شما اوایل امسال برای اجرا در سالن اصلی تئاترشهر آمادگی داشتید که همه چیز تعطیل شد. حالا خبر میرسد که دوباره مشغول تمرین اجرای یک نمایش برای اجرا در ماههای پایانی سال هستید، این امید بر چه اساس است؟
سال 1398 گروه تئاتر «شایا» نمایشنامه «فردریک» نوشته اریک امانوئل اشمیت را با گروه زیادی از بازیگران حرفهای تئاتر، سینما و تلویزیون تمرین کرد. مراحل آمادهسازی چندین ماه به طول انجامید، کارهای ساخت دکور و دوخت لباس انجام شد و ما برای تبلیغات و باز کردن سایت فروش بلیت آماده میشدیم که گفتند همه چیز باید متوقف شود. بالطبع هیچ چشماندازی وجود نداشت و ما آماده هر اتفاقی بودیم. از طرفی هزینه دپوی دکور بسیار بالا بود که به هزینههای قبلی افزوده میشد. گروه مستاصل ماند و نهایتا ناچار شدم به بازیگران و طراحان اعلام کنم اگر خارج از تئاتر کار دیگری دارند فعلا به آن برسند، چون اینجا [تئاتر] وضعیت اصلا روشن نیست. به محض ورود به تابستان اولین صحبتها با ما انجام شد که برای بازگشایی تئاترشهر دست به کار شویم. بنابراین دوباره با اعضای گروه تماس گرفتم ولی هر کس به نحوی جایی مشغول بود و امکان به صحنه آوردن «فردریک» وجود نداشت. در این فرصت احساس کردم خانواده هنرهای نمایشی کشور باید از بازگشایی کوتاهمدت سالنهای تئاتر نهایت بهره را ببرد ولی به عنوان گلایه عرض میکنم که تمام بزرگان و کاربلدهای این حرفه ترجیح دادند در خانه بمانند و حاضر نشدند ظرف بازه زمانی دو ماهه تئاتری روی صحنه بیاورند. این امر بزرگترین خسارت را به تئاتر وارد کرد.
اگر اشتباه نکنم آن برهه شما در نمایشی بازی کردید. چرا چنین تصمیمی گرفتید؟
بله، در دو نمایش بازی کردم تا به این سنجش و معیار برسم که آیا ویروس کرونا همان چیزی است که گفته میشود؟ یعنی ماجرا به همان وخامتی است که گفته میشود و همه را به سهولت درگیر میکند؟
نتیجه چه بود؟
نتیجه این بود که سه ماه در دو گروه که جمعا 30 نفر میشدند، در پلاتوهای کاملا غیر استاندارد، صرفا با وجود یک ماسک ساده روی صورت که ناچار بودیم زمان تمرین آن را هم کنار بگذاریم، تمرین کردیم و در نهایت دو نمایش روی صحنه بردیم. ظرف سه ماه تمرین هیچ یک از این 30 نفر به بیماری مبتلا نشد و اتفاقا اگر بررسی کنیم، در دیگر سالنهای نمایشی هم کمترین (نزدیک به صفر) آمار درباره ابتلا به کرونا گزارش شده است. بعدا نمایش «گُرگاس» را 45 روز، روزی 7 ساعت تمرین کردیم و تا امروز حتی یک مبتلا نداشتهایم. بنابراین برخلاف نظر وزارت بهداشت و ستاد ملی مبارزه با کرونا و وزارت ارشاد میخواهم اعلام کنم فضای تئاتر یکی از امنترین محیطها در میان دیگر فضاهای شهری است. متاسفانه اشتباه آنها از سر دشمنی ناخواسته، ناآگاهی در طول 11 ماه باعث بیکاری و فلج هنرمندان تئاتر شد.
دکتر صادقی معتقد است ادامه تعطیلی فضاهای فرهنگی ناشی از فاصله مدیران فرهنگی از فرهنگ است. به نظر آقای صادقی امکان ادامه فعالیتهای هنری برای حفظ روحیه و نشاط در جامعه وجود داشت ولی چون مدیران دغدغه نداشتند، همه چیز به تعطیلی کشید.
کاملا با فرمایش ایشان موافق هستم و اعتقادم بر این است که حتی لازم نیست به اجراهای آنلاین فکر کنیم. با توجه به اجرای دو نمایش که هر کدام 30 شب روی صحنه رفت، عرض میکنم که تمام مدت اتاقهای گریم و صندلی تماشاگران ضدعفونی میشد، تبسنجی مخاطبان و همه امکانات لازم برای پیشگیری مورد توجه بود، همه با رعایت فاصله روی صندلی مینشستند و بدون هیچ اضطراب و تنشی تئاتر تماشا میکردند. مدیران باید توجه کنند وقتی دستورالعملی را در سطح عموم مطرح میکنند، این «عموم» بعضی از همین بزرگان را هم دربرمیگیرد که با شنیدن پیام «لطفا در خانه بمانید» سوار بر خودروها هجوم میبرند به سمت شمال. مخاطب تئاتر چنین روحیهای ندارد، فرد با مطالعه و فرهیختهای است که اگر پروتکلها و دستورات را بیشتر از مسوولان رعایت نکند، قطعا کمتر از آنها نیز رعایت نمیکند. بنابراین تاکید دارم ما با یک قشر اهل تفکر و مطالعه طرف هستیم که پیشاپیش خودشان را مقید به رعایت اصول میدانند. جامعه تئاتری هم خانواده و فرزند و اطرافیانی دارند که قطعا نگران و مراقب آنها هستند.
بنابراین فکر میکنید امکان ادامه حیات تئاتر وجود داشت؟
باید اول از همه به این دریافت برسیم همانطور که در طول سال با بسیاری بیماریهای دیگر نیز زندگی میکنیم، آیا میشود با ویروس کرونا زندگی کرد یا نه؟ معتقدم با وجود شیوع این بیماری میتوانیم به زندگی ادامه دهیم، گرچه صحبتهای من ابدا به معنای این نیست که با ویروس سادهای طرف شدهایم و مساله خطرناک نیست. قطعا کووید19 میتواند آسیب برساند، ولی اگر به کشورهای حوزه خلیجفارس یا همین همسایه شمالی ترکیه نگاه کنیم، یک چیز بسیار مشهود است؛ اینکه مردم و جامعه با سرزندگی در کنار این بیماری مشغول زندگی هستند درحالی که ما با افسردگی، ناامیدی و خستگی در کنار ویروس روزگار میگذرانیم. وقتی من با دوستانم در کشور ترکیه صحبت میکنم و تصاویر شهر را میبینم، همه ماسک روی صورت دارند اما کافهها و رستورانها یا گالریها و نمایشها برقرار است. یعنی مردم از زندگی و لذت بردن دست نکشیدهاند. قطعا آنها هم از مسوولان برنامههایی دریافت میکنند و مثلا قانون منع آمد و شد در ساعتهایی از شبانهروز وجود دارد. ولی چرا زندگی جاری است؟ چون دولت همه شرایط را برای زندگی عادی مردم فراهم میکند، ولی ما اینجا علاوه بر ویروس، باید با تورم افسارگسیخته، آسیبهای شدید اجتماعی و ترور هم بجنگیم. تمرین و تلاش برای به صحنه آوردن نمایش در چنین وضعیتی در نظر من و دیگر اعضای گروه تئاتر «شایا» یک وظیفه بود تا همراه با دیگر فعالان تئاتر کشور به یک نتیجه مهم برسیم. اگر این پروژه به سرانجام برسد یعنی تئاتر میتواند حیات داشته باشد و ما سال را کنار مردم به پایان برسانیم، اما اگر در نتیجه ناآگاهی و همراهی نکردن مدیران، این پروژه به سرانجام نرسد یعنی موضوع تعطیلیهای یک هفتهای بیقاعده مکانهای فرهنگی یک بازی ناجوانمردانه بوده و مسوولان باید واضح اعلام کنند تا روزی که شر این ویروس به کل کنده نشده، امکان اجرای هیچ نمایشی در ایران وجود ندارد. به این ترتیب تکلیف همه ما روشن میشود که تا آن زمان باید شغل دیگری پیدا کنیم.
فکر نمیکنید وضعیتی که درباره جریان داشتن زندگی در کشورهای همسایه تبیین میکنید و آنچه ما فاقدش هستیم از یکجور بیتوجهی معنادار مدیران به ضرورت فرهنگ سرچشمه میگیرد؟
همان چندماه پیش گفتوگویی با یکی از نمایندگان مجلس دیدم که نظر ایشان را درباره تعطیلیهای چندماهه فعالیتهای فرهنگی - هنری جویا شده بودند. پاسخ ایشان به تعطیلی اماکن و بیکاری هنرمندان این بود که «ما در کشور مشکلاتی داریم که تئاتر فعلا مورد بحث نیست.» معتقدم این نماینده مجلس انسانی است ناآگاه و بیاطلاع از حوزه فرهنگ، هنر و تئاتر. یعنی تئاتر و فرهنگ را یک شئ میبیند که هر زمان دلمان خواست میتوانیم آن را کنار بگذاریم و اشیای دیگری پیش بکشیم. توجه نمیکنند تئاتر محصول فرهنگی است که مجریان آن تحت عنوان شهروند در این کشور زندگی میکنند. نمیدانند تئاتر هنر مادر است و هنرمندان تئاتر همان افرادی هستند که بخش اعظم سینما و تلویزیون ما را پشتیبانی میکنند. توجه نمیکنند درباره یک جامعه صدهزار نفری حرف میزنیم که هر کدام خانوادهای چند نفره را شامل میشوند. متاسفانه حاضر به شنیدن هم نیستند و اصرار عجیب و گاهی مشکوک حس میشود که اساسا تئاتر وجود نداشته باشد.
ظاهرا درباره برخورد با ویروس هم برنامه مدون وجود ندارد، چه رسد به تئاتر.
بله، بارها دستورالعملهایی صادر شد که ظرف 24 ساعت تغییر کرد. میخواهم بگویم با یک ناآگاهی مواجه هستیم ولی ناآگاهی گناه نیست، بلکه اصرار بر آن است که اشکال دارد. ما اگر در کشور تئاتر نداشته باشیم یعنی گفتوگو نداریم، فرهنگ رو به زوال است و از آزادی بیان خبری نیست. از وقتی کرونا آمده فروش کتاب در اکثر کشورهای جهان چند برابر شده، چرا؟ چون مدیران اهل فرهنگ و مطالعه هستند و کتابخوانی را به صورت عملی تبلیغ میکنند. همچنین مشوقهایی مثل پست رایگان یا سوبسید ویژه برای خوانندگان کتابها در نظر میگیرند. در کشور ما اما کتابفروشیها یکی پس از دیگری ورشکست یا سالنهای تئاتر خصوصی یک به یک تعطیل میشوند و موضوع برای هیچ مدیری اهمیت ندارد.
با توجه به تمام مسائلی که بیان کردید برایم جالب است همچنان امید دارید و گروه پای کار آمده است. آیا از طرف ادارهکل هنرهای نمایشی قول حمایت داده شد یا وعده حضور در فجر وجود داشت که همه اینطور امیدوارانه دو ماه تمرین کردند؟
اگر حمایتی صورت بگیرد اتفاق غیرطبیعی نیفتاده و باید برای تمام گروههای تئاتری دیگر هم وجود داشته باشد. وقتی تصمیم گرفتیم نمایش «فردریک» را روی صحنه ببریم، بحث حمایت مطرح بود، حالا در نظر بگیرید از ابتدای سال تا امروز سیل تورم صدبرابر شده و ارقام حمایتی سابق به هیچ وجه پاسخگوی هزینههای کنونی گروهها نیست. بنابراین تاکید دارم اگر حمایتی صورت بگیرد هیچ مساله پنهانی نیست، تنها صحبتی که بین ما مطرح شد، این بود که همان وعده حمایتی ابتدای سال مربوط به اجرای «فردریک» به اجرای «گرگاس» منتقل میشود. اعتقاد داریم در هر شرایط باید بهترین محصول را در برابر دیدگان تماشاگر بگذاریم. امید ما بسیار زیاد است و روزی که امید نداشته باشیم، دگر دلیلی برای ادامه حیات وجود نخواهد داشت. ما این نمایش را روزی 7 ساعت آن هم در شرایطی تمرین کردهایم که یکایک بازیگران و عوامل نمایش جان خود و اطرافیانشان را در معرض خطر قرار دادند؛ حرکت شجاعانهای که به هیچ وجه قابل تصور نیست چگونه امکان دارد به سرانجام برسد. امروز در مرحله ساخت و ساز دکور، ضبط موسیقی و آمادهسازی موارد دیگر هستیم، امید داریم مدیران شرایطی فراهم کنند که این تئاتر بتواند به سکوت و خاموشی 11 ماهه تئاتر پایان دهد.
حالا که چند ماه با ویروس زندگی کردهایم، امیدوارم حرکت گروه شما به سرانجام برسد و مدیران متوجه باشند، میتوانیم با رعایت موارد بهداشتی حیات فرهنگی را حفظ کنیم.
شاید به این ترتیب دیگر گروهها هم پا به عرصه تولید بگذارند ولی همانطور که اشاره کردم، اگر نمایش ما اجرا نشود به این نتیجه میرسیم که تا وقتی کرونا وجود دارد، خبری از چیزی به اسم تئاتر نیست و اگر این خسارت به ما وارد شود، چیزی از خانواده تئاتر کم نمیکند، بلکه برای دیگر فعالان تئاتر آوردهای به همراه دارد. من در دو نمایش بازی کردم که آنها هیچ حمایتی از دولت نگرفتند، اینکه گروهی دریافتی نداشته باشد نباید برای هیچ کس آرامش و آسایش به دنبال بیاورد. گو اینکه چه در زمینه نمایش «فردریک» و همین نمایش «گُرگاس»، این مدیران سالنها بودند که از من دعوت کردند برای اجرا آماده شوم. پروژه عظیم اول با خسارتی که شخصا پرداختهام به محاق رفت و حالا دوباره از من درخواست شده کار کنم، کما اینکه قرار بود دیگرانی هم نمایش روی صحنه بیاورند و انصراف دادند. من ترجیح دادم انصراف ندهم و دِین خودم را به این هنر ادا کنم. به این ترتیب فردا یک معیار و شاخص در دست خواهیم داشت؛ اینکه در دوران کرونا مسوولان چه رفتاری کردند، تئاتریها چه برنامهای داشتند و برخورد مردم چگونه بود.
تمرین و تلاش برای به صحنه آوردن نمایش در چنین وضعیتی در نظر من و دیگر اعضای گروه تئاتر «شایا» یک وظیفه بود تا همراه با دیگر فعالان تئاتر کشور به یک نتیجه مهم برسیم. اگر این پروژه به سرانجام برسد یعنی تئاتر میتواند حیات داشته باشد و ما سال را کنار مردم به پایان برسانیم، اما اگر در نتیجه ناآگاهی و همراهی نکردن مدیران، این پروژه به سرانجام نرسد یعنی موضوع تعطیلیهای یک هفتهای بیقاعده مکانهای فرهنگی یک بازی ناجوانمردانه بوده و مسوولان باید واضح اعلام کنند تا روزی که شر این ویروس به کل کنده نشده، امکان اجرای هیچ نمایشی در ایران وجود ندارد. به این ترتیب تکلیف همه ما روشن میشود که تا آن زمان باید شغل دیگری پیدا کنیم.
نظرات کاربران