محسن رضایی در سالهای پس از جنگ دو بار بخت خود را برای به دست آوردن منصب ریاست جمهوری آزمود اما نتوانست رای کافی به دست آورد. وی در سالهای پس از جنگ توانست دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه تهران اخذ کند و به همین دلیل خود را محق می داند در مسایل کلان اقتصادی و به ویژه سیاستهای روز دولتها دراقتصاد داوری کرده و داوری خویش را در برابر دیدگان کارشناسان و فعالان اقتصادی و شهروندان قرار دهد. این مقام ارشد سیاسی در مجمع تشخیص مصلحت نظام در یک یادداشت تند که خبرگزاری مهرآن را منتشر کرده ا نوشته است "برخی دولتها در ایران، اقتصاد را الاکلنگی اداره کردهاند؛ به نحوی که کفهای را روی زمین متوقف کرده و کفه دیگر را تقویت کردهاند و بدین ترتیب، تعادل اقتصاد را به هم زدهاند. طی ماههای اخیر، با کاهش نرخ سود بانکی، بانک را هم به کفه تولید افزوده و زمینگیر میکنند تا کفه بورس به هوا رود و به سبب این موفقیت، برای خود کف میزنند؛ حال آنکه در حال تبدیل نقدینگی بدون پشتوانه به سرمایه بدون پشتوانه هستند."
این یادداشت و داوری صریح محسن رضایی درباره کارنامه بانک مرکزی بدون واکنش ازسوی مدیران این بانک درمیان علاقمندان به اقتصادسیاسی نقل می شود و همه کسانی که رفتار بانک مرکزی دربرابر غلامحسین شافعی رییس اتاق بازرگانی را دیده بودند انتظار دارند همتی به عنوان رییس بانک مرکزی شخصا به این انتقاد تند واکنش نشان دهد. داستان آقای شافعی این است که وی به عنوان نماینده بخش خصوصی در نامه ای به رییس بانک مرکزی از اقدامهای این بانک نسبت به صادرکنندگان انتقادکرده بود. رئیس اتاق بازرگانی ایران در نامهای به عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی گلایه کرده بود که بانک مرکزی توافقات صورت گرفته میان بخشخصوصی و دولت را در رابطه با بازگشت ارز حاصل از صادرات سالهای ۹۸ و ۹۹ و رفع تعهد ارزی زیر پا گذاشته است.
بانک مرکزی اما بلافاصله و درحالی که امضای انتقاد شافعی از وی خشک نشده بود به او پاسخ داد. جوابیه بانک مرکزی شامل دو بخش بود،بخش نخست جوابیه یاد آوری برخی رخدادهای اتفاق افتاده فنی و تکنیکی درچارچوب برگشت ارزهای صادراتی دردوسال اخیر که باید درباره آنها جداگانه صحبت کرد . بخش دوم نامه اما از جایی شروع می شد که مدیران بانک مرکزی آقای شافعی را به عنوان ریاست یک نهاد قانونی مورد خطاب قرارداده و با نوعی نوشتار دستوری از ریاست اتاق می خواهند خود را با سیاستهای بانک مرکزی یا دولت سازگار کند و یا تبعیت کند. فعالان اقتصادی باور دارند این خواست غیر منطقی است که مدیران یک نهاد دولتی خطاب به رییس نهاد اصلی بخش خصوصی تحکم کنند که باید چنین کند و چنان نکند و این خارج از عرف و خارج از قانون و وظایف بانک مرکزی است.
عبدالناصر همتی ریاست بانک مرکزی یک تکنوکرات قدیمی ایران است که با نزدیک شدن به شادروان آیت الله هاشمی رفسنجانی و برادرش محمد هاشمی خود را در میان مقامهای سیاسی جای داد و سالهای سال ریاست بیمه مرکزی را برعهده داشت. همتی که ابتدا عضو حزب کارگزاران سازندگی بود حضور در بانک سینا از نهادهای وابسته به بنیاد مستضعفان رابر فعالیت علنی در حزب کارگزاران سازندگی ترجیح داد و دردوره احمدی نژاد دراین بانک ریاست کرد. وی در این دوره ای که ریاست بانک مرکزی را در اختیار دارد گونه ای سخن گفته و تصمیم گرفته که بتواند در میان دولت ومنتقدانش بایستد و آسیب نبیند. اگر او پاسخی کارشناسانه به محسن رضایی بدهد که گفته بانک ها زمینگیر شده اند نشان می دهد یک تکنوکرات کارشناس است که حمایت از کارنامه اش را برامور سیاسی ترجیح می دهد و اگر پاسخ ندهد نشان می دهد تنها دربرابر بخش خصوصی است که قدرت خود را به رخ می کشد.
نظرات کاربران