اروپاییان در پی تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سالهای پایانی قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم به این مهم پی برده و در جهت درک و دریافت مختصات فرمی چنین آثاری کوشیدند. از ارتباط بازیگر با مخاطب در صحنههای نو پدید آن زمان یعنی «بلکباکس»ها گرفته تا چگونگی اجراهای محیطی خارج از سالنهای مرسوم. طبیعی است که این روند با گسترش فضاهای شهری - معماری- و امکانات تکنولوژیک -علم در خدمت صنعت- دستخوش دگرگونی شد.
بدون تاریخ نمیشود!
زمانی آنها با شناخت مناسب از وضعیت غالب -مثلا غلبه ناتورالیسم در تئاتر- و لزوم ایجاد تغییر؛ همچنین آگاهی نسبت به دستاوردهای هنرهای نمایشی سرزمینهای اروپایی و آسیایی -به ویژه در تئاتر ژاپن، چین و هند- گونههای دیگر اجرایی پدید آوردند. این دگرگونی در نتیجه گسترش طبقه متوسط ضروری به نظر میرسید. طبقه اجتماعی که قرار نبود الزاما به فرمهای هنری اعیان، اشراف و درباریان گردن نهد و نیازهای خود را پیش میکشید. بر این اساس هنرمندان در سالهای پایانی 1900 و بعد از آن رفته رفته علاقه به توهمسازی را کنار گذاشتند، تئاتر در نظر آنها دیگر قرار نبود تقلیدی باشد صرف از روی واقعیت موجود. جنبش ضد توهمسازی یا توهمستیز (anti-illusionism) در همین دوران شکل گرفت. بنیانگذاران این مکتب در تلاش بودند به سمتی حرکت کنند که مخاطب بفهمد در مواجهه با یک کار هنری به دنبال باورپذیر بودن آن و مقایسه مدام آن با واقعیت زندگی روزمره نباشد و اثر هنری را در چارچوب منطق عقلانی و علیت قرار ندهد. از اینجا به بعد قرار است تماشاگر تئاتر متوجه باشد به یک اثر هنری نگاه میکند و قرار نیست اثر مطابق با واقعیت یا چیزی واقعی باشد.
یکی از زمینههایی که به مرور در دگرگونسازی و به تعبیری حرکت به سوی -دیگر گونههای اجرا - مورد توجه قرار گرفت - البته در کنار توجه دوباره به تئاتر یونان، کشورهای شرق و نمایشهای سنتی اروپایی مانند کمدیا دلارته ایتالیا و تئاتر سنتی اسپانیا و فرانسه - توجه و دقت در فرهنگ عامه بود. چیزها یا مجموعه اجزای برسازنده فرهنگ ملل که لاجرم باید در سالنهای موسیقی، بوکس، جُنگهای نمایشی، هنرهای تجسمی و غیره جستوجو میشد.
از همین نقطه به جایی بازمیگردم که متن شروع شد، بخش «دیگر گونههای اجرا» در جشنواره تئاتر فجر. از فعال شدن این بخش سه سال گذشته و شواهد نشان میدهد دوره کنونی به شدت از اهداف سال نخست دور افتاده است. یعنی به سرعت از دلایل فعال شدن این بخش گذشتهایم و بار دیگر فضای آشنای «باری به هر جهت» حاکم شده است. مصادف با روز اول جشنواره یکی از خبرگزاریها با سه شرکتکننده در این بخش گفتوگویی کوتاه انجام داده و از آنها درباره حضور در این بخش میپرسد. بخشی که تقریبا هر سه شرکتکننده معتقد بودند حتی برای هنرمندان تئاتر نیز ناشناخته مانده و به تعبیر یکیشان «هنوز برای تئاتریها هم جا نیفتاده» است. اما پرسش اینجا است که ایده اجرایی و فرمی مدنظر گروه باید دارای چه مختصاتی باشد که شرایط حضور در این بخش را کسب کند؟ برای مثال، آیا صرف اعلام نیاز هنرمند برای حضور گروه در یک ساختمان قدیمی -چیزی که در سالهای اخیر باب شده- به این معناست که با دیگر گونه اجرا یا اجرایی به گونهای متفاوت مواجه شدهایم؟ قطعا اینطور نیست و اظهارنظر سه شرکتکننده حاضر در بخش «دیگر گونههای اجرا»ی سیونهمین جشنواره تئاتر فجر نشان میدهد دستکم در حوزه تعریف به کوشش و مطالعه بیشتر نیاز است. به همین سرعت!
آنها به چه میاندیشند؟
یکی از شرکتکنندههای این بخش در توضیح آنچه قصد اجرایش را دارد، میگوید: «در واقع [...] یک پرفورمنس مبتنی بر واقعیت مجازی محسوب میشود؛ این اثر، یکسری داستانهای اجتماعی را روایت میکند و روایتی مستند از داستان شخصی انسانها است. داستانهایی که بسیاری از آنها به شرایط زندگی در یک سال اخیر مرتبط است.» نفر دوم نیز جریان را اینگونه توصیف میکند که «[...] در یک عمارت قدیمی در نیاوران که متعلق به زمان پهلوی اول است اجرا میشود و داستان یک مرد و یک زن است که در زمان جنگ با یکدیگر آشنا میشوند؛ مرد برای عکاسی به جنگ رفته و زن هم در سنندج زندگی میکند. این دو طبق اتفاقاتی در سنندج با هم آشنا میشوند و داستان شروع میشود. این دو نفر در اجرای فیزیکی مردهاند و داستان این خانه را روایت میکنند که متعلق به کاراکتر زن داستان است و از این میگویند که چه اتفاقاتی بعد از جنگ برایشان رخ داده است! یعنی در [...] داستان حواشی جنگ روایت میشود.» شرکتکننده در بخش «دیگر گونههای اجرایی» سپس به نکتهای اشاره میکند که کج فهمی پیشآمده حول این زمینه اجرایی به نوعی تایید میشود. «در فضای اجراهای محیطی، از ابتدا مشکلاتی بود و این یک سال کرونایی مزید بر علت شد، زیرا در اجراهای محیطی، کارگردان و عوامل همیشه به دنبال یک لوکیشن برای اجرا هستند که معمولا سخت پیدا میشود، اگر هم پیدا شود معمولا هزینه بسیار زیادی برای اجاره دارد و صاحبان لوکیشنها با گروههای تئاتری خیلی سخت کنار میآیند. فکر میکنم اجراهای آلترناتیو حتی برای جامعه تئاتر هم هنوز جا نیفتاده است.» این هنرجوی جوان درحالی به کلیدواژه «اجراهای محیطی» اشاره میکند که در بحث دیگر گونههای اجرا با مسائل بسیار مهمتری مواجه هستیم و متاسفانه حضور در فضایی خارج از صحنههای تئاتر در نظر بعضی مساوی است با «آلترناتیو». تعاریفی از این دست باید در گوش دانشگاهها و دولتیها و دیگران زنگ بزند که چه اندازه به آموزش مفاهیم پایهای نیازمندیم و جشنواره تئاتر فجر اتفاقا باید محلی باشد که در این زمینه میکوشد. چیزی که دوره سیونهم فاقد آن است. نمونه دیگری مرور کنیم. نفر سوم درباره اجرایی که امسال در جشنواره دارد، میگوید: «ایده داستانی اجرای [...] از صحنه اول پرده سوم نمایشنامه «ریچارد سوم» اثر ویلیام شکسپیر الهام گرفته شده و درباره موقعیتی است که برای چند نوجوان پیش میآید. به طور خاص در این اجرا مبحث قدرت و جانشینی آن مطرح میشود.» و سپس درباره دلیل انتخاب شیوه اجرا توضیح میدهد: «در تناسب با ایده داستانی، فرم اجرای کار به صورت آنلاین است و تمام مراحل تمرین و اجرا به صورت آنلاین پیش رفته و خواهد رفت.» اینجا هم فقط به دو مورد اشاره میشود؛ نخست اینکه منبع الهام نوشتن متن از پرده سوم نمایشنامه «ریچارد سوم» آمده و دوم، در تناسب با ایده داستان نمایشنامه کار باید به صورت آنلاین اجرا شود. یعنی اگر کار در بستر آنلاین قرار گرفت ما الزاما با دیگر گونههای اجرایی مواجه شدهایم، درحالی که میتوان به متعدد نمونه اشاره کرد که در سالن تئاتر و با استفاده از بستر آنلاین اجرا شدهاند.
ما به چه میاندیشیم؟
امر غایب در اظهارنظر هر سه شرکتکننده، شیوه مواجهه گروه با ایده مرکزی و چگونگی تعامل با پدیدههای نوین تکنولوژیکی و فنی است. مقصود این نیست که وجود یا استفاده از امکانات نوین مرتبط با تکنولوژیها الزاما ما را در مسیر قرار میدهد، اما استفاده از امکانات نوظهور و چگونگی پیوند دادن آنها با زندگی معاصر از لوازم مهم اینگونه آثار به شمار میرود. هنرمند جوان البته در بخش دیگری از صحبتهای خود به نکته مهمی اشاره میکند. «جشنوارهها اگر فضایی فراهم کنند تا تبدیل به محل گفتوگو و انتقال تجربیات باشند و خارج از چارچوبها و فرمهای همیشگی به استقبال آثاری با فرمهای نوین بروند، فضایی موثر برای عبور از این دوران - شیوع ویروس کرونا- فراهم خواهند کرد.» سابقه پرفورمنس نشان میدهد فعالان این بخش که از اتفاق با مقوله دیگر گونههای اجرایی همنشینی عمیق و پیوند ناگسستنی دارد، در دورهای چالشهای انسان مدرن را پیش رویش گذاشتهاند. پیوند با فلسفه، رصد تیزبینانه مغاکهای اجتماع، چگونگی مواجهه سوژه با پدیدها در دوران کنونی؛ مساله سرکوب، تحقیر شدگی، کنترل و مواردی از این دست بهشدت مورد توجه بوده است. به همین سبب بود که فعالان شیوههای متفاوت اجرایی در قرن بیستم موفق شدند میادین اصلی مهمترین پایتختهای جهان تا کلیساهای جامع و موزههای هنری و تاریخ طبیعی را به تسخیر خود درآورند. جشنواره تئاتر فجر میتوانست فرصت و امکانی مناسب باشد که شرکتکنندگان با استفاده از بستر فضای آنلاین نسبت به ویژگیهای مقوله اجرا، رویکردهای نوین، هنرمندان و گروههای شناخته شده فعال در زمینه شناخت بهتر و دقیقتری کسب کنند. فرصتی که از دست رفت.
نظرات کاربران