an dir="RTL">این مقامهای انتخابی و انتصابی روحانی در 4 دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی را به این دلیل یاد آوری کردم که تاکید کنم رییس دولت مستقر ایران یک آدم تازه به د وران رسیده در سیاست نظام جمهوری اسلامی ایران نیست.با توجه به این میزان تجربه در سطوح بالای مدیریتی در نهادهای اصلی سیاسی و امنیتی ، کسی انتظار ندارد روحانی ناگهان و بر اثر یک توفان ذهنی دستور دهد کارشناسان سازمان برنامه و بودجه برای تعادل بخشی به دخل وخرج دولت در بودجه 1400 ودرحالی که نیک می داند صادرات نفت خام ایران در 1399 به حد اقل رسیده و با هزار بدبختی فروخته می شود ، صادرات 2.3 میلیون بشکه را در لایحه بگنجاند. همینطور ، کمتر کسی باور می کند او پیش بینی مخالفت گسترده کارشناسان و اعضای مجلس با این میزان صادرات نفت خام رانکرده و نمی دانسته است این مخالفت ها به رسانه هاکشانده شده و اورا سرزنش نکنند. خواهند کرد.

حالا سوال این است چرا روحانی چنین دستوری داد وچه کسی نهال اینفکر را در ذهن اوکاشت؟ برخی پاسخ های احتمالی را در ادامه می آورم:

اول - - یک احتمال این است که محمد باقر نوبخت به عنوان فرد امین حسن روحانی نزد او آمده و اعتراف کرده است هرچه دنبال منابع تازه برای تعادل بخشی به لایحه می گردیم جای تازه ای را پیدا نمی کنیم. اگر بیشتر از این اوراق بدهی منتشر کنیم بیم یونانی شدن اقتصاد هست چون سررسید اوراق قبلی هم فرارسیده است. همچنین با توجه به تعطیلی گسترده دهها هزاربنگاه در بخش خدمات خرد و رکود صنعت و کوچک شدن حجم تجارت بیشتر از این نمی توان مالیات گرفت ونیز به روحانی گفته است خصوصی سازی ها نیز با توجه به رفتارهای سایر نهادها ناممکن شده است. این احتمال وجوددارد که در همان نشست و برخاست ها بوده است که روحانی با اصرار نوبخت و کارشناسان وهمراهان فکر بزرگ گنجاندن صادرات نفت خام به میزان 2.3 میلیون بشکه دربودجه 1400 در ذهن روحانی شکل گرفته و دستور داده است چنین کنند و آن رادر لایحه بگنجانند .

دوم – یک احتمال که پیچیده تر از شق نخست است این است که در جریان گفت وگوهای دستگاه دیپلماسی حسن روحانی با دیپلماتها وسیاستمداران خارجی به ویژه هواداران حزب دموکرات آمریکا که به احتمال بالا نمی توانسته است است بدون اطلاع دادن به نهادهای بالادست دولت باشد ، به حسن روحانی وعده داده شده است بایدن پیروز می شود و در یک فرایند کوتاه مدت تحریم های ایران را برطرف می کند . به نظر می رسداحتمال عملیات فریب از سوی دیپلماتهای کار کشته غربی را نباید دست کم گرفت. به این ترتیب می شود در صورت قبول این شق از داستان ، به این فکرکرد که فکر صادرات نفت وگنجاندن آن در لایحه بودجه این گونه در ذهن روحانی کاشته شود

نتیجه: واقعیت این است که هرکدام از دواحتمال شرح داده شده را بپذیریم اما نتیجه رفتار روحانی این بود وهست که مدیران ارشد سیاسی و اقتصادی ایران به این موضوع مهم برسند که برای اداره اقتصاد کشور دست کم در کوتاه مدت راهی جز صادرات نفت نیست و آنها نیز می دانند این صادرات در کجا قفل شده است.