dir="RTL">رفتارهای عجیب از سوی مدیریت ارشد کشورهایی که تجارت آزاد را اصل می دانستند برای تأمین تجهیزات پزشکی یک تجربه ارزشمند برای توجه بیشتر به تولید داخلی به حساب می آید. از طرف دیگراما نظام سیاسی ایران مطابق با مفاد صریح قانون اساسی و نیز شرایط و مناسبات سیاست خارجی تولید داخلی را یک اصل میداند و مقام معظم رهبری سال 1399 را به مقوله «تولید» اختصاص داده و از همه مدیران، سیاستگذاران و فعالان اقتصادی و صنعتی خواسته اند با شعار «جهش تولید» سال 1399 را به یک سال ممتاز در تاریخ ایران تبدیل کنند. بدون چون و چرا باید قبول کرد انتخاب این شعار توجه اکید بر تولید داخلی همه انواع کالاها و خدمات به ویژه کالاها و خدمات راهبردی و اساسی است تا درجه وابستگی کشور به خارج کاهش یابد.

این اتفاق نمیافتد و جهش تولید ممکن نمیشود مگر اینکه الزامهای آن شناسایی و از طرف مدیران و مسؤولان دولتی اجرا شود. نخستین الزام برای حرکت در مسیر جهش تولید باور ذهنی همه مدیران و دستاندرکاران نهادهای اصلی اقتصاد مثل سازمان برنامه و بودجه، وزارت اقتصاد، بانک مرکزی، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صنعت، معدن و تجارت و صدها مؤسسه و دستگاه و شرکتهای زیرمجموعه این سازمانهاست. تا وقتی که این گروه بزرگ از مدیران و مسؤولان به لحاظ ذهنی و باورهای کارشناسی به این نتیجه نرسند که حمایت از تولید داخلی با همه سختی ها باید اجرایی شود کار به جایی نمی رسد. یکی دیگر از الزامهای جهش تولید این است که صنعت و تولیدی که راهبردی است شناسایی شده و آنها را تحت حمایت ویژه قرار داد.

روشهای معکوس

متأسفانه باید با صریح ترین عبارات و کلمات نوشت که در شروع سال 1399 و سالی که باید به جهش تولید اندیشید وعمل کرد نشانه هایی از رفتارها و گفتارهای معکوس درباره صنعت قدیمی و اصیل قند و شکر دیده میشود. این نشانه های معکوس درباره صنعت قند و شکر به اندازه ای عجیب است که شبهه برانگیز شده است. به طور مثال در حالی که برای جهش تولید یک اقدام اصلی و اساسی افزایش محدودیتها برای جلوگیری از واردات غیرضروری و خارج از اندازه است، رفتارها و تصمیم هایی که اتخاذ شده عکس این را نشان می دهد. آیا در شرایطی که کشورمان با تنگنای شدید ارزی مواجه است و دولت برای تأمین منابع ارزی حتی برای نخستین بار در 4 دهه اخیر دست به دامان صندوق بین المللی پول شده است تا وام بگیرد، می توان محدودیتهای واردات شکر را حذف کرد. این چه استدلال غلط و نادرستی است که حالا و در شرایطی که قرار است واردات با دلار نیمایی انجام شود محدودیتی نیست. برداشتن محدودیتهای واردات شکر به بهانه اینکه با دلار نیمایی انجام می شود یک اتفاق عجیب است. کاهش محدودیت ها برای واردات شکر در حالی انجام می شود که می توان با کمی مدارا به استقلال و خوداتکایی با درجه بالا رسید. چگونه است که برخی افراد و شخصیت های حقوقی و حقیقی واردکننده شکر در سالهای قبل جرأت نمی کردند وارد این داستان شوند که دولت واردات را آزاد کند و الان این کار را انجام میدهند.

انگار قصد انتقام دارند

مدیران و مسؤولانی که اکنون اختیار دادن مجوز واردات به شکر را دارند توجه داشته باشند که در سالهای 1393 تا 1397 و در شرایط مناسب تولید این صنعت توانست تمام نیازهای داخل را تولید و سالانه میلیونها دلار صرفه جویی ارزی کند که در این دوره کمبود ارز یک مسأله حیاتی به حساب می آید. مدیران کم تجربه تر در این بخش توجه داشته باشند که واردکنندگان قصد دارند انگار از صنعت داخل انتقام گرفته و کاری که در سال 1385 و 1386 تا آستانه آن رفتند تا صنعت را نابود کنند این بار تمام کنند.این یک هشدار کارشناسی به مدیرانی است که شاید تجربه تلخ نیمه دوّم دهه 1380 را به یاد ندارند و یا از پیامدهای آن اطلاع کمی دارند. واقعیت این است که برخی نشانه ها وجود دارد که ممکن است میزان واردات شکر حتی از 5/2 میلیون تن واردات تاریخی سال 1385 نیز فراتر برود. این اتفاق اگر بیفتد و کشاورزان زحمتکش بار دیگر دستمایه و رنج کارشان به سود یک گروه معدود بر باد رود برگرداندن آنها به حوزه تولید چغندر کار بسیار دشواری خواهد بود.

تنظیم بازار

یکی دیگر از الزامهای جهش تولید این است که بازار تولیدات کشاورزی یا صنعتی با کارآمدترین روش و دلسوزانه ترین راهبردها و بدون رانت و فساد اداره شود. در چند سال اخیر و در شرایطی که انواع کالاها با دلار 4200 تومانی وارد می شد به گواه همه مدیران و مسؤولان و فعالان صنعت و بازار، توزیع شکر به دلیل رفتار حرفهای و دلسوزانه و کارشناسانه انجمن صنفی کارخانه های قند و شکر، تنها کالایی بود که با همان نرخ توزیع و سر سفره مردم رفت. این یک اتفاق بزرگ بود که به دلیل اعتماد کارشناسانه مدیران وقت در وزارت جهاد کشاورزی رخ داد. حالا به نظر می رسد که مدیران وزارت صمت علاقه ای به ادامه کار ندارند و تنظیم بازار را با روش دیگری شاید قرار است اداره کنند. یادمان باشد که نباید تجربه ارزشمند به دست آمده از همکاری بخش غیردولتی با دولت را به آسانی کنار گذاشت. یادمان باشد ایجاد التهاب در بازار یک ترفند همیشگی از سوی واردکنندگان است تا فعالیت خود را توجیه کرده و بر ابعاد واردات اضافه کنند. با توجه به اینکه مطابق قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار، دولت برای اتخاذ تصمیمهای مرتبط با هر بخش از نهاد کارفرمایی مشورت بخواهد، بیخبر گذاشتن انجمن صنفی کارخانه های قند و شکر توجیه ندارد و باید نظرات مشورتی این نهاد اخذ می شد. تجربه نشان می دهد این انجمن به دلیل سابقه و کارنامه ای که حاصل فعالیت چند ده ساله صدها متخصص و کارشناس دلسوز به صنعت ایران است همواره با آمادگی کامل زحمات را قبول کرده است و مدیران کارخانه ها همواره در مسیر فداکاری برای مصالح ملی گامهای بلند برداشته اند.

ارز گرانبها

یکی از الزامهای فعالیت در بالاترین سطوح مدیریتی در نهادهای اجرایی، داشتن نگاه بلندمدت، همه سویه و مبتنی بر منافع ملی است و باید از تاریخ درس گرفت و از تجربه ها استفاده کرد. شاید مدیران وقت امروز یادشان نباشد در سالهای وفور درآمد ارزی در نیمه دوّم دهه 1380 چه میزان ارز گرانبهای کشور به بهانه اینکه باید مصرف کنندگان راضی باشند از کشور خارج شد. حالا و در شرایطی که دولت و کشور برای تأمین نیازهای ارزی با دشواریهای پرشمار مواجه است چرا نباید یک صنعت که می تواند با کمی حمایت و روشنگری، سالانه تا 500 میلیون دلار صرفه جویی ارزی داشته باشد را به سادگی و با تقلیل گرایی به تله واردکنندگان انداخت. در حالی که ایران برای تأمین نیازهای مهم دفاعی، دارویی و بهداشتی نیاز به ارزهای کمیاب دارد و در شرایطی که صادرات ایران در سال 1399 دشوار شده است از دست دادن سالانه صدها میلیون دلار ارز کمیاب را هرگز نمی توان توجیه کرد.

ختم کلام

صنعت قند و شکر در تاریخ 125 ساله خود فرازها و فرودهای حیرت انگیزی را دیده است و از همه سختیها و دشواریهایی که برخی مدیران کم تجربه و ناورزیده و یا خدای ناکرده مغرض برایش درست کرده اند به سلامت بیرون آمده است. حالا که ایران عزیز روزهای سختی از تشدید تحریم و مصیبت و ویروس کرونا را تجربه می کند بر همه ایرانیان به ویژه مدیران تصمیم ساز و تصمیم گیر واجب است که رفتارهای سنجیده و غیرشتاب زده را در دستور کار قرار داده و به منافع بلندمدت ایران بیندیشند. خرید محبوبیت برای چند روز و چند ماه هرگز ارزش ندارد که یک صنعت قدیمی را زیر دست و پای برخی واردکنندگان که شمارشان از انگشتان دو دست تجاوز نمی کند قربانی کنیم.