dir="RTL">نوشته حاضر که در نقد یک بخش از سخنان آقای فرهاد دژپسند است نیز ویژگیهای یادشده را دارد و هدف این است که به یکی از فرماندهان اقتصاد یاد آوری کند از زمان باقی مانده دوران وزارت برای حل برخی مسایل اقتصاد ایران تا جایی که توانایی کارشناسی و بضاعت علمی جواب می دهد استفاده کند. وزیر اقتصاد ایران بدون تردید به دلیل اینکه یک وزارتخانه با ماموریت کسب درآمد را مدیریت می کند و سیاستگذار اصلی سیاستهای مالی و مالیاتی است یک فرد بسیار با اهمیت در نظام اقتصادی امروزایران است و لازم است متناسب با این اهمیت در بیان نکات و تنگناها ی اقتصادایران و نیز در ارایه راهکار برای مجموعه مدیران این وزارتخانه و نیز احیانا مجلس دقت کافی داشته باشد. آقای دژپسند دیروز در جمع اعضای مجلس جدید قانونگذاری با بیان منفی بودن نرخ رشد سرمایه گذاری و با بیان اینکه باید برای رشد اقتصادی سرمایه تازه جذب کرد تاکید کرده است برای جذب سرمایه ایرانیان خارج از کشور می خواهد لایحه ای تهیه کند. آقای دژپسند واقعا الان تنگنای نیامدن و نیاوردن سرمایه از سوی ایرانیان خارج از کشور به داخل نبود قانون است؟ به نظر جنابعالی و با توجه به شرایط امروز دولت و مجلس و سایر مسایل تهیه لایحه در وزارتخانه ، عبوردادن آن از هیات دولت ، ارایه به مجلس ، طرح در صحن علنی و نیز تصویب در مجلس و تایید شورای نگهبان و برگشت به مجلس و ابلاغ به دولت و تهیه آیین نامه اجرایی آن قانون چقدر زمان لازم دارد.؟ جدای از این مگر الان قانون جذب سرمایه های خارجی نداریم وایا مگر برهمین اساس و قانون نیست که سالانه دهها نفر تقاضای سرمایه گذاری خارجی می دهند و پس از دیدن تنگناهای ارزی و مالی و فضای نامساعد کسب وکار ازآوردن سرمایه اجتناب می کنند؟ واقعیت این است که حرکت به سوی اضافه کردن قانون تازه و بخشنامه و مقررات در این مسیر چاره کار نیست. برای اطلاع بیشتر حضرتعالی تازه ترین گزارش تایید شده از سوی "مرکز پژوهش های توسعه و آینده نگری" سازمان برنامه و بودجه که شما موسس آن بوده و هنوز سردبیرفصلنامه آن به حساب می آیید درباره دلایل نیامدن ایرانیان مهاجر به داخل گزارش مشروحی تهیه و منتشر کرده است که در آن به نبود قانون تازه اشاره ای نکرده است.

در بخشی از این پژوهش آمده است: "در سه دهه اخیر از سیاست درهای باز سخن گفته شده و بر ضرورت ورود سرمایه ایرانیان مقیم خارج کشوربرای افزایش رشد تولید و اشتغال در ایران تأکید شده اما عوامل متعددی مانع از تحقق این هدف بوده است.بی ثباتی و ریسک بالا در فضای کسب وکار از یک سو و عدم پذیرش امکان دو تابعیتی بودن مهاجران از سوی دیگر، از موانع ورود سرمایه مهاجران به کشور بوده است. هرچند لغو قطعنامه های متعدد سازمان ملل و شورای امنیت علیه ایران در پی مذاکرات برجام و توافقات هستهای، امکان ورود سرمایه ایرانیان مقیم خارج را تسهیل کرد؛ ولی خروج آمریکا از برجام و مشکلات جدی در ارتباط میان سیستم بانکی ایران و نظام بانکی بینالمللی، همچنان موانع مهمی بر سر راه ورود سرمایه های مادی و فکری مهاجران به ایران است .... میزان سرمایه گذاری توسط ایرانیان مقیم خارج از کشور، پس از تصویب برجام تا سال 1395را بیش از 600 میلیون دلار اعلام کرده است (ایرنا، ،)ولی در عمل میزان ورود سرمایه ایرانیان مهاجر، کمتر از انتظارات بسیار بود؛ زیرا از یک سو فضای کسب وکار در ایران همچنان پرخطر باقی مانده است؛ به علاوه نحوه برخورد با ایرانیان مهاجر پس از توافق برجام تغییر چندانی نکرد و موضوع جلب سرمایه های مالی و فکری ایرانیان خارج کشور عملاً در اولویت وزارت امور خارجه و نمایندگیهای دیپلماتیک ایران در خارج از کشور قرار نگرفت.