به اعتقاد من اگر چه احتمالا سفر آقای گروسی با دعوت ایران صورت گرفته است، اما قطعاً در راستای منافع ایران نخواهد بود. چون گروسی سعی خواهد کرد در همان مسیر ایالات متحده آمریکا از این سفر بهره‌برداری خود را داشته باشد. به عبارت دیگر شاید تلاش های دیپلماتیک و چانه زنی های سیاسی ایران با گروسی بتواند بعضی از حساسیت ها بکاهد، ولی از نگاه من میزان وابستگی سیاسی و کاراکتر خود رافائل گروسی و همسویی با ایالات متحده آمریکا در همین کارنامه ۱۰ ماهه وی به عنوان مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از این نشان دارد که نباید به تحلیل ها چندان خوشبین بود. ما باید یک نگاه واقع بینانه نسبت به مسائل داشته باشیم. البته که باید از هر فضا و مسیری برای کاهش حساسیت ها و التهابات پرونده هسته ای ایران کمال استفاده را برد و از گزینه رایزنی سیاسی و دیپلماتیک برای کاهش هزینه ها بهره برد. در بهترین حالت شاید سفر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از منظر تهران ارتباطی به در خواست کاخ سفید برای فعال شدن مکانیسم ماشه نداشته باشد، اما در آن سو واشنگتن سعی خواهد کرد این سفر را به تلاش‌های خود برای بازگشت قطعنامه‌های شورای امنیت گره بزند.

اگر تهران به حساسیت موقعیت کنونی و ارتباط این سفر گروسی با تلاش‌های آمریکا به منظور فعال کردن مکانیسم ماشه و بازگشت قطعنامه های شورای امنیت ضد ایران آگاهی و اشراف پیدا کند قطعاً می تواند از خود یک نرمش نشان دهد و حداقل اجازه حضور رافائل گروسی را از دومکان مدنظر آژانس صادر کند. اما از اساس چون تمام این مسائل و درخواست گروسی و آژانس بر اساس ادعای اسرائیلی ها، آن هم بر مبنای اسناد جاسوسی رژیم صهیونیستی بنا شده و تمام حواشی برای بازرسی اماکن داخلی به واسطه فشار ایالات متحده انجام شده است می تواند مبنای آغاز یک روند خلاف قوانین و عرق حقوقی آژانس را شکل دهد. بدین معنا که آژانس هرگاه صلاح بداند با کوچک ترین فشار امریکا و ادعای صهیونیست ها می‌تواند به خود اجازه دهد تا از تهران درخواست بازرسی از هر مکانی را مطرح کند. از طرف دیگر چون جمهوری اسلامی ایران با پنج گام خود در سیاست کاهش تعهدات برجامی رسماً عنوان کرده که به دنبال بازگشت فعالیت های هسته ای خود به دوران قبل از توافق هسته ای است دیگر دلیلی برای پنهان کاری تهران نیز وجود ندارد. چون ما با این پنچ گام خود رسماً عنوان کرده ایم که به دنبال از سرگیری فعالیت‌های هسته ای مان هستیم.

اکنون آژانس بین المللی انرژی اتمی که به واسطه فشار ایالات متحده آمریکا حضور رافائل گروسی در ایران را در دستور کار قرار داده است، این باور را دارد که تهران به هیچ وجه اجازه بازرسی به دو مکان مدنظر خود را نخواهد داد. اتفاقا به همین واسطه شورای حکام پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران را از قالب فعالیت های صلح آمیز به ابعاد نظامی خواهد کشاند تا بتواند با ایجاد حساسیت بیشتری، دیگر اعضای شورای حکام و به خصوص آلمان، فرانسه و انگلستان را با خود همراه کند. کما این که پیش‌تر، هم به واسطه درخواست تروئیکای اروپایی به منظور آغاز سازوکار حل اختلافات برجامی که بخشی از فعال شدن مکانیسم ماشه است و همچنین تلاش برای صدور قطعنامه شورای حکام که ذیل بیانیه برلین، پاریس ولندن به تصویب رسید عملا ما شاهدیم که اروپایی ها به شدت نگران از فعالیت های هسته ای ایران هستند. بنابراین اگر رافائل گروسی بتواند در راستای اهداف و منافع ایالات متحده آمریکا شرایط را به سمتی پیش ببرد که پرونده فعالیت های هسته ای ایران از حالت حقوقی خارج شود و وارد فاز سیاسی و امنیتی شود عملاً با صدور یک قطعنامه دیگر در شورای حکام پرونده می‌تواند به شورای امنیت کشیده شود و آنجا با فشار ایالات متحده آمریکا به عنوان عضو دائم شورای امنیت، درخواست خود به منظور فعال شدن مکانیسم ماشه را عملیاتی کند، اما با این تفاوت که احتمالاً با همراهی اروپایی ها نیز مواجه شود. پس باید مسئله را از ابعاد مختلف مورد ارزیابی قرار داد؛ چون هم از یک سو حساسیت های کنونی و اهداف پنهانی سفر گروسی سبب می شود که احتمالا برخی انعطاف ها در دستور کار قرار گیرد و هم از آن سوی این شائبه وجود دارد که با این انعطاف ها ما شاهد یک بدعت در افزایش بازرسی های آژانس باشیم. به هر حال تهران اکنون در یک دو راهی قرار دارد.

من معتقدم که جلسه ۱۱ شهریور کمیسیون مشترک برجام مهمترین جلسه این کمیسیون از زمان شکل گیری آن است چون با برخی تلاش های آمریکا برای فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت قطعنامه‌های شورای امنیت ضد ایران همراه شده و از آن طرف به واسطه فشارهای واشنگتن، اسناد جاسوسی تل آویو، تحریکات ریاض و برخی دیگر از بازیگران، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در تکمیل پازل فشار به تهران به نبال بغرنج تر کردن و حساس تر کردن پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران و به تبع آن احتمال کشاندن این پرونده به شورای امنیت است. بنابراین تهران در این شرایط باید در این نشست ضمن روشن‌کردن پاره‌ای از مواضع درست و به حق خود از هرگونه تلاش در جهت شکل گیری فضایی که می تواند به همراهی و اتحاد اروپایی ها با آمریکا منجر شود جلوگیری کرد.

اساساً این توان بازدارندگی نظامی و موشکی ایران بوده است که توانسته تهران را گام به گام در پیشبرد منافع اش یاری کند. به هر میزان که توان بازدارندگی ایران بیشتر شود ما در آن سو شاهد هستیم که عقب نشینی و انعطاف اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها شکل گیرد. نشان دادن ضعف داخلی، چه در حوزه سیاسی، چه در حوزه دیپلماتیک و چه در حوزه نظامی و امنیتی به سود کشور و منافع کشور نخواهد بود. شاید در این میان بسیاری از مخالفین و منتقدین این نگاه عنوان کند که با توجه به شرایط معیشتی و اقتصادی بغرنج کشور دنبال کردن برخی مسائل مانند توان موشکی و نظامی و یا پرونده هسته ای چه سودی برای کشور دارد. اما اتفاقا در این میان باید به این نکته توجه داشت که این دو مسئله هیچ ارتباطی به همدیگر ندارد. چون چالش های ما در حوزه اقتصادی بیش از آنکه تحریم‌ها مربوط باشد به ناکارآمدی داخلی در توزیع خدمات، ثروت و همچنین تصمیمات درست برای مدیریت مسائل اقتصادی ارتباط دارد. پس اگر یک مدیریت صحیح به همراه با مبارزه اساسی با رانت و فساد شکل می‌گیرد عملاً افزایش توان بازدارندگی، پیگیری منافع ما در پرونده هسته‌ای و همچنین بهبود وضعیت اقتصادی، ایران را به یک نقطه قدرتمند و قابل اتکا خواهد رساند.