dir="RTL">این چیزی است که از دیر باز تاریخ معاصر درایران تجربه شده و اکنون همان را دنبال می کنیم. ایران از اوایل دهه 1300 و با تاسیس دولت مدرن دارای بودجه شده است و اکنون چندین دهه است که درایران بودجه ریزی و بودجه نویسی در جریان است. دولتهای ایران درهمه سالهای پس از 1330 که درامد به دست آمده از صادرات نفت خام دراختیارشان قرار گرفت دلهره چندانی به ویژه در بخش درامدی نداشتند. به همین دلیل بیشتر مجادله ها بر سر این بوده است که این درامد نفت چگونه تقسیم شود. سه بازیگر اصلی اقتصاد درایران یعنی بنگاهها ، خانواده ها و دولت در همه دهه های گذشته ای که درامد نفت به وفور وجود داشت بر اساس یک رضایت نسبی سهم خود را از درآمدهای نفت به دست می اوردند و مجادله ها به ویژه در نهادهای دولتی بیشتر بود. دولت در ایران از دیر باز بخش اصلی بودجه را به خود اختصاص داده و می دهد. امسال نیز همانند همه دهه های تازه سپری شده نزدیک 70 درصد بودجه کل کشور سهم شرکتها ، موسسه ها ونهادهای دولتی شده است و بخش کمتری در بودجه عمومی هست که تازه در ان نیز سهم دولت لالاست.

بودجه قرن

شاید به جرات بتوان گفت بودجه اخرین سال سده ای که سپری شد سیاسی ترین بودجه سده است. دلیل روشن آن این است که درآمد نفت در این بودجه به ارزو وخیال در سیاست داخلی وسیاست خارجی گره خورده است. از سوی دیگر درامد مالیاتی نیز به اندازه ای در بودجه لحاظ شده است که با توجه به درامد مالیات دهندگان درسالهای 1398 و 1399 به دست آوردن آن با دشواری و سختی و مجادله های بی پایان انجام خواد شد. از سوی دیگر فروش اوراق قرضه داخلی نیز مخالفان جدی در مجلس و در میان منتقدان دولت دارد. این بودجه ای که اعداد و ارقام آن دیگر برای شهروندان نیز آشنا شده است چیزی است که هیچ کارشناس ، اقتصاددان ، فعال اقتصادی ، احزاب وگروههای همسو با دولت ونیز منتقدان دولت در طیف های گوناگون وحتی نویسندگان بودجه نیز آن را قبول ندارند. سیاسی بودن این بودجه اما اینجاست که بدون تردید چیز دیگری هم جایگزین ان نخواهدشد.

دخل وخرج پرسش بنیادین مطرح شده از سوی رسانه محترم این است آیا دخل وخرج دولت سازگارشده است ؟ پاسخ این است که برروی کاغذ و درلایحه ارایه شده این توازن هست. اما در عمل نسبت به درامدهای پیش بینی شده امیدی نیست. ایا هزینه های سازمان های خرج کاهش یافته است؟ پاسخ منفی است . چرا ؟ چون هزینه های لحاظ شده واقعی اند و گروهها و اجزاب و جمعیت های سیاسی ونیز میلیونها مزد وحقوق بگیر واقعی اند و باید از این بودجه به انها درامد تزریق شود.

یک گمانه زنی سیاسی

در انتهای این نوشته یاد آورمی شویم یک گمانه زنی این است که تهیه کنندگان لایحه بودجه خبرهایی دارند که جز شماری اندک به آن خبرها دسترسی ندارند و آن خبرها پیرامون دگرگونی در سپهر سیاست خارجی است که راه را برای صادرات نفت هموار می کند. اگر این گمانه زنی درست باشد باید نگاه دیگری به بودجه داشت. یک گمانه زنی دیگر این است که تهیه کنندگان لایحه بودجه بسیار بیشتر از انچه تصور می کنیم نسبت به دارا بودن ایرانیان اطلاعات دارند و می دانند می توان هم مالیات گرفت ؛ هم اوراق فروحت و هم نفت را پیش فروش کرد.این گمانه زنی نیز می توند نشان دهنده سیاسی ترین بودجه قرن باشد. وقتی دلار تا 32 هزار تومان بالا می رود و شهروندان ایرانی هنوز خریدارند ، وقتی قیمت سکه تا 16هزار تومان بالا می رود مردم هنوز خریدارند و نیز وقتی برای خرید 30 هزار اتومبیل با بالاترین قیمت هنوز میلیونها نفر ثبت نام می کنند نشان می دهد ایرانیان سیاسی ترین انسان های این دنیای بزرگند.