r />
گمان من بر این است که ایران امروز نه تنها از جنبه اقتصادی یا در «عدم تعادل‌های پایدار» یا در مواردی در «دام تعادل سطح پایین» قرار گرفته است بلکه در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی نیز به علت کاهش شدید ظرفیت‌های کشور، که ناشی از کاهش شدید انرژی‌های مالی، جسمی، روانی، طبیعی و اجتماعی در کشور است .ما گرفتار یک فروبستگی یا «درماندگی آموخته شده» هستیم. ما نیازمند یک شوک درون زا یا برون زا هستیم تا ما را از این تعادل‌های سطح پایین و درماندگی‌های آموخته بیرون ببرد. بدون آن که استدلال قوی در این مورد داشته باشم، با نگاهی شهودی گمانم بر این است که کرونا ممکن است آن «واقعه بزنگاهی» باشد که می‌تواند با شوک‌ها پی‌درپی خود در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، که به تدریج ظاهر خواهند شد، ما را از بن‌بست‌ها و فروبستگی‌های جاری بیرون ببرد.
تعلیقِ حکومتِ تعلیق
به گمان من مهم ترین پیامد کرونا این خواهد بود که نظام سیاسی ما را از «وضعیت تعلیق» بیرون خواهد آورد. یعنی او را بر سر «دوراهی تصمیم» قرار خواهد داد. و این می‌تواند یکی از مهم‌ترین پیامدهای مثبت احتمالی کرونا برای جامعه ما باشد. یکی از توانمندیهای ویژه نظام سیاسی ما در این چهل سال، «قدرت تعلیق» آن بوده است. قدرت تعلیق یعنی توانایی نادیده گرفتن یک معضل و عدم تصمیم‌گیری در مورد آن و واگذار کردن حل آن بر عهده مرور زمان. به زبان ساده یعنی لاپوشانی و سکوت در مورد هر مساله یا معضل یا چالش، تا جامعه دوباره وارد چالشی دیگر شود و چالش پیشین را فراموش کند. نمونه های تعلیق فراوانند: از موارد سطح کلان تعلیق، مانند مسکوت گذاردن برخی از اصول قانون اساسی گرفته، تا موارد سطح خُرد تعلیق، مانند سکوت در مورد گم شدن فلان مقدار از دلارهای کشور یا سکوت در مورد اتهام فساد فلان مقام؛ از معلق نهادن وضعیت رهبران جنبش سبز گرفته، تا بازگذاشتن و عدم صدور رای قطعی در مورد بسیاری از پرونده‌های سیاسی؛ از سکوت و نادیده گرفتن مساله نیاز جنسی چندین میلیون دختر ایرانی که به علت تغییر ترکیب سنی جمعیت دیگر فرصت ازدواج به شیوه متداول نخواهند داشت، تا سکوت در مورد گسترش کارگران جنسی؛ از معلق نگهداشتن برخی حقوق اقلیت‌های دینی، تا سکوت در مورد شایعه اعدام فلان کنشگر مدنی اقلیت؛ از بلاتکلیف گذاشتن و عدم اجرای بسیاری از معاهدات بین المللی که ما عضو آنها هستیم، تا بلاتکلیف نهادن بسیاری از قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی؛ از سکوت در مورد نرخ واقعی بیکاری در کشور و عدم ارایه اطلاعات دقیق و قابل ردیابی در این مورد، تا عدم اعلام کشتگان اعتراضات آبان ۹۸؛ از نادیده گرفتن ضایعات ۳۰ تا ۵۰ درصدی محصولات کشاورزی، تا سکوت در مورد استفاده خطرناک از کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات در کشاورزی که عامل بیماری‌ و مرگ خاموش شهروندان است؛‌ از رها کردن الگوی مصرف بی‌ضابطه آب و انرژی در ایران (دو تا سه برابر میانگین جهانی)، تا مصرف سرانه دارو در ایران (سه برابر استاندارد جهانی). و البته نمونه‌های فراوان دیگری در زندگی روزمره همه ما قابل شناسایی است؛ نظیر این شیوه مرسوم در دستگاه قضایی که برای اتهام‌های کوچک منتقدان مدنی، احکام سنگین می‌دهند و بعد آن را برای چند سال تعلیق می‌کنند، که در واقع زندگی فرد را برای چند سال تعلیق در تعلیق نگه‌ می‌دارند. و روشن است که این رشته سر دراز دارد.

صادق, [15.05.20 21:00]
به گمان من پیامدهای بحران کرونا، این «قدرت تعلیق» نظام‌ را در همه حوزه‌ها به چالش می‌کشد. نمونه‌اش همین تعلیق «حق خرید و فروش سهام عدالت» در طول ۱۳ سال گذشته، که فشار اقتصادی کرونا باعث شد از همین ماه جاری این تعلیق را بردارند و خریدوفروش آن را آزاد کنند. کرونا همچنین اجرای تفسیر جدید از اصل ۴۴ قانون اساسی را از حالت تعلیق خارج کرد و دولت را مجبور کرد ابلاغیه سال ۱۳۸۵ مربوط به بند ج اصل ۴۴ (مربوط به واگذاری ۸۰ درصد سهام بخش دولتی به بخش خصوصی) را از تعلیق نانوشته به در آورد و آن را به سرعت و ظرف یک ماه اجرایی کند. این غوغایی که اکنون در بورس می‌بینیم، ناشی از مجبور شدن دولت به اجرای همین ابلاغیه است تا بلکه بتواند بخشی از کسری مالی کرونایی خود را تامین کند. کرونا طرح حبس‌زدایی و کاهش جمعیت زندانیان و استفاده از دست‌بند الکترونیک را که قوه قضائیه سالهاست در برنامه داشت اما جدی اجرا نمی‌شد را از حالت تعلیق به در آورد و باعث شد یک‌باره بسیاری از زندانیان آزاد شوند و احتمالا همین تجربه، راه را بر حبس‌زدایی گسترده و حتی اصلاح قوانین جزایی باز کند.
در واقع کرونا دارد ما را به سمتی می برد که حکومت دیگر نمی‌تواند تصمیم گیری در خیلی از حوزه ها را همچنان معلق نگهدارد، که اگر همچنان رها کند به سرعت بحرانی می‌شوند. یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی که حکومت به سرعت باید از وضعیت تعلیق خارج شود، حل‌وفصل تنش‌های فرساینده بین ما و دیگر کشورهاست. مثلا ما چند دهه است که مذاکره با آمریکا را معلق کرده‌ایم. در واقع هر وقت مجبور باشیم به اندازه «اکل میته» با آمریکا مذاکره محرمانه می‌کنیم اما از مذاکره علنی وحشت داریم.کرونا ما را آماده خواهد کرد که برای حل‌وفصل اختلافات چهل ساله، با دولت بعدی آمریکا (خواه ترامپ بیاید، خواه رقیب او) مذاکره علنی کنیم. در واقع از این پس پیامدهای کرونا، در حوزه‌های مختلف، حکومت را گام به گام به نقطه تصمیم می برد و نظام را در برابر «انتخاب»‌ قرار می‌دهد.