مهاجم سرخ‌ها از همان زمان در حال گذراندن دوران محرومیتش است. چند هزار کیلومتر آن طرف‌تر و در شهر منچستر اتفاق مشابهی برای ادینسون کاوانی رخ داد. مهاجم اروگوئه‌ای بعد از درخشش در یکی از بازی‌های تیمش در استوری اینستاگرام خطاب به یکی از دوستان هموطنش که عکس کاوانی را به اشتراک گذاشته بود، نوشت: «گراسیاس نگریتو» یعنی مرسی «کاکا سیاه». همین استوری کاوانی هر چند بلافاصله پاک شد، موجبات محرومیت 3 جلسه‌ای و 100 هزار پوندی کاوانی را رقم زد. کاوانی بعد از این اتفاق در مورد استفاده از کلمه «نگریتو» گفت که او به هیچ‌وجه قصد بی‌احترامی نداشته و این کلمه یک اصطلاح رایج در زبان اسپانیولی به حساب می‌آید و مصداق نژادپرستی نیست. کاوانی توضیح داد «نگریتو» در کشورش برای نشان دادن علاقه و محبت به کار می‌رود اما دفاعیات او هم مثل آل‌کثیر افاقه نکرد.

انتقادها؛ از هنرمندان ایران تا آکادمی ادبیات اروگوئه

بعد از اعلام حکم آل‌کثیر عده زیادی از هواداران پرسپولیس در فضای مجازی به این حکم اعتراض کردند. خیلی از سلبریتی‌ها با بازسازی شادی گل عیسی به حمایت از او پرداختند. خیلی از ورزشی‌ها، افراد علمی و حقوقدان در ایران تاکید کردند که شادی گل آل‌کثیر نمی‌توانسته مصداق نژادپرستی باشد چراکه او حتی زمانی که در تیم نفت آبادان بازی می‌کرده بعد از گلزنی مقابل سایر تیم‌های لیگ داخلی به همین شکل شادی گل انجام می‌داده. در همین رابطه خیلی از هواداران فوتبال AFC را ای‌اف‌سیرک خطاب و این نهاد را به سیاسی‌کاری و حق‌خوری متهم کردند. همین وضعیت برای کاوانی هم رخ داد. در کشور اروگوئه طرفداران فوتبال حکم اتحادیه فوتبال انگلستان را مردود و آن را ناشی از عدم درک فرهنگ‌های مختلف دانستند. حتی یک موسسه به نام آکادمی ادبیات اروگوئه نامه‌ای به اتحادیه فوتبال انگلستان فرستاد و در آن محرومیت کاوانی را بی‌عدالتی جدی خواند. آکادمی ادبیات اروگوئه نهادی است که به حفاظت و توسعه زبان اسپانیایی مورد استفاده در اروگوئه اختصاص دارد قویا محرومیت در نظر گرفته شده برای کاوانی را رد کرد و در بیانیه‌اش نوشت:«اتحادیه فوتبال انگلیس در قبال ورزشکار اروگوئه‌ای بی‌عدالتی جدی را مرتکب شده و غفلت و قصور خود را در صدور حکم برای استفاده از زبان به ویژه زبان اسپانیایی آن هم بدون در نظر گرفتن پیچیدگی‌ها و دستور زبان نشان داده است.» در ادامه این بیانیه آمده است:«در متن نوشته شده، تنها ارزشی که می‌توان به کلمه negrito داد همین است که این کلمه صرفا به دلیل استفاده در حالت محبت و علاقه است.» براساس اعلام آکادمی، کلماتی که به رنگ پوست، وزن و سایر خصوصیات فیزیکی اشاره دارد، اغلب در جمع دوستان و بستگان در امریکای لاتین به ویژه در حالت مُصغر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تقابل رادیکال

ماجرای آل‌کثیر و کاوانی پرسش‌های زیادی در مورد ماهیت مبارزه با نژادپرستی به وجود آورده است. برخی منتقدان می‌گویند این‌گونه واکنش‌های نهادها باعث شده تنها پوسته‌ای از نژادپرستی باقی بماند. آنها معتقدند برخورد با کسی که مشخصا قصدی برای توهین نژادی نداشته به نوعی تقلیل دادن این مفهوم مهم به حساب می‌آید. برخی دیگر نیز کنفدراسیون فوتبال آسیا و اتحادیه فوتبال انگلستان را به استفاده ابزاری از مفهوم مبارزه با نژادپرستی متهم کردند. اتحادیه فوتبال انگلستان در حکم محرومیت کاوانی توضیح داد که محرومیت کاوانی قرار است به همه بازیکنان با صراحت نشان دهد که هر گونه اشاره به نژاد، رنگ پوست، مذهب و قومیت مصداق نژادپرستی است و این اتحادیه می‌خواهد مطمئن شود که دیگر چنین چیزی رخ نخواهد داد. کاوانی بعد از محرومیتش در جواب اتحادیه فوتبال انگلستان و خطاب به هوادارانش نوشت:«سلام به همگی. نمی‌خواهم در این لحظات که برایم اصلا خوشحال‌کننده نیست مساله را کش بدهم. ولی می‌خواهم این را با شما در میان بگذارم تنبیه انضباطی‌ای که علیه من اعلام شده را می‌پذیرم، چراکه می‌دانم من با عرف زبان انگلیسی ناآشنا هستم اما دیدگاهی که برای صدور این حکم به آن استناد شده را قبول ندارم. اگر به خاطر احساس محبت نسبت به یک دوست به کسی توهین کرده‌ام، عذرخواهی می‌کنم. من هیچ قصد و نیتی جز احساس محبت به یک دوست نداشتم. کسانی که من را می‌شناسند می‌دانند همیشه برای شادی و دوستی تلاش می‌کنم و به دنبال اینها هستم. از پیام‌های متعدد حمایت و محبت شما سپاسگزارم. دل من قرص و محکم است و آرامش دارم، چراکه می‌دانم در متن فرهنگ و سبک زندگی‌ام همیشه خودم را به عنوان یک انسان بامحبت شناسانده‌ام. همه شما را صمیمانه در آغوش می‌گیرم.» در حالی که کاوانی هم مانند آل‌کثیر قبول ندارد حرکتش نژادپرستانه بوده و عده زیادی هم از این دو حمایت می‌کنند، عده قابل توجه دیگری حکم‌های صادر شده را کاملا منطقی دانسته‌اند. این دسته از افراد می‌گویند، حساسیت زیاد در مورد مساله نژادپرستی خوب است. آنها با اشاره به این نکته که در چند سال اخیر جوامع اروپایی به سمت ناسیونالیسم و راست افراطی سوق پیدا کرده‌اند، معتقدند هر گونه کاهلی در زمینه مبارزه با نژادپرستی ممکن است نتایج چندین ساله‌ مبارزه با این پدیده شوم را نابود کند. در نهایت این دسته از صاحب‌نظران «فرم» یک کنش را مهم‌تر از محتوا یا انگیزه پشتش دانسته‌اند و به همین علت معتقدند که کشیدن چشم‌ها در انظار عمومی یا استفاده از یک کلمه که اشاره به رنگ پوست دارد در هر صورت فارغ از انگیزه کنشگر یا پیامدش یک پیام نژادپرستانه است. در عین حال منتقدان احکام کاوانی و آل‌کثیر به نمونه‌های مشابهی که در سایر نقاط دنیا اتفاق افتاده، اشاره می‌کنند و می‌پرسند چطور وقتی مربی تیم ملی والیبال روسیه مقابل کره‌ای‌ها چشمانش را می‌کشد، فرم کار مهم نیست و کمیته انضباطی فدراسیون جهانی والیبال متقاعد نمی‌شود که این حرکت نژادپرستانه است اما وقتی بازیکن ایرانی این کار را می‌کند، مهم می‌شود؟

AFC و اتحادیه فوتبال انگلیس وظیفه‌گرا هستند

اگر بخواهیم به رویه‌ای که اتحادیه فوتبال انگلستان و کنفدراسیون فوتبال آسیا در محرومیت کاوانی و آل‌کثیر پیش گرفته بپردازیم، ابتدا باید مشخص کنیم که این نهادها از کدام مکتب اخلاقی پیروی می‌کنند. به زبان ساده می‌توان گفت 3 مکتب اخلاقی وجود دارد. اول مکتبی که اصالت را به نیت فاعل عمل اختصاص می‌دهد(فضیلت‌گرایی). دوم مکتبی که اصالت را به خود عمل می‌دهد(وظیفه‌گرایی) و سوم مکتبی که اصالت را به نتیجه عمل می‌دهد(پیامدگرایی). به نظر می‌رسد نهادهای قضایی ورزشی از مکتب دوم پیروی می‌کنند. دلیلش هم ساده است، چون آنها کسانی هستند که نمی‌توانند نیت افراد را حدس بزنند یا شناسایی کنند. اگر خود فرد هم ادعا کند که نیتش از انجام یک عمل خیر بوده، قابل باور نیست، چراکه ممکن است به خاطر ترس از جریمه‌های احتمالی نیت اصلی‌اش را پنهان کند. همچنین این نهادها نمی‌توانند منتظر تاثیرات بلند یا کوتاه‌مدت یک عمل بمانند. به زبان ساده‌تر اتحادیه فوتبال انگلستان نمی‌تواند در ماجرای کاوانی وقتش را سر نیت‌خوانی بازیکن اروگوئه‌ای و بعد تاثیرات آن استوری روی جامعه تلف بکند. این نهادها برای مقابله با نژادپرستی یا هر حرکت مذموم دیگری نیاز به یک چیز عینی، مشخص و قابل استناد دارند و به خاطر همین سراغ خود عمل می‌روند. آنها عمل را فارغ از اینکه با چه نیتی انجام شده، کجا صورت گرفته، چه دلایلی پشتش بوده و قرار است به چه نتایجی منتهی شود، بررسی می‌کنند. بر همین اساس دیگر اهمیتی ندارد عیسی شادی گلش را برای برادرزاده‌اش انجام داده یا کاوانی خطاب به دوست صمیمی‌اش گفته کاکا سیاه. این نوع نگاه بسیاری از مشکلات را برطرف می‌کند. در وهله اول قوانین برای همه به شکل واضحی مشخص می‌شود و در وهله دوم قضاوت در این رابطه را آسان می‌کند. اما همین نوع نگاه می‌تواند در برخی موارد پیچیدگی‌های زیادی را هم با خود به همراه آورد. مثل پاسخ دادن به این پرسش که چطور یک عمل، غیراخلاقی قلمداد می‌شود و چه کسانی باید برای آن تصمیم بگیرند؟ اگر یک عمل غیراخلاقی در یک نقطه دیگر اخلاقی باشد و بالعکس آن وقت تکلیف چیست؟ به عنوان مثال در همین ماجرای آل‌کثیر و کاوانی کشیدن چشم یا استفاده از واژه نگریتو در ایران و در امریکای لاتین به هیچ‌وجه کار زشتی محسوب نمی‌شود. به این معنا که شهود عمومی یک منطقه وسیع، عمل این دو نفر را غیراخلاقی نمی‌دانند.

نژادپرستی و فرهنگ غالب

در این میان باید به یک مفهوم مهم نیز اشاره شود و آن هم فرهنگ غالب است. فارغ از تئوری‌های توطئه و نظریاتی که می‌گوید، غرب در حال حل کردن فرهنگ‌ سایر کشورها در خودش است باید پذیرفت که بیشتر قوانین و نظام‌های اخلاقی از غرب آمده‌اند. کشورهایی نظیر انگلستان و فرانسه و چند کشور دیگر به دلیل قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی به نوعی خودشان را مرکز در نظر گرفته‌اند و اعمال مردم سایر نقاط جهان را از فیلتر ذهن خودشان عبور می‌دهند. بخشی از محرومیت کاوانی به همین مساله برمی‌گردد. برای انگلیسی‌ها مهم نیست که میلیون‌ها نفر در یک نقطه از دنیا واژه نگریتو را به کار می‌برند و هیچ کس هم احساس نمی‌کند به او توهین نژادپرستانه شده است. انگلیسی‌ها به این فکر می‌کنند که عمل کاوانی از دیدگاه خودشان مصداق نژادپرستی است. نکته جالب اینکه اساسا بیشتر مفاهیم نژادپرستانه در خود کشور انگلستان به وجود آمده‌ و منتشر شده‌اند. شاید برخی تصور کنند که کاوانی به این دلیل محروم شد که در فوتبال انگلستان بازی می‌کند و اگر در یک کشور اروپایی دیگر بازی می‌کرد با محرومیت مواجه نمی‌شد. این هم اظهارنظر قابل تاملی است و ما را به مفهوم کانتکس می‌رساند. contextualism یا زمینه‌گرایی به سازگاری با زمینه‌های کالبدی تاریخی و اجتماعی فرهنگی گفته می‌شود. به عبارت دیگر هر پدیده‌ای در محیط پیرامون خود تاثیر می‌گذارد و از آن تاثیر می‌گیرد. بنابراین حرکت کاوانی در کشوری که ریشه‌های تاریخی و فرهنگی قدرتمندی در مورد نژادپرستی دارد، تفاوت می‌کند با زمانی که او در کشور خودش چنین کلمه‌ای را به کار می‌برد.

مثل کاوانی کثرت‌گرا باشیم

به هر حال با تمام این تفاسیر هنوز نمی‌توان به ‌طور قاطع در مورد درست یا غلط بودن محرومیت کاوانی و عیسی آل‌کثیر اظهارنظر کرد. کما اینکه بحث در مورد مکاتب اخلاقی هرگز به نتیجه نرسیده و هنوز بسیاری از متفکران در این زمینه مشغول مباحثه‌اند. در مورد کانتکس نیز به همین شکل است. هنوز این سوال به درستی پاسخ داده نشده که پسندیده بودن یا نبودن یک عمل چقدر به کانتکس وابسته است؟ و چه مقدار به جمعیتی که آن عمل را درست یا غلط می‌دانند؟ اگر تمام مردم اروگوئه یا امریکای جنوبی یا حتی دنیا بگویند که عمل کاوانی نژادپرستانه نبوده آیا این تاثیری در اصل ماجرا دارد؟ و در سمت مقابل اگر همه بگویند نژادپرستانه بوده چطور؟ اگر چین با بیش از یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت عملی را اخلاقی یا غیراخلاقی تشخیص داد باید به خاطر کثرت جمعیتش ملاک قرار گیرد؟

همه این سوالات و سوالات بسیار زیاد دیگری که بزرگ‌تر از ذهن نگارنده این متن است در ماجرای محرومیت عیسی آل‌کثیر و ادینسون کاوانی دخیل هستند. پرواضح است که اگر قرار باشد برای هر حکم صادره همه این مسائل در نظر گرفته شود شاید هر 10 سال فقط یکی از پرونده‌های ارجاع داده شده به کمیته‌های انضباطی بررسی شود. تازه آن هم نه با نتیجه قطعی. بنابراین برای اینکه اصطلاحا سنگ روی سنگ بند شود و بالاخره همه سر یک چیز به توافق برسند تا شرایط برای همه برابر باشد فعلا باید بپذیریم که شرایط به این شکل است. البته این بدان معنا نیست که تفکر انتقادی را کنار بگذاریم و با این استدلال که قانون بد بهتر از بی‌قانونی است همه ‌چیز را دربست بپذیریم. البته منظور این نیست که قوانین فعلی فوتبال قوانین «بد» هستند ولی به هر حال کسانی که وظیفه تفسیر قوانین و صدور آرا را برعهده دارند، آدم هستند و ممکن است مرتکب خطا شوند.

در این شرایط است که می‌توان مانند مهاجم منچستر رفتار کرد. یعنی به قوانین احترام گذاشت و در عین حال تاکید کرد که نظرات در این زمینه متفاوت است. شاید این همان چیزی باشد که آیزایا برلین از آن به عنوان تفکر کثرت‌گرایی نام برده است.

یک موسسه به نام آکادمی ادبیات اروگوئه نامه‌ای به اتحادیه فوتبال انگلستان فرستاد و در آن محرومیت کاوانی را بی‌عدالتی جدی خواند. آکادمی ادبیات اروگوئه نهادی است که به حفاظت و توسعه زبان اسپانیایی مورد استفاده در اروگوئه اختصاص دارد قویا محرومیت در نظر گرفته شده برای کاوانی را رد کرد و در بیانیه‌اش نوشت:«اتحادیه فوتبال انگلیس در قبال ورزشکار اروگوئه‌ای بی‌عدالتی جدی را مرتکب شده و غفلت و قصور خود را در صدور حکم برای استفاده از زبان به ویژه زبان اسپانیایی آن هم بدون در نظر گرفتن پیچیدگی‌ها و دستور زبان نشان داده است.»
نهادهای قضایی ورزشی وظیفه‌گرا هستند. دلیلش هم ساده است. این نهادها نمی‌توانند منتظر تاثیرات بلند یا کوتاه‌مدت یک عمل بمانند. این نهادها برای مقابله با نژادپرستی یا هر حرکت مذموم دیگری نیاز به یک چیز عینی، مشخص و قابل استناد دارند و به خاطر همین سراغ خود عمل می‌روند. آنها عمل را فارغ از اینکه با چه نیتی انجام شده، کجا صورت گرفته، چه دلایلی پشتش بوده و قرار است به چه نتایجی منتهی شود، بررسی می‌کنند. بر همین اساس دیگر اهمیتی ندارد عیسی شادی گلش را برای برادرزاده‌اش انجام داده یا کاوانی خطاب به دوست صمیمی‌اش گفته کاکا سیاه.