فرد از خستگی شدید میبرد و بریدگی اجتماعی رخ میدهد. میگویند این آدم بریده است یعنی تمام راهها را به روی خود بسته میداند. آنچنان نومید است که دیگر بیتفاوت میشود.در کشور ما، چون دولتها هیچ موقع رفاهی نبودند بلکه دولتهای سیاسی بودند رابطهشان با مردم قطع بوده است. حالا در شرایط فعلی این قطعی رابطه و گسست عمیقتر شده است.علت اصلی هم این است که در مملکت ما توجهی به حکومت مردم بر مردم و برای مردم نمیشود و دموکراسی ندارد. تا حرف از دموکراسی میزنی میگویند غربی است. خب، تو که در مجلس نشستی همین پارلمان که از غرب آمده است، تو رئیس جمهور که با انتخاباتی که برای غرب است انتخاب شدی چطور اینجا که میرسد غرب خوب است، ولی اگر از مردم سالاری صحبت شود غربزدگی است و ما شکل دیگری از حکومت را داریم و دموکراسی مغایر با ماست. این تناقضات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فسادها آنقدر زیاد شده است که مردم این فاصله را وقتی میبینند قهر میکنند دیگر اهمیتی به این حرفها نمیدهند و پروتکلها برای شان جوک است.
چرا مردم رعایت نمیکنند؟
مردم از تناقض خسته شدهاند!
ساعت 24-این خستگی اجتماعی، نوعی سرخوردگی و بی تفاوتی نسبت به آن چیزی است که وضع موجود کروناست. این خستگی از همدیگر خسته شدن هم هست. آنچه که ما اسمش را مهربانی، صمیمیت و همبستگی میگذاریم در جامعهمان بسیار کم شده است. آدمها دیگر حوصله هم را ندارند که بخشی به توقعاتشان مربوط است. ولی مشکل این است که ما پیش از کرونا هم خستگی اجتماعی را داشتیم، ولی کرونا آن را تشدید کرده است.
div>
نظرات کاربران