلتر شد استفاده کنند، همانگونه که بسیاری از رسانههای محافظه کار که بر طبل فیلتر تلگرام میکوبیدند بعد از چند ماه یکی یکی از پیامرسانهای بومی به تلگرام بازگشتند. رویکرد سلبی به شبکههای اجتماعی دقیقا در مواجهه با تلگرام ناکارآمدی خود را نشان داد زمانی که این شبکه فیلتر شد به مدد اینکه مردم دیگر به سراغ آن نروند. به طوری که دوسال بعد از فیلتر استفاده از تلگرام در ماههای پیش روندی صعودی داشت، و در دیماه این روند تشدید شد و بیشترین استفاده از تلگرام در سال ۹۸ در این ماه رقم خورد به طوری که در هر روز به طور میانگین بازدید مطالب سایر کانالهای تلگرامی، یکمیلیارد و ۸۶۶میلیون بازدید بوده است و از سوی دیگر میزان تولید مطالب کانالهای تلگرامی نیز به طور میانگین به ۲میلیون و ۶۷۸هزار مطلب در روز رسیده است. همه این اطلاعات حاکی از آن است که با افزایش خبرها، استفاده از تلگرام نیز بیشتر شده است و فیلترینگ تلگرام و حذف هاتگرام و تلگرام طلایی در عمل نتوانسته مانع از استفاده از تلگرام گردد. تاکید چندباره بر شبکههای مجازی بومی درحالی است که برخی انتظار دارند یک شبکه بومی بتواند یک شبه جایگزین شبکههای بینالمللی شود حال آنکه بزرگترین شرکتهای جهانی در عرض چند سال و به مرور توانسته اند اعتماد مخاطب را به لحاظ کارایی و امنیت جلب کنند. از سوی دیگر تحت چنین فشارهایی به این شبکههای بومی کمکهای بسیاری نیز انجام شد. اردیبهشت97 در روزهایی که موج حمله به شبکههای اجتماعی خارجی بالا گرفته بود، رسول سرائیان معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با اشاره به مدل حمایتی این وزارتخانه از پیامرسانهای بومی عنوان کرد:«طبق آخرین بررسیها، سه پیامرسان بومی موفق به دریافت وام۵۰۰ میلیاردی از این وزارتخانه شدند.» وی با بیان اینکه موضوع حمایت از پیامرسانهای داخلی مطابق با مصوبه شورای عالی فضای مجازی در دستور کار چند دستگاه قرار گرفته و برای آن تقسیم کار شده است، اظهار کرد:«بحث ارائه تسهیلات به این کسب و کارها، ارائه پهنای باند و امکانات زیرساختی بر عهده شرکت ارتباطات زیرساخت قرار گرفته است و سازمان فناوری اطلاعات از نظر فنی در این زمینه همکاری میکند. معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ادامه داد: بخشی از امکانات مراکز داده (دیتا سنتر) سازمان فناوری اطلاعات در اختیار پیامرسانهای بومی قرار گرفته است و در این زمینه همکاریهایی را با این کسب و کارها داشتهایم.» اما نتیجه چه شد؟ در آخرین روزهای اسفند 98 در بحبوحه ویروس کرونا و در زمانی که اتفاقا سروش باید بعد از دو سال که از آن حمایتهای بسیاری شده به کمک مردم میآمد اما آگهی فروش این پیامرسان بومی را دیدیم. مالک که از قضا سازمان صداوسیما است درخواست 38 میلیارد تومان کرده بود تا این پیامرسان را بفروشد. در همین زمینه وب سایت عصر ایران نوشت: «انتشار آگهی «مزایده مالکیت پیامرسانِ سروش» از جانب سازمان صدا و سیما در آغاز باورپذیر نبود تا این که بر روی وبسایت «پارس نماد دیتا» - پایگاه رسمی اطلاعرسانی مناقصات - دیده شد و دانستیم که ساختگی نیست و واقعی است و واقعاً سازمان صدا و سیما در نظر دارد این پیامرسان را که قرار بود جایگزین تلگرام شود، به فروش برساند. هر چند قیمت پایه در آگهی نیامده اما چون مبلغ تضمین یک میلیارد و ۹۱۸ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان تعیین شده و رسم مزایدهها تضمین پنج درصدی است میتوان حدس زد که قیمت مورد نظر ۳۸ میلیارد و ۳۶۸میلیون تومان است. وجه جالب قضیه این است که «سروش» همان پیامرسانی است که قرار بود جای تلگرام را بگیرد و حالا دنبال مشتری میگردد تا ۴۰میلیارد تومان بدهد و پیامرسانی با ۵۰۰ هزار نصب فعال را در اختیار بگیرد تا با تلگرام فیلتر شده با ۴۰میلیون کاربر فعال رقابت کند! به یاد آوریم فروردین ۱۳۹۷ بود که مدیر سروش گفت: «ما جای تلگرام را میگیریم.» بنابراین باید گفت با بگیر و ببند شبکههای بومی نمیتوانند جایگزین شبکههای ملی شوند و تغییر تصمیم مردم در این امور به سادگی امکان پذیر نخواهد بود بلکه این شبکهها باید سالها بر روی زیرساختهای خود کار کنند و شرایط سختافزاری و نرم افزاری خودشان را بهبود ببخشند. بهعنوان نمونه درحالی که میلیاردها نفر در سراسر جهان به قرنطینه رفتد و استفاده از شبکهای با فراگیری واتس اپ چندین برابر شد اما هیچ مشکلی در میان کاربران در ارتباط با این پیامرسان ایجاد نشد. بنابراین آنهایی که به دنبال این هستند تا راه صدساله را یکشبه بروند باید تجدید نظری در برنامههای خود داشته باشند.
حال که برخی مخالفان صد درصدی اینترنت به ضرورت وجودی آن پی برده اند اما در مرحله ضرورت رقابت و زیرساختسازی همچنان گرفتار مانده اند باید توجه شود که خیرخواهی برای شبکههای بومی این نیست که دسترسی به رقبا را بست بلکه این شبکهها هستند که باید خودشان بتوانند توان رقابت و اقناع مخاطب را بدست آورند. مهمترین مسئله در این زمینه این است که اگر در هر مسئلهای قرار است اظهارنظری انجام شود پیش از آن با کارشناسان مختلف مشورت صورت گیرد، اگر هدف بهبود وضعیت دسترسی مردم و جلب رضایت مردم است اما اگر هدف خوشامد برخی است که باید گفت نامه نگاریها را ادامه دهید....
آفتاب یزد
نظرات کاربران