جنگ سیگنال های امنیت انرژی
به نظر میرسد جمهوری اسلامی ایران در مقابل کشورهایی تحریمکننده و برخی از طرفداران منطقهای تحریم های انرژی علیه ایران، وارد «جنگ سیگنال های امنیت انرژی» شده اند. در جنگ سیگنال ها، ابعاد راهبردی و امنیتی موضوعاتی مثل تغییرات و متنوع سازی جغرافیایی انتقال انرژی، جایگاه برجستهای پیدا می کند. در جنگ سیگنال ها هر طرف در حال تلاش است یک نوع معنا سازی و علامت دهی راهبردی در حوزه های انرژی به طرف مقابل بدهد. ایران تلاش می کند که آمادگی خودش را برای سناریوهای بدترین وضعیت ممکن ایجاد کند که اگر مجددا ایالات متحده به سمت تشدید احتمال استفاده از ابزار نظامی علیه زیرساخت های مختلف ایران به منظور اعمال فشار به این کشور برای تغییر در سیاست خارجی و هسته ای این کشور بدهد، گزینه های مقابله ای مناسب را داشته باشد. در حقیقت این همان جنگ سیگنال ها است. یعنی اگر دولت ترامپ سعی می کند که حلقه تحریم ایران و فشار بر ایران در حوزه های مختلف را تقویت کند، ایران هم سیگنال می دهد که در حال آمادهسازی ابزارهای مختلفی در زمینه های مختلف برای واکنش مناسب است. در حقیقت ایران به آمریکا و متحدان منطقهای حامی تحریم ایران این هشدار را میدهد که در سناریوهای تشدید تنش، توازن آسیب به ضرر آنها بوده و آسیب وارده به من کمتر از آسیب وارده به شما خواهد بود. خط لوله گوره-جاسک برای ایران پتانسیل صادرات حداقل نفت مورد نیاز کشور که بین یک میلیون تا یک میلیون و دویست هزار بشکه است را فراهم می کند بدون عبور از تنگه هرمز.
مزیت خط لوله
مهمترین مزیت این خط لوله راهبردی و امنیتی است که تحت عنوان متنوع سازی مسیرهای انتقالی اتفاق می افتد. مزیت های اقتصادی هم مطرح هست ولی در حال حاضر مزیت های امنیت انرژی آن بیشتر مد نظر است. به جز مباحث امنیت انرژی، احداث این خط لوله همچنین می تواند کانون اشتغالات جدید را در مناطق کمتر توسعه یافته حوزه شرق تنگه هرمز، بیشتر کند. بالا رفتن سطح اشتغال در شرق تنگه هرمز می تواند به امنیت اجتماعی کشور کمک کند.نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که سیاست های ایران به ویژه در مقوله امنیت انرژی سیاستی واکنشی است. یعنی با توجه به اینکه طرح این خط لوله از دهه 1980 مطرح بود ولی هیچ وقت به جدیت مثل الان به دنبال آن نبوده است بخاطر اینکه معتقد است که تنگه هرمز به رغم اینکه عملاً بخش مهمی از آن در کنترل امنیتی ج.ا.ایران است اما موضوعی است که می تواند تنگه ای مبتی بر صلح و همکاری باشد. اما در دهه های بعد از آن، از سوی آمریکا و همچنین برخی از کشورهای منطقه ای آن قدر به ایران فشار وارد کرده اند که مجبور شد در مقوله واکنشی مسیرهای انتقال انرژی خود را متنوع سازی کند. می خواهم این نکته را بیان کنم که ایران عملا این سیاست را در واکنش به تهدید در پیش گرفته است نه اینکه بخواهد این را به عنوان یک سیاست فعالانه در پیش بگیرد. هماکنون در اندیشکدههای آمریکایی بحث محاصره دریایی ایران با توجه به وابستگی انحصاری صادرات ایران به تنگه هرمز مطرح است و ایران تلاش کرد که این توازن نامتقارن امنیتی را با طرح خط لوله گوره-جاسک تغییر دهد.
وضعیت تنگه هرمز
اگر پروژه های دور زدن تنگه هرمز را در بین کشورهای دیگر در نظر بگیریم. با توجه به اینکه هم اکنون در حدود 21 میلیون بشکه نفت و فراورده از این تنگه عبور می کند. همچنان با همه پروژه هایی که کشورهایی مثل عربستان، امارات و عراق(که هنوز عملیاتی نشده است) در پیش گرفته اند، اگر همه اینها را در نظر بگیریم و اگر محدودیت های فنی آنها را هم در نظر نگیریم. در خوشبینانه ترین حالت حداکثر می توانند 40 تا 45 درصد از اهمیت فعلی تنگه هرمز را اصطلاحا کاهش دهند و این تنگه همچنان 60 درصد از اهمیت خود را حفظ خواهد کرد. البته این را هم باید در نظر گرفت که در برخی موارد امکان کاهش اهمیت راهبردی تنگه هرمز وجود ندارد مثل ال ان جی، که قطر در پروژه آتی که برای سال 2024 است می خواهد 126 میلیون تن ال ان جی تولید کند، انتقال این حجم باید از طریق تنگه هرمز انجام شود. در بحث واردات ال ان جی نیز که کویتی ها از تنگه هرمز وارد می کنند اگر بخواهند این تنگه را دور بزنند باید از طریق پایپ لاین وارد کنند و الان کدام کشور منطقه پتانسیل صادرات پایپ لاین گازی را دارد که کویتی ها از نظر اراده سیاسی حاضر باشند با آنها همکاری کنند. تنگه هرمز علاوه بر موضوع انرژی، اهمیت راهبردی در حوزه های دیگر اقتصادی نیز دارد که می توان به انتقال کالاهایی دیگر بغیر از کالاهای انرژی اشاره کرد. این گونه نیست که تنگه هرمز با پروژه های دور زدن دیگر کشورها اهمیت راهبردی خود را به اصطلاح از دست بدهد. کشورهای دیگر منطقه از سالها قبلتر – که به نظرم اقدام آنها متاثر از فشارهای آمریکایی ها بوده است- به طرح ریزی و اقدام برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز اقدام کردند که از این طریق ابزار راهبردی ایران در کنترل امنیتی بر تنگه هرمز را خنثی کرده و ایران را به بدل به کشوری کنند که بیشترین آسیبپذیری را از اختلال احتمالی در تنگه هرمز را دارد. در مجموع در تنگه هرمز امکان جایگزینی نداشته و حتی اگر هزینه های بالایی هم خرج شود در خوشبینانه ترین حالت بین 40 تا 45 درصد از اهمیت این تنگه را کم کند.
به طور کلی، ج.ا.ایران با طرح گوره- جاسک تلاش کرد که گزینههای احتمالی محاصره دریایی صادرات نفت ایران که از سوی برخی از اندیشکدههای آمریکایی طرفدار ترامپ مطرح شده بود را خنثیسازد. این ایالات متحده است که بدل به منشأ تهدیدهای ژئوپلیتیک انتقال انرژی و امنیت انرژی در خلیج فارس شده است و ج.ا.ایران در واکنش به اقدامات تهاجمی آمریکا و متحدان منطقهای آمریکا با طرح گوره-جاسک، این سیگنال امنیتی را داد که آسیبپذیری دشمنان ایران در هرگونه تنشآفرینی.
نظرات کاربران