گاهی اوقات، نظارت چنان آشکار بود که مقامات اطلاعاتی ایالات متحده حدس میزدند که چینیها میخواهند به طرف آمریکایی پیام واضحی بدهند که آنها عوامل سیا را شناسایی کرده و مأموریتهای آنها را مختل میکنند. بااینحال، در زمانی که نظارت بهصورت پنهانی و بهطور پیچیده انجام میشد، چینیها این کار را به اندازهای با ظرافت پیش میبردند که تنها از طریق قابلیتهای بسیار پیشرفته ضدجاسوسی مختص سیا میشد آن را ردیابی کرد. طبق گفته یکی از این مقامهای سابق سیا، «این سازمان درمورد حضور در خارج از کشور برای استخدام منابع اطلاعاتی، بسیار جلوتر از چینیها است اما ما نمیتوانیم مانند آنها این کار را آزادانه انجام دهیم. نمیتوانیم به دنبال این جاسوسان به پکن برویم اما در جیبوتی و در قاره آفریقا توانایی انجام این کار را داریم. با مطرحشدن پروژه «یک کمربند و یک جاده» و سرمایهگذاری هزاران میلیارددلاری چین، حضور مأموران اطلاعاتی در آسیا، آفریقا و اروپا پررنگتر شد اما هنوز هم کار برای آنها دشوار است. روسها و چینیها بهسختی میتوانند در آفریقا برای خود منبع اطلاعاتی دستوپا کنند و بر همین اساس چین میخواهد سرمایهگذاری گستردهتری در این قاره انجام دهد. اما ما هم بهخوبی به این امر واقف هستیم که اقدامات تهاجمی جدید چین برای ردیابی عوامل اطلاعاتی آمریکایی احتمالا پاسخی به تلاشهای ایالات متحده برای خنثیسازی مأموریتهای اطلاعاتی پکن است». اما در سازمان سیا، این بیقاعدگیها «رؤسای ایستگاه و مدیران واحدهای مختلف را بهشدت نگران کرد». چینیها هرگز نباید میدانستند که این پرسنل مخفی سیا دقیقا چه کسی یا کجا هستند. افسران اطلاعاتی آمریکایی بدون جاگذاشتن حتی یک ته سیگار، درباره اینکه چگونه چین توانسته بود جاسوسان سیا را شناسایی و حتی افشا کند، کاملا گیج شده بودند. در دوران گذشته، لورفتن مأموران اطلاعاتی یک کشور، یا ناشی از تعقیب یک موش کور بود یا فردی از درون سازمان، مأموریتها و سوابق آنها را به رقیب میفروخت. مدیران سیا بر این باور بودند که شناسایی مأمورانش از سوی چینیها، میتواند ناشی از سرقت اطلاعات باشد. سالها بود که چینیها کمپین «جاسوسی سایبری» علیه آمریکا به راه انداخته بودند و به دزدی از اطلاعات محرمانه شخصی، مانند سفر و اطلاعات بهداشتی و همچنین سوابق کارکنان دولت آمریکا میپرداختند. مقامهای آمریکایی بر این باورند که عوامل اطلاعاتی چین احتمالا از طریق این اطلاعات سرقتشده توانستهاند اطلاعاتی را از افسران سیا و مأموریتهای آنها به دست آورند. این تنها بخش کوچکی از گزارش مفصلی است که اخیرا و با کمک مقامهای سابق اطلاعاتی آمریکا تهیه شده و به جزئیات رقابت اطلاعاتی ایالات متحده و چین در سالهای گذشته میپردازد.
نبرد بر سر دادهها
نبرد بر سر دادهها و اطلاعات (کدام قدرت آن را کنترل میکند و بستری امن برای آن فراهم میکند، کدام قدرت توانایی سرقت آن را دارد و چگونه میتواند برای اهداف اقتصادی و امنیتی مورد استفاده قرار دهد)، درگیری امروز جهانی بین واشنگتن و پکن را تعریف میکند. مدتهاست که دادهها و اطلاعات، روند سیاست چین را شکل داده است و آنها با استفاده از این ابزار قدرتمند میتوانند مسیر سیاست خارجی آمریکا یا جمعآوری اطلاعات در تمام دنیا را تغییر دهند. همانطورکه چین به دنبال استفاده از دادهها بهعنوان یک شمشیر و سپر در برابر ایالاتمتحده است، آژانسهای جاسوسی آمریکا هم سعی کردهاند تا به جریان اطلاعاتی و دادههای چین نفوذ کنند و از قابلیتهای پیشرفته خود برای آگاهی نسبت به اینکه چینیها دقیقا چه چیزی از آمریکاییها میدانند، استفاده کنند. «ویلیام اوانینا» عالیترین مقام ضدجاسوسی ایالات متحده به فارین پالیسی میگوید: «چین یکی از مهمترین جمعآوریکنندگان اطلاعات شخصی بهصورت انبوه در سراسر جهان است و برای این کار از دو روش قانونی و غیرقانونی استفاده میکند. حکومت کمونیستی چین تنها از طریق حملات سایبری خود، اطلاعات شخصی بسیاری از مردم آمریکا را جارو کرده است؛ از جمله دادههای مربوط به سلامت، دارایی، مسافرت و سایر اطلاعات حساس تکتک شهروندان آمریکایی». جنگ بر سر دادهها از اهمیت ویژهای برای سازمانهای جاسوسی ایالات متحده و چین برخوردار شده است. «استیو رایان» که تا سال 2016 بهعنوان معاون مرکز عملیات آژانس امنیت ملی خدمت میکرد و اکنون مدیرعامل سرویس امنیت سایبری Trinity Cyber است، میگوید «در دنیای امروز که اطلاعات و دادهها نقش تعیینکننده دارند، فارغ از تواناییهای اقتصادی و نظامی، هر قدرتی که اطلاعات بیشتری در اختیار داشته باشد، قدرت برتر است». در جنگ سرد ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، اطلاعات عمدتا بهصورت جزئی و تدریجی صورت میگرفت: یک رهگیری الکترونیکی در مقصد بود و گزارشی از یک منبع انسانی مخفی در محل مأموریت. امروز، دادهها ماهیت زندگی روزمره را تعیین میکنند. دادهها مجموعه گستردهای از اطلاعات را ایجاد میکند که میتواند در یک لحظه به سرقت بروند و پکن دقیقا همین کار را کرده است. این دادهها اکنون از سوی پکن مورد استفاده قرار میگیرد تا آنها را به اهدافشان برساند. این اهداف و برنامهها میتواند هدف قراردادن و نظارت بر افسران اطلاعاتی آمریکایی باشد یا تقویت مشاغل مورد حمایت دولت چین با استفاده از دادههای اقتصادی سرقتشده از مهمترین رقیب اقتصادی پکن.
حفرهای در سیا
مقامهای فعلی و پیشین اطلاعاتی و امنیتی ایالات متحده میگویند چین معتقد است دادهها امنیتش را تأمین میکنند؛ این امر ثبات رژیم را در برابر تهدیدات داخلی و خارجی علیه حزب کمونیست چین تضمین میکند. وجود تهدیدها از سوی ایالات متحده علیه چین اصلیترین انگیزهای بود که تهاجمیترین عملیات ضدجاسوسی چین علیه ایالات متحده شکل داد. عملیات از سال 2010 آغاز شد. زمانی که یک دهه میلادی رو به پایان بود و خشم چینیها نسبت به آمریکا رو به افزایش بود. آنها متوجه شده بودند که سازمان سیا طی سالها و با استفاده از داراییها و تواناییهای نظامی آمریکا بهطور سیستماتیک در دولت پکن، حزب کمونیست و ارتش چین نفوذ کرده بودند و چینیها توانستند برای جبران این شکست از یک نقطهضعف سیا بهخوبی بهرهبرداری کنند. این نقص آنلاین در سیستم برقراری ارتباط افسران سیا با هم در ابتدا از سال 2010 تا 2012 از سوی ایران شناسایی شده بود و بعد از آن احتمالا مقامهای ایرانی آن را با چینیها در میان گذاشتند.
با دستیابی چینیها به این حربه، مقامات اطلاعاتی چین شبکه منابع انسانی سازمان سیا را در چین به شیوهای بیرحمانه از ریشه درآوردند و در جریان این عملیات دهها نفر کشته و تعداد زیادی هم زندانی شدند. یک مقام ارشد سابق آژانس اطلاعاتی آمریکا میگوید: «در سیا ما انتظار پاسخ جنجالی و تلافیجویانه چین را داشتیم و این اقدامات از نظر ما اصلا عجیب نبود. اغلب در داخل سازمان بحث میکردیم که واکنش سیاستگذاران آمریکایی به میزان نفوذ سیا در چین چیست؟ در واقع چقدر مقامهای آمریکایی عصبانی بودند اگر کشف میکردند چینیها تا این حد به درون دولت و مهمترین نهادهای امنیتی و نظامی آنها نفوذ کردهاند و بر همهچیز اشراف دارند؟». عصبانیت در پکن فقط به دلیل نفوذ سیا تا عمیقترین لایههای حکومتشان نبود. بلکه نگرانی و عصبانیت اصلی، فساد مقامهای چینی بود که افشا شده بود. وقتی سیا یک منبع و دارایی اطلاعاتی را استخدام میکند، هرچه این دارایی بهتر بتواند در ساختار قدرت وارد شود، به سود سیا خواهد بود. این درمورد هر سازمان جاسوسی صدق میکند. چین از این امر عصبانی بود که ایالات متحده بهراحتی توانسته با استخدام و در واقع با خریدن مقامهای دولتی در چین، آنها را به کارمند سیا تبدیل کند. در دوران جنگ سرد، تضمین ظهور سیا در درون ساختار حکومت شوروی بسیار دشوار بود و در مسیر استخدام و جذب جاسوس عوامل زیادی تأثیرگذار بود.طمع پول، ایدئولوژی، عادتهای باجخواهی و خودخواهی، اغلب مانع چشمانداز وجود چشمانداز مثبت شغلی در حکومت شوروی میشد و از این نظر سیا گزینهای مناسب برای دولتمردان حکومت شوروی بود اما با گذشت زمان همین عوامل میتوانست مانع ادامه همکاری آنها با آمریکا شود. اما چین در دهه ابتدایی قرن بیستویکم بهتازگی ثروتمند شده بود و پول کثیف در این کشور آزادانه جریان داشت. بااینحال درآمد متوسط در حدود دوهزار دلار در ماه (تقریبا 240 دلار در نرخ ارز کنونی) بود و افزایش چندانی نداشت. بااینحال درآمدهای غیررسمی مقامات چینی بسیار فراتر از حقوق رسمی آنها بود. سیا نیز با آگاهی از همین وضعیت و نارضایتی مقامهای چینی از حقوق رسمی آنها، شغل جاسوسی برای آمریکا را بهعنوان منبع درآمد غیررسمی برای آنها در نظر گرفت که در نهایت منجر به خشم و طغیان مقامهای چینی از عمق فساد در میان دولتمردان این کشور شد و آغازی بود بر جنگ اطلاعاتی و سایبری میان پکن و واشنگتن.
عقاب زیر ذرهبین اژدها
ساعت 24-سال 2013 بود که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) متوجه وجود الگویی هشداردهنده شد: طبق گفته سه مقام پیشین ایالات متحده، پرسنل سیا که برای برنامهها و ماموریتهای حساس به کشورهایی در آفریقا و اروپا پرواز میکردند، بهسرعت از سوی مقامهای اطلاعاتی و امنیتی چین شناسایی میشدند. در برخی موارد، مقامهای چینی به محض عبور یک افسر سیا از گیت پاسپورت نظارت بر او را آغاز میکردند.
نظرات کاربران