اطلاعیههای بانک مرکزی نشان میدهد:«در سال جاری 12 بار عملیات بازار باز اجرا شده اما فقط یک بار معامله صورت گرفته است. در 11 بار گذشته یا بانکها سفارشی ارسال نکردهاند یا بانک مرکزی به دلیل بالا بودن پیشنهاد ارسالی از سوی بانکها حاضر به تنزیل اوراق آنها نشده است.»
بانک مرکزی میگوید: در چارچوب مدیریت نقدینگی مورد نیاز بازار بینبانکی ریالی، عملیات بازار باز را به صورت هفتگی اجرا میکند. موضع این بانک(خرید یا فروش اوراق بدهی دولتی) بر اساس پیشبینی وضعیت نقدینگی در بازار بینبانکی و با هدف کاهش نوسانات نرخ بازار بینبانکی حول نرخ هدف اتخاذ میشود.
عملیات بازار باز به معنای خرید و فروش اوراق دولتی، اوراق قرضه یا اسناد مالی بانکها توسط بانک مرکزی است. در واقع عملیات بازار باز ابزاری برای سیاستهای انقباضی و انبساطی بانک مرکزی است. اگر بانک مرکزی قصد اجرای سیاست پولی انقباضی و جمع کردن پول از بازار داشته باشد، اقدام به فروش اوراق میکند و برعکس آن اگر بانک مرکزی قصد داشته باشد، سیاست انبساطی در پیش بگیرد، اوراق را میخرد و به جای آن پول در اقتصاد تزریق میکند. این در واقع همان عملیات بازار باز به منزله یکی از ابزارهای سیاست پولی است.
بانک مرکزی به تازگی اعلام کرده که عدد نقدینگی در پایان خرداد ماه امسال به 26514.6 هزار میلیارد تومان رسیده است. ضمن اینکه آمارهای تازه نشان میدهد که حجم پایه پولی در مقایسه با پایان سال قبل 8.8 درصد رشد نشان میدهد. پیش از این و در بهمن ماه سال گذشته، رییس کل بانک مرکزی عنوان کرده بود که «رشد نقدینگی امسال[سال ۱۳۹۸] از میانگین رشد نقدینگی ۵۰ ساله کشور که ۲۵ درصد بود بیشتر است.» اما یک هفته بعد همتی در جمع اقتصاددانان «اصلاحیه»ای بر این حرفها زد و گفت:«انحراف 3 درصدی نرخ رشد نقدینگی از میانگین ۵۰ ساله نقدینگی، نشان از کنترل شرایط دارد و برای کنترل آن از بازارهای مختلف استفاده خواهیم کرد.»
انجام عملیات بازار باز یکی از آن ابزارهایی است که از زمستان سال قبل، بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی همچنین هدفگذاری نرخ تورم به آن روی آورده است. بازیگران اصلی عملیات بازار باز دولت، بانکها و بانک مرکزی هستند و استفاده از اوراق بدهی دولت برای تامین نقدینگی مورد نیاز بانکها و دولت، شیوه متداولی در جهان به شمار میرود که در عملیات بازار باز محوریت خواهد داشت. خرید و فروش اوراق بدهی، حرکت نقدینگی و جریان پول را تنظیم کرده و نرخ بهره بینبانکی را تعیین میکند.
اما به نظر میرسد، پیشنیازهایی همچون سالمسازی و رفع ناترازی از بانکها و حتی استقلال بانک مرکزی از سیاستهای دولتی موجب شده تا مهمترین ابزار سیاستگذار پولی برای کنترل هیولای نقدینگی به مشکل بخورد.
مطابق اطلاعات موجود از 19 فروردین ماه سال جاری تاکنون در موضوع عملیات بازار باز، اوراق بدهی دولتی در این بازار عرضه شده است. اما فقط در 26 فروردین ماه بوده که یک بانک اقدام به ارسال سفارش کرده و آن هم به دلیل «بالا بودن قیمت پیشنهادی فروش اوراق توسط بانک مرکزی «رد» شده است. از آن زمان به بعد بانک مرکزی در تاریخهای سوم، دهم و هفدهم اردیبهشت سفارشی دریافت نکرده است. در 24 اردیبهشت ماه یک سفارش با حجم محدود انجام شده است. در 12 خرداد سفارشی دریافت نشده است. نهم تیر یک سفارش ارسال شده که بانک مرکزی باز هم به دلیل بالا بودن قیمت پیشنهادی آن را رد کرده. در 18 تیر دو بانک سفارش خرید داشتند که آن هم انجام نشده است. در 25 تیر نیز هیچ سفارشی صورت نگرفته است. در اول مرداد باز هم این روند تکرار شده. سرانجام در هشتم مرداد یک سفارش به دلیل بالا بودن قیمت پیشنهادی و مازاد نقدینگی در بازار بینبانکی از طرف بانک مرکزی «رد» شده است.
شکلگیری «مازاد نقدینگی»
هر چه به هفتههای پایانی تیر نزدیک شدهایم، ادبیات سیاستگذار پولی نیز در حوزه عملیات «بازار باز» تغییراتی داشته است.
بانک مرکزی در دو هفته اخیر در اطلاعیههای خود از واژه «مازاد نقدینگی» استفاده کرده که در جای خود قابل بررسی است. زمانی که این واژه در نظام پولی به کار گرفته میشود؛ به معنای آن است که بانک مرکزی باید با انتشار اوراق بدهی، نقدینگی مازاد در بازار را جمعآوری کند. به عبارت دیگر استفاده از واژه «مازاد نقدینگی» به معنای به صدا درآمدن «آژیر هشدار نقدینگی» است که عدد آن به بیش از 2600 هزار میلیارد تومان رسیده است چراکه در خلأ ابزارهای جمعآوری نقدینگی، احتمال هجوم آن به بازارهای موازی نظیر طلا و ارز وجود دارد.
چرا نقدینگی بالا رفته است؟
به نظر میرسد، بخش بزرگی از روند بالا رفتن نقدینگی را به کسری بودجه 150 هزار میلیارد تومانی امسال دولت باید نسبت داد که به دلیل افزایش محدودیتهای تجاری و بسته شدن مرزها، تعطیلی کسب وکارها ناشی از شیوع ویروس کرونا و کاهش درآمدهای مالیاتی، تحریمها و ریزش درآمدهای نفتی و البته هزینه بالای اداره سازمانهای دولتی به وجود آمده است. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی که در اردیبهشت ماه امسال منتشر شد، ارزیابی کرده بود که رقم کسری بودجه دولت در سال جاری بالغ بر ۱۸۵ هزار میلیارد تومان باشد که رقمی بیسابقه برای کسری بودجه دولت است. برای تامین این کسری بودجه همواره در اقتصاد ایران، فشار به منابع پولی مورد نظر بوده است.
مطابق گزارشی که خزانهداری کل کشور منتشر کرده تاکنون بیش از ۴۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان کسری بودجه از طریق انتشار اوراق تامین شده است. ضمن اینکه تا پایان شهریور معادل ۶۰ هزار میلیارد تومان از هزینههای بودجه هم به صورت نقدی تامین خواهد شد. بنابراین از کسری بودجه امسال که حدود ۱۵۰ هزار میلیارد تومان اعلام شده تاکنون از طریق انتشار اوراق معادل ۴۲ هزار و ۶۱۴ میلیارد و ۱۱۹ میلیون تومان آن تامین و ۱۰۷ هزار و ۳۸۵ میلیارد و ۸۸۱ میلیون تومان باقی مانده است. اما در عین حال رشد پایه پولی در 3 ماهه ابتدایی سال جاری به ۱۱.۱ درصد رسیده است. ضمن اینکه «استقراض دولت از بانک مرکزی»(به عنوان یکی از اجزای پایه پولی) نیز از اسفند ماه ۹۸ تا خرداد ماه ۹۹ بیش از ۱۵۰ درصد رشد کرده است. پایه پولی دارای بالاترین قابلیت نقدشوندگی است و از آن به عنوان «پول پرقدرت» یاد میشود و هر گونه افزایش در پایه پولی منجر به افزایش چند برابر آن(معادل ضریب فزاینده پولی) در کل عرضه پول میشود.
با توجه به میزان رشد پایه پولی در همین 3 ماهه ابتدایی سال جاری میتوان حدس زد که عمده این رشد به دلیل جبران کسری بودجه دولت بوده است. حالا و با اطلاعیه تازه بانک مرکزی درباره عملیات بازار باز میتوان نتیجه گرفت که مازاد نقدینگی آنقدر در نظام پولی اقتصاد ایران بالا رفته که زمان «فشار به بانک مرکزی» برای «تزریق» منابع پولی به سر آمده است. ضمن اینکه جمعآوری این مازاد نقدینگی، چالش بزرگی است که سیاستگذار پولی را در هفتهها و ماههای آینده درگیر خواهد کرد. در حال حاضر بورس اوراق بهادار مهمترین گزینه جمعآوری نقدینگی است و حتی زمزمه راهاندازی بورسهای تازه چون «بورس مسکن» نیز به گوش میرسد. اما در کنار اینها، ورود نقدینگی سرگردان به بازار داراییهایی چون ارز و طلا همواره آفت اقتصاد ایران بوده است.
با اطلاعیه تازه بانک مرکزی درباره عملیات بازار باز، می توان نتیجه گرفت که مازاد نقدینگی آنقدر در نظام پولی اقتصاد ایران بالا رفته که زمان «فشار به بانک مرکزی» برای «تزریق» منابع پولی به سر آمده است. ضمن اینکه، جمع آوری این مازاد نقدینگی، چالش بزرگی است که سیاستگذار پولی را در هفته ها و ماه های آینده درگیر خواهد کرد. در حال حاضر بورس اوراق بهادار مهم ترین گزینه جمع آوری نقدینگی است و حتی زمزمه راه اندازی بورس های تازه چون «بورس مسکن» نیز به گوش می رسد. اما در کنار این ها، ورود نقدینگی سرگردان به بازار دارایی هایی چون ارز و طلا، همواره آفت اقتصاد ایران بوده است.
نظرات کاربران