همانطور که میدانید «خانه موسیقی» نهاد مدنی فراگیر است که هم «صنفی» و هم «تخصصی» است که الان بیشتر از 15 هزار نفر عضو دارد. این نهاد 20 سال را پشت سر گذاشته و امروز به یک نهاد مستحکم تبدیل شده که تأثیرگذار در مناسبات فرهنگی و هنر کشور و امور موسیقی است. این نهاد هر چهار سال یک بار با انتخاب هیئتمدیره ساختارهای مختلف تشکیلاتیاش شکل میگیرد که مأموریت این هیئتمدیره تابستان امسال تمام شد. انتخابات هیئتمدیره دوره جدید باید در خرداد یا تیرماه برگزار میشد که به دلیل شرایط خاص کرونا که همه کارهای مملکت را تحتالشعاع خود قرار داد، نتوانستیم برگزار کنیم! هرچند در دو نوبت اقدام به انتشار فراخوان کردیم.
یعنی آگهی در روزنامه دادید؟
بله. هر دو بار دقیقا در دقیقه 90 با ممنوعیتهای کرونایی مواجه شدیم که هرگونه تجمع را ممنوع کردند و مهرماه قرار بود در فضای باز تالار وحدت با حفظ پروتکلها این انتخابات را برگزار کنیم.
آیا در اساسنامه بندی برای شرایط اضطراری پیشبینی شده است که اگر به هر دلیلی انتخابات به تعویق بیفتد، انتخابات دوره بعدی قانونی خواهد بود یا نه؟
ما تابع قانون کلی شرکتها و مؤسسات هستیم. این موضوع در قانون حقوق شرکتها وجود دارد؛ با وجود این هم از اداره کل حقوقی وزارت ارشاد استعلام گرفتیم و هم با دبیرخانه هیئت نظارت بر مؤسسات فرهنگی در وزارت ارشاد مکاتبه کردیم، چون پروانهمان را از هیئت نظارت گرفتیم. در بخش حقوقی هم برای اینکه نظر حقوقی مشخصی را بگیریم، استعلام کردیم و آنها هم گفتند با توجه به اینکه الان همهچیز تابع قوانینی است که بهخاطر ممنوعیتها در کشور جاری است، همه باید تابع آن سازوکار باشند و تا انتخاب افراد جدید، افراد قبلی مسئولیتشان پابرجا و قانونی است.
ظاهرا برخی افراد پیشنهاد برگزاری انتخابات به شکل الکترونیک را دادهاند، نظرتان دراینباره چیست؟
این نکته از ابتدای شیوع کرونا در کشور مطرح شد؛ اما معتقدیم انتخابات الکترونیک امری حساس و نیازمند زیرساختهایی است، چون از نظر سازوکار حقوقی، شناسایی افراد و پایبندی به آییننامههای مختلف کانونها، باید دقیقا طبق آنها پیش برود تا هیچ خدشهای به آن وارد نشود. تا الان طبق بررسیها چیزی تحت این عنوان وجود ندارد. به این سادگیها نیست که مثل نظرسنجیها بگوییم در واتساپ و تلگرام بگویید بله یا خیر. باید دقیقا همه مفاد آییننامه و اساسنامه را رعایت کنیم. اگر چنین نرمافزاری طراحی و انجام شود، باگها و آزمون و خطا داریم که یک روند زمانبر است. اینطور نیست که بگوییم تا یکی، دو ماه دیگر نرمافزار را آماده میکنیم. بااینحال کاری است که باید به آن اندیشیده شود تا بعدها به تحقق برسد؛ اما فعلا باید منتظر باشیم تا شرایط بهتر شود و التهاب کرونا تا حدی فروکش کند و فضا آماده شود تا مثلا در فضای باز یا سالن بزرگ با رعایت حدنصاب انتخابات را برگزار کنیم. یکی از کانونهای ما مثلا چهار، پنج هزار نفر هستند و اصل بر این است که همگی حضور پیدا کنند. البته با خبرهای خوبی که از نظر پروتکلها و آمدن واکسن میشنویم، امیدواریم این شرایط بهزودی مهیا شود، چون به دنبال انتخابات پرشوری هستیم. ممکن است برخی تلقی دیگری داشته باشند اما واقعا استحکام این نهاد و چنین نهادهایی با مشارکت بالاست. رمز موفقیت در باهمبودن است نه در اختلافات. اختلاف نظر و سلیقه وجود دارد، خیلی هم خوب و محترم است، نقد سازنده بسیار خوب است اما تخریب نه. نمیخواهیم مقابل هم باشیم. اصلا نمیخواهیم با هیچ موسیقیدانی مقابل هم باشیم، چون از یک خانواده هستیم و میخواهیم مشارکت بالا باشد و امیدواریم این دوره محقق شود.
ظاهرا نامهای خطاب به استاد فخرالدینی هم درباره انتخابات الکترونیکی رسانهای شد.
اصلا ما از قبل دنبالش بودیم. حتی در فصلنامه خانه موسیقی به آن اشاره شده بود که این کار خوب است. بهتازگی هم تعدادی از هنرمندان نامهای به استاد فرهاد فخرالدینی، ریاست محترم شورای عالی خانه نوشتند و چنین موضوعی را خواستند. ایشان هم تأکید کردند که این انتخابات بهصورت الکترونیک انجام شود. در نامهشان نکاتی را هم متذکر شده بودند که مثلا چشمانداز آینده خانه میتواند چه مواردی باشد. اتفاقا آن نکات، مواردی است که دنبال کردهایم و بخشی محقق شده، بخشی در حال محققشدن است و بخشی در حال پیگیری جدی است.
مثلا کدام موارد؟
از مواردی که ذکر شده بود بحث ایجاد «شعب» خانه موسیقی در سراسر کشور بود. در گذشته دور چندشعبه - به آن معنا هم شعبه نبودهاند و مشکلاتی اساسی داشتند- وجود داشت؛ مثلا یک نفر در شهری یا مرکز استانی، آموزشگاه موسیقی یا دفتر مؤسسه فرهنگی داشته و پیشنهاد کرده به مسئولان وقت خانه موسیقی که میتوانم فضایی را در اختیار خانه موسیقی بگذارم و شما اینجا شورای موسیقی را دایر کنید. خب این اتفاق چه چیزی را به ذهن متبادر میکند؟ یعنی شما اعتبار یک نهاد را به نفع یک شخص مصادره میکنید. تمام شعب خانه موسیقی که دوستان اشاره کردند به این صورت بوده است.
اینکه قانونی نیست.
بله. من با هیئتمدیره بهجد صحبت کردم که این کار خلاف است و نمیتوانیم نهاد را به نفع اشخاص مصادره کنیم.
باید سازوکار قانونی وجود داشته باشد.
الان در بحث شعب دو شرط مهم و اساسی داریم؛ 1) داشتن اجماع نسبی هنرمندی. فرض کنید در شهری یا مرکز استانی تعدادی هنرمند موسیقی فعالیت میکنند. ممکن است شهری مرکز استان باشد یا نباشد. مثلا 15، 20 هنرمند به خانه موسیقی نامه نوشته و درخواست میکنند که ما هنرمندان موسیقی فلان شهر خواهش میکنیم شعبه خانه موسیقی را بررسی کنید که سازوکارش را برای تأسیس شروع کنیم. با فاصله کوتاهی هنرمندان دیگری از همان شهر نامه مینویسند که اصلیها ما هستیم. شما نتیجه میگیرید اینجا دو گروه هستند که همدیگر را قبول ندارند.
البته در قاطبه مناسبات هنری کسی دیگری را قبول ندارد!
بله. روزی که خانه موسیقی قرار بود تأسیس شود همه این مسائل را داشت. اساسا در هنر فردیت خیلی مهم است اما به هر حال هنرمندان موسیقی کشور به این نتیجه رسیدند که ما یکسری منافع مشترک داریم و لازم نیست من شما را قبول داشته باشم که کنارتان بنشینم. لازم نیست حتما سلیقه یکسانی با شما داشته باشم اما برای اینکه بتوانیم منافع مشترکمان را دنبال کنیم باید کنار هم بنشینیم. این باور کمکم به وجود آمد و این خانه شکل گرفت. در جاهای دیگر هم این مسئله باید شکل بگیرد. وقتی شما در محیط کوچکتر میروید نمود بیشتری دارد. تهران یک دریاست و قاطبه اهل موسیقی اینجا هستند. آنقدر بزرگ است که حداقل دو گروه نمیشود و هرکس برای خودش مجموعهای دارد و همه کار میکنند، خیلی نیاز نیست آدمها به هم تنه بزنند. اما در محیط کوچکتر که مجال و بستر فعالیت کوچکتر میشود، تنشها بیشتر نمود پیدا میکند. بحثمان این بود که ما به تفرقه دامن نزنیم که بگوییم یک گروه را به رسمیت میشناسیم.
قطعا در این ساختار باید «رواداری» حاکم میشد؟
بله. خانه نباید بگوید فقط یک گروه را به رسمیت میشناسیم و گروه دیگری را نه. باید بگوییم همه را پوشش میدهیم، باید سعی کرد با همگرایی، وحدت نسبی به وجود آورد. افرادی هم هستند که اساسا اهل مشارکت نیستند ولی حداقل معارض جدی نباید وجود داشته باشد. این یکی از شروط بود.
مورد دوم چه بود؟
مورد دوم این بود که آیا مکانی برای فعالیت دارند یا نه. چون مکانی که قرار است تابلوی خانه موسیقی سردرِ آن نصب شود، نباید شخصی باشد.
خب این مکان چگونه باید تأمین شود؟
میتوانند از میراث فرهنگی یا ارشاد و شهرداری فضای مستقلی بگیرند. یا مجموعه بخش خصوصی هست که نمیخواهد اسم خودش را بزند. مثلا فرد خیری که میخواهد ساختمانش را در اختیار خانه موسیقی شهر بگذارد، آن فضا خیلی اهمیت دارد. الان بعضی شعبات تقریبا در حال دایرشدن است. این ایده است و بد هم نیست.
به موضوع همگرایی اشاره کردید. برای تحقق این امر چگونه عمل کردید؟
ما در این دوره خاص شیوع کرونا برای همگرایی شاهد بودیم کمکهایی که خانه موسیقی برای اعضایش توانست جذب کند، اعضا احساس کردند خانه تنها جایی است که میتواند به دادشان برسد. یعنی تا پیش از آن اهل موسیقی هیچ پناهگاهی نداشتند. موضوعی که الان بهشدت دنبالش هستیم بیمه هنرمندان است که کف حقوق قانون کار است. اگر یک هنرمند موسیقی امروز بعد از 30 سال بازنشسته شود پایه حقوق امروز را میگیرد! ما به جد دنبال این موضوع هستیم و تا جاهایی هم پیش رفتهایم. با وزارت کار و رفاه، با دکتر ربیعی و با آقای شریعتمداری وزیر و همینطور وزارت ارشاد، با معاون اول رئیسجمهور آقای جهانگیری، با دکتر نوبخت، مسئول سازمان تأمین اجتماعی حتی قبلتر با مرحوم نوربخش و آقای سالاری جلساتی داشتیم و به نظرم این امر محقق خواهد شد که در شأن هنرمندان کشور نیست. اگر قرار است خدمتی به اینها شود، بد است که یک هنرمند شاخص تأثیرگذار در این کشور بعد از 30 سال، دو میلیون تومان حقوق بازنشستگی بگیرد!
چه مانعی در این راه وجود دارد؟
یک بخش مهم پولی است که دولت از طریق صندوق اعتباری هنر میدهد. چون پولی که دولت میدهد براساس کف پرداخت میشود. ولی سازوکارهایی اندیشیده شده که میتواند این مسئله را حل کند. یعنی اگر منع کف پرداخت برداشته شود، عدد بزرگی برای دولت نیست و امیدوارم مشکل حل شود. به هر حال این یکی از دغدغههای جدی من است. اگر بتوانم این کار را انجام دهم، فکر میکنم همه کارهایم را کردهام. مسائل دیگری هستند که نباید پیشاپیش گفته شوند. بعد از نامهای که دوستان دادند، آقای فخرالدینی هم جواب مستدلی دادند که بسیار موجز و گویا بود و گفتند این مسئله در اختیار هیئتمدیره است. ضمن اینکه بر همگرایی، مشارکت بالا و حداکثری تأکید کردند که خیلی خوب بود. کسانی که درخواستی دارند به این مسائل باید توجه بیشتری شود. وقتی چیزی را از کسی میخواهید باید بدانید در محدوده وظایف آن شخص هست یا نه.
ما هنرمندان برجسته موسیقی نواحی داریم در اقصا نقاط مختلف ایران که هیچ حمایتی از آنها نمیشود! البته در جریان هستم که در سه سال گذشته با حمایت رئیس صندوق اعتباری هنر و با تلاش و همت مشاور صندوق، خانم افسانه حقشعار، به شهرهای مختلف رفتند و به وضعیت این موسیقیدانان رسیدگی کردند. رویکرد شما به این هنرمندان چیست؟
بدون استثنا همه هنرمندان نواحی کشور عضو خانه هستند. یک بخش بسیار پررنگ از این هنرمندان سالانه در جشن خانه موسیقی مورد تکریم قرار گرفتند. ما تلاش کردیم مردم این افراد را ببینند و جامعه با آنها بیشتر آشنا شود و به این افراد احترام بگذارند. البته این بخش پررنگترین و جذابترین بخش جشن بوده است. در مسائلی هم که جسته و گریخته برای هرکدام از این افراد پیش میآید، در جریان قرار میگیریم و بیدرنگ اقدام میکنیم. منتها اینها مسائلی نیست که عنوان کنیم. متأسفانه وقتی یک اتفاق ناگوار برای یک نفر از آن عزیزان میافتد، یکعده در فضای مجازی بحثهای حاشیهای مطرح میکنند. به محض اینکه من از مسئلهای مطلع شوم بلافاصله اقدام میکنم. اگر از طرف ما کمکی به هنرمندی بشود، نمیتوانم در سایت انعکاس دهم. یا اگر عیادت کسی میروم، هیچ وقت حاضر نشدم عکس بگیرم. به این کار اصلا معتقد نیستم. تا به حال اینطور نبوده که از عکاس خانه بخواهم با من به این جاها بیاید و عکس بگیرد. چهار سال است که عضو هیئتمدیره صندوق اعتباری هنرمندان هستم. اتفاقاتی که در صندوق هنر میافتد، ما دخیل هستیم. الان سه صنف خانه سینما، خانه تئاتر و خانه موسیقی عضو هیئتمدیره صندوق اعتباری هنر هم هستند؛ آقایان شهسواری، گیلآبادی و بنده. بنابراین کارهایی که در صندوق اعتباری هنر انجام میشود اتفاقات بسیارخوبی است که البته مصوبات هیئتمدیره است. بخش زیادی از کمکهایی که میشود از طریق صندوق اعتباری هنر صورت میگیرد و همه اینها الان متمرکز در صندوق است. اما موضوعات موسیقی از طریق خانه موسیقی هدایت میشود.
بحث بیمه هنرمندان یکی از موضوعات حیاتی است که واقعا خجالتآور است، یک هنرمند با 40، 50 سال سابقه فعالیت اندر خم مشکلات بیماری بدون هیچگونه حمایت و بیمه درمانی است! مخصوصا در دوران کرونا به دلیل نیمهتعطیلشدن فعالیتهای هنری وضعیت معیشتی و بیمه بیکاری هنرمندان هم دچار مشکل شد. مردم باید بدانند که فقط معدودی از هنرمندان وضعیت خوب مالی دارند و اغلب هنرمندان این مملکت وضعیت معیشتی خوبی ندارند. در این زمینه چه کردید؟
در اسفند 98 و از ابتدای کرونا بهجد این مسئله دغدغهمان بود. در صندوق اعتباری هنر در هیئتمدیره فکر کردیم این مسئله پیش آمده و آن زمان بحث بود که با شروع گرما مشکل حل میشود. از همان زمان فکر کردیم آموزش، کنسرت و تولید در موسیقی تعطیل شد. هنرمند موسیقی یا تولید میکند یا اجرا یا آموزش میدهد. اولین کاری که به ذهنمان رسید بحث بیمه بود و اینکه چطور قرار است حق بیمهشان را بدهند. بدون اینکه ریالی پول داشته باشیم. گفتیم فعلا سهماهه بهار را متعهد شویم و صندوق بیمه را پرداخت کنیم. این اولین تصمیمی بود که گرفتیم. اعلام هم کردیم که صددرصد اجرا شود یعنی جزء بایدها باشد. طبیعتا تا محقق شد خیلی فرازونشیب و کمی هم تأخیر داشت. عدهای از هنرمندان نگران بودند و هر طور شد حق بیمه را پرداخت کردند. بعضیها خودشان پرداخت نکردند. حتما میدانید اگر سه ماه حق بیمه را به تأمین اجتماعی نپردازید قطع میشود. نگران شدیم نکند باعث شویم بیمه این افراد قطع شود و گفتیم شما پرداخت کنید ما حساب میکنیم. خواستیم با تأمین اجتماعی حساب کتاب کنیم دیدیم تشتت به وجود آمد. یکی، دو نفر که نبودند، چند هزار نفر بودند و یک عده پول را به تأمین اجتماعی دادهاند. باید پول یک عده را پرداخت میکردیم. یک عده از این تشتت ناراحت شدند. کسانی که پول را نداده بودند به نفعشان بود. کسانی که پول را پرداخت کرده بودند تا به حسابشان برود کمی طول کشید. واقعا مصداق این شد که خواستیم ثواب کنیم، کباب شدیم! ولی به هر حال محقق شد. قدم بعدی این بود که هیئتمدیره صندوق با دکتر نوبخت و دکتر جهانگیری جلسات زیادی داشتیم. خوشبختانه هر دو نفر هم خیلی همراهی کردند و همه بخشهای مربوطه دولت را هم به جلسه آورده بودند؛ از وزیر محترم ارشاد گرفته تا رئیس سازمان تأمین اجتماعی، رئیس صندوق کارآفرینی امید و همه کسانی که میتوانستند در این زمینه دخیل باشند. مبلغ 120 میلیارد از سازمان برنامه و بودجه گرفتیم و همه هنرمندان کشور در هر رشته و حتی نویسندگان و اهل رسانه این عدد به حسابشان واریز شد. اگر کسی عضو صندوق هنر است این مبلغ به حسابش واریز شده.
بحث هنرکارت چیست؟
بعدا در صندوق بحث شد که هنرکارت را راه بیندازیم؛ یعنی برای همه اهالی فرهنگ و هنر کارت صادر شود تا همه به یک مجموعه وصل باشند. چون بیمه تکمیلی هم به این کارت وصل است و این کارتبانک هم وجه هویتی دارد که صاحب آن بهعنوان فرد فعال در عرصه فرهنگ و رسانه خدمات دریافت میکند. انشاءالله تا پایان سال اتفاق خوب دیگری در راه است تا بتوانیم امسال را با آسیب کمتر بگذرانیم.
اخیرا استاد هوشنگ کامکار در گفتوگویی گفتند وضعیت موسیقی کلاسیک سنتی هم خیلی بازاری شده یعنی کسی به محتوا و هنر علاقهمندی نشان نمیدهد. در فضای مجازی هم میبینیم که وضعیت خوانندگی چطور است. خانه موسیقی به جز اینکه جایگاه صنفی است، جایگاه تخصصی حرفهای است. در این زمینه کاری انجام دادهاید؟
این اتفاق متأسفانه در کل جهان افتاده و به شدت هنر را تحت تأثیر قرار داده. ما به تنهایی نمیتوانیم کاری کنیم. آنچه وظیفهمان است هشداردادن و آگاهیبخشی است. هر کدام از هنرمندان شاخص مملکت مخاطبان و تریبونی دارند و هرکدام یک رسانه هستند. تعدادی هم وظیفهشان را انجام میدهند. همان کاری که آقای کامکار کردند در راستای آگاهی و هشدار بود. اینطور نیست که بگوییم ما در مبادی تولید موسیقی راه خروجی را ببندیم. اگر بتوانیم این کار را بکنیم باز هم درست نیست چون از روزن دیگری سر بر خواهد آورد. در این مسئله بیتعارف به نظرم مقصر درجه اول رسانه صداوسیماست. چون این جعبه جادویی که میگویند واقعا جعبه جادویی است، نسبت به این مسائل بیتوجه است!
مثلا ساز را در سیما نشان نمیدهند اما مواد مخدر را مثلا در سریالها میتوانیم ببینیم!
البته هنوز هم این رسانه تأثیرگذار است با اینکه خیلیها میگویند بیخاصیت شده. درست است که در خیلی از مسائل مرجعیت ندارد اما تأثیر دارد. مردم هنوز در این رسانه ساز نمیبینند. همه ما سالهاست فریاد زدهایم منتها گوش شنوایی وجود ندارد. سالها پیش گفته بودم نشانندادن ساز هیچ وجهی ندارد. چون از نظر فقه، موضوع موسیقی صداست نه تصویر. موضوع موسیقی، شنیداری است. موضوع فیلم دیداری- شنیداری است. مثلا شما میگویید خمر، موضوع خوردن است نه اینکه دیدن خمر حرام باشد. پس چطور است که از نظر شنیداری مشکل ندارد از نظر دیداری مشکل دارد؟ با چه منطق و استدلالی؟ همیشه گفتهام تیغ سانسور دامن بخش جدی موسیقیمان را گرفته. منعی که مسئولان میکنند به کجا آسیب میزند؟ بیش از صد شبکه فارسیزبان در ماهواره داریم که در تمام این شبکهها یک نوع موسیقی ترویج میشود که در صداوسیما هم همان است. از نظر ژانر یکسان است. ممکن است افراد متفاوت باشند. بنابراین در تمام صدو اندی شبکه ماهوارهای، تار، سهتار و کمانچه نمیبینیم اینجا هم نمیبینیم. در تمام آنها کیبورد میبینیم اینجا هم میبینیم. این نشاندهنده چیست؟ ما به کجا لطمه میزنیم؟ به بخش جدی موسیقی لطمه میزنیم. در فضای مجازی همین ماجرا هم دنبال شده و اینها برای جامعه ذائقه آفریده. آقای کامکار مثالی از موسیقی اسکیموها زده بود که ما هیچ تصوری نداریم، اگر بشنویم نمیفهمیم. بنابراین ما به یک نوع موسیقی عادت کردهایم و از همان لذت میبریم. مثلا شما به اسکیمو قورمهسبزی نشان بده هیچ واکنشی نشان نمیدهد چون نمیداند چیست. نسل جدید ما فستفودی هستند. چون اینطور بزرگ شدهاند بنابراین بچه 15ساله امروز علاقهای به آبگوشت ندارد. ممکن است یک دفعه مجبور به خوردنش شود اما مورد علاقهاش نیست.
الان جامعهای که گوشش به این موسیقی عادت کرده یک سقوط است. باید هشدار دهیم. هرکداممان میتوانیم در پیرامون خودمان تأثیر بگذاریم. مسئلهای که همیشه این روزها خیلی تأکید میکنم مثلا در جامعه ایرانی چند سال است که باب شده رجوع به تمدن و آیینهای کهن مثل یلدا، چهارشنبهسوری، مهرگان و نوروز. وقتی از تمدن چندهزارساله صحبت میکنیم و چند هزار نفر به پاسارگاد میروند، بحثم این است که امروز با این تمدن کهن چه نسبتی داریم؟
ما که دیالوگمان و کامنتهایمان در فضای مجازی این است. فلسفه یلدا چیست؟ آیینهایش چیست؟ فال حافظ و دورهم بودن است. امروز در فرهنگ ما حافظ و شاهنامه کجاست؟ مدتی قبل برنامهای دیدم که در شیراز به هرکسی گفتند یک بیت از سعدی یا حافظ بخوانند کسی نتوانست!
وظیفه آموزشوپرورش هم شده که روز به روز بزرگان ما را از کتابهای درسی حذف کند!
از آموزشوپرورش شروع میشود بعد صداوسیما و خانواده مهم هستند. همه ما در خانواده تربیت میشویم. این جامعه واقعا نیازمند شوک هشت ریشتری است که بیدار شوند. در بحث ترانه «جنتلمن» گفتم، وقتی مسئولی میگوید در مهدکودکها موسیقی ممنوع است آسیبهایش میشود این. اجازه دهید موسیقی کودک به مهدکودکها و مدرسهها برود. وقتی اجازه نمیدهند دختربچه اول دبستان چنین موسیقی را میپسندد و همه توی سر خودشان میزنند. یک سیکل معیوب است که همه باید دست به دست هم بدهیم وگرنه هیچ نهادی امروز نمیتواند بگوید اراده میکنم و به تنهایی کاری را میکنم. همه باید کمک کنند. ما به اندازه وظیفه خودمان که میتوانیم مؤثر باشیم کار میکنیم اما جامعه نیاز به آگاهیبخشی جدی و شوک دارد که بیدار شود که به کدام سمت میرود.
وقتی استاد شجریان به رحمت خدا پیوستند، مخالفتهای مختلفی درباره نامگذاری خیابان و... بهوجود آمد . حالا هم بحث روز ملی موسیقی مطرح است. مواجهه و تحلیل شما برای انتخاب روز موسیقی همزمان با زادروز استاد چیست؟
الان در تقویم رسمی روز ملی موسیقی نداریم. روز سینما و تئاتر داریم. این یکی از نقیصههاست که باید دنبالش بود که انجام شود. ولی ما کار خودمان را انجام میدهیم. ما به عنوان نهاد مرجع در موسیقی، روز موسیقی تعیین میکنیم. به شورای فرهنگ هم پیشنهاد میدهیم. برخی فکر میکنند وقتی میگوییم روز موسیقی یعنی روز شجریان. بهانه روز موسیقی میتواند هر چیزی باشد. شما بگویید مثلا روز تولد ابوالحسن صبا به نام روز ملی موسیقی ثبت شود.
با توجه به جامعیت شخصیت استاد شجریان که هم مورد قبول اهل فن و هم مورد اقبال گسترده مردم هستند و این خیزش مردمی که با درگذشت ایجاد شد فرصت مناسبی است برای اینکه روز ملی موسیقی نامگذاری شود.
ما دنبال این هستیم که در تقویم به خاطر احترام به این هنر والا که در کشورمان پیشینه چند هزار ساله دارد و جزء غنیترین بخشهای هنری جهان است روز موسیقی نامگذاری شود. در کشور ما با این پیشینه هنر، موسیقی یک جایگاه دارد که باید رسمیت پیدا کند و در یک روز توجه تمام مردم به این سمت جلب شود.
با مقاومتهای نهادهای موازی چه میکنید؟
به هر صورت ما پیشنهاد و پیگیری نامهنگاری را انجام دادهایم و دنبال بحث روز موسیقی هستیم.
برای مقبره استاد شجریان در توس قرار نیست بنای یادمانی ایجاد شود؟
طبیعتا حتما باید مقبرهای و سازهای به عنوان یادبود باشد و حتما این کار را دنبال خواهیم کرد.
این کار را باید خانه موسیقی دنبال کند یا خانواده استاد شجریان؟
هر دو. ما به نمایندگی از اهالی موسیقی این کار را میکنیم. به هر حال ایشان هنرمند ملی بوده و چنین مسائلی میتواند فراتر از خانواده مطرح باشد.
درباره این بنای استاد شجریان باتوجه به این که مقبره فردوسی ثبت جهانی شده باید مجوز یونسکو هم را بگیرید؟
باید ببینیم با قواعد میراث یا یونسکو همخوانی دارد یا نه. از قواعد اطلاع ندارم.
در مورد جشنواره موسیقی نظرتان چیست؟. با اکرانهای آنلاین موافق هستید؟
به هر حال امروز اقتضائاتی دارد که نمیتوانیم در سالن اجرا داشته باشیم و باید با حداقلها شرایط را سپری کنیم. البته نقطه نظر خودم در مورد جشنواره این است، زمانی که خودم مسئولیت این جشنواره را داشتم به جد معتقد بودم این جشنواره باید جایزهمحور باشد.
مثل جشنواره فیلم یا تئاتر؟
بله. درزمانی که دبیر جشنواره فجر موسیقی بودم دنبال این کار هم رفتم و انجام دادم.به همین دلیل جایزه «باربد» را طراحی کردیم و سه دوره برگزار شد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت و همه هم همکاری کردند. تمام هنرمندان موسیقی کشور دخیل بودند چون همه به این مسئله اعتقاد داشتند. ما در موسیقیمان جایزه نداشتیم.
مثل جایزه سیمرغ در سینما؟
بله. این جایزه برای همه در هر سنی و کسوتی جذاب است. امروز استاد کامکار هم از گرفتن جایزه خوشحال میشود. وقتی کار شما دیده شده، ارزشگذاری شده، هر هنرمندی خوشحال میشود.
نظر شما در مورد اجراهای جشنواره چیست؟
بهتر است چند اجرای نمادین در کنار جشنواره شکل گیرد. اینطور نیست که 10 سالن با روزی سه سانس 90 اجرا داشته باشیم. چون این میشود جشن. باید به این سمت برویم که تولیداتمان را غنی کنیم. آنچه بر روند و ارتقا و محتوای تولیدات تأثیر میگذارد جایزه است. وقتی میدانید اثرتان در جایی دیده و اهمیت داده میشود به بستهبندی، طرح جلد و صدابرداری و... اهمیت میدهید. چون میدانید همه بخشها ارزیابی میشود. این میشود ارتقا.
نظرات کاربران