ساعت ۲۴- محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه دولت يازدهم، اين روزها در كانون توجه نخبگان ايراني و سياستورزان غرب قرار دارد. نخبگان ايراني كه رفتار، گفتار و تصميمهاي ظريف را رصد ميكنند به دو گروه عمده تقسيم ميشوند؛ يك گروه كه خود شامل انواع طيفهاي تندرو و ملايم و محافظهكار ميشوند، منتقدان و مخالفان جدي دولت يازدهماند كه زير پرچم اصولگرايي جمع شدهاند. اين جناح سياسي و طيفهاي متعدد آن كه در مسايل متعددي اختلافنظر دارند، در يك چيز اشتراك عمل و نظر دارد: دولت يازدهم و به ويژه محمدجواد ظريف به عنوان يكي از اركان دولت يازدهم را بايد در بوته نقد گذاشت و هر چيزي كه او ميگويد و هر كاري كه او ميكند را برخلاف منافع ملي معرفي كرد. اين طيفهاي متعدد تا جايي پيش ميروند كه ميگويند محمدجواد ظريف به آرمانهاي انقلاب وفادار نيست.
يك گروه ديگر اما طرفداران دولت يازدهم هستند. اين گروه سياسي البته به لحاظ انسجام در طرفداري از دولت همانند اصولگرايان نيستند و تنها آن بخش از اقدامهاي كابينه را كه با مشي اصلاحطلبي سازگار است را حمايت ميكنند. از نظر اكثريت طيفهاي اصلاحطلبان، كاري كه ظريف انجام ميدهد مطابق با منافع ملي است و گفتار و رفتار او را بايد در اين مسير ارزيابي كرد.
گروه هواداران دولت اتفاقا در دفاع از ظريف اشتراك راي دارند. غربيها نيز ظريف را زير ذرهبين برده و درباره او چند نوع داوري كردهاند. يك طيف از امريكاييها و حتي اروپاييها معتقدند ظريف ارادهاي از خود ندارد و تنها در اندازه يك پيامرسان و پيامبر عمل ميكند و نبايد به حرفها و اعتقادات او توجه كرد. اين طيف تندرو، معطل ماندن تصميمها درباره پرونده هستهاي را در اين راستا ارزيابي كرده و به پشت پرده مذاكرات فكر ميكنند. گروه ديگري از رهبران غربي اما باورشان اين است كه ظريف مهارتهاي بلندبالايي در متقاعد كردن مسوولان ارشد ايران دارد و با استفاده از همين مهارستهاست كه توانست مذاكرات را از بنبست رها كند و به اينجا برساند.
اين نگرشهاي متضاد و متناقض درباره وزير امور خارجه ايران نكات ظريفي را در دل خود نهان كرده و البته يك پرسش بنيادين پيش روي نخبگان قرار داده است: عاقبت كار ظريف چه خواهد شد؟ آيا او همانند يك قهرمان و شخصيت ممتاز ايراني از دل اين همه فشار مذاكرات بيرون ميآيد و يك خاطره خوش نزد ايرانيها ميگذارد؟ پاسخ به اين پرسش البته بسته به پايان مذاكرات دارد كه ايران دستاورد قابل توجهي از گفتوگوها به دست آورد. در اين صورت بايد پرسيد كه كدام دستاورد براي ايران و جناحهاي مختلف سياسي مهم و قابل قبول است. يك چشمانداز نارشن از عاقبت كار ظريف هم برآورده كند و مغضوب شود. كار ظريفي كه محمدجواد بايد كند اين است كه نوعي از بندبازي سياسي را براي ايجاد تعادل در درون جناحهاي سياسي ايران فراهم كند و از طرف ديگر خواست متعادلي از آرزوها و اميدهاي ايران و غرب را فراهم كند. عاقبت كار ظريف چه خواهد شد؟
کد خبر 49592
عاقبت کار ظریف
لینک کوتاه:
https://www.saat24.news/news/49592
نظرات کاربران