هفته نخست اسفند ۹۸ ازدحام زودتر از تابش آفتاب بر محوطه آزمایشگاه لنگر انداخته بود. از همه جا آمده بودند، هر بیمارستانی که در تهران بود، بستههای مشکوک را در دست داشتند و در صفی طولانی، منتظر ثبت نمونهها برای آزمایش بودند، تنها یک یا دو روز از نخستین اعلام رسمی شناسایی ویروس کرونا در کشور میگذشت، استانها به نوبت نخستین موارد ابتلای خود را به کرونا اعلام میکردند، هنوز همه چیز مشکوک بود و گریزی از اضطراب ورود بیماری جدید و کمترشناخته شده به کشور نبود. آن روز نخست اما به سادگی به پایان نرسید، ازدحام جمعیت اضطراب متخصصان انستیتو را در پی داشت، کیتهای سازمان جهان بهداشت و کیتهای چینی در این مرکز بودند و چاره دیگری برای شناسایی نمونههای مشکوک در تهران نبود. 4 روز گذشت، سیل نمونههای مشکوک روانه شدند، امکانات «مختصر» بود و نیروها کفاف این حجم از نمونهها را نمیداد، آزمایشها تا انتهای شب ادامه داشت و به صبح هم میرسید. اینجا بود که دکتر اژدری با همراهی همکارش، دکتر «فرهاد ریاضیراد» تصمیم گرفتند تا در ارزیابی کیتهای رسیده به مرکز همکاری کنند.
«کیتها میرسیدند اما در همان روزهای نخست، نمیدانستند که چگونه باید این کیتها را ارزیابی کنند، چگونه اعتبارشان را بسنجند. این کیتها بلاتکلیف مانده بودند و در آن شرایط اضطراری، فرصتی هم برای همکاران ما باقی نمانده بود که به چنین کاری رسیدگی کنند.» تحریم گزینههای خرید و واردات کیت را محدود کرده بود اما همان کیتهای وارد شده نیز دستورالعملی برای ارزیابی نداشتند، نه در کشور و نه در سایر کشورهای جهان. دکتر اژدری به همراه دکتر ریاضی از نیمه دوم اسفند آزمایشها و مطالعات خود را روی کیتهای تشخیص کرونا آغاز کردند به جز یک روز مرخصی در روز نخست فروردین، باقی روزها و شبها، این دو همکار پا به پای هم، تنها آزمایشگران کیتها بودند.نتیجه این مرارتها به نوشتن نخستین پروتکل برای ارزیابی سلامت و عملکرد این کیتها ختم شد. معیارهای سفت و سخت این پروتکل، چندان تمایزی را میان کیتهای کرهای، چینی، اتریشی، انگلیسی و فرانسوی و داخل کشور قائل نبود. تمام کیتهایی که میخواستند مجوز توزیع میان آزمایشگاههای کشور را به دست بیاورند باید از این مرحله دقیق عبور میکردند تا مشخص شود که چقدر توان تشخیص دارند.
«مهم ارایه پاسخ درست به بیمار بود،کیتهای شناخته شدهای از انگلیس و فرانسه و ترکیه بودند که تایید نشدند، معیار برای تمام کیتها یک استاندارد و یک شیوه ارزیابی بود. شاید بقیه انتظار داشتند که در آن شرایط اضطرار کمی سبکتر برخورد کنیم اما این طور نبود.» روزهای نخست شیوع کرونا، ارزیابی کیتهای وارداتی چندان در اولویت کار نبود، شاید اگر این تیم به همراه دانشجوهایشان مسوولیت ارزیابی کیتها را به عهده نمیگرفتند با تساهل در آن ابتدای امر،کیتها مستقیم پس از واردات به آزمایشگاه فروخته میشدند. اما این گروه بودند که از ۶ صبح تا ۷ شب بدون استراحت، تمام کیتهای کشور را بررسی میکردند. این پروژه حالا متوقف است:«چهار، پنج ماهی میشود که این کار در انیستیتو پاستور متوقف شده است، آن زمان این کار متولی نداشت و ما به عهده گرفتیم اما پس از پایان 6 ماه نخست پرفشار وقت آن رسیده بود که متولیان امر این ارزیابی را به عهده بگیرند.»
دلیل انتخاب دکتر اژدری، همان طور که خودش اشاره میکند، «قانونمندی» او بود. این قانونمندی سدی مستحکم را در برابر تماسها و توصیهها شکل میداد. آنها که کیتها را قبل از اخذ تاییده وارد میکردند، آنها که اصرار بر تایید کیتشان داشتند، آنها که توصیههایی را از نهادهای دیگر داشتند هیچکدام نتوانستند از این سد بگذرند. نتیجه 6 ماه بررسی کیتها نهایتا به دو شکایت ختم شد، هر دوی این شکایتها مبنی بر اصرار متولیان کیتها برای اخذ تاییده به هر بهایی بودند. آنها میگفتند که حجم زیادی از کیتها را وارد کردهاند، کیتهایشان در فرانسه یا کشورهای دیگر مورد استفاده قرار گرفته است اما تاییدیه کیتها در 6 ماه فعالیت این گروه تنها متکی بر پروتکلهای تدوین شده بود. دکتر اژدری میگوید که در پاسخ بر چنین اصرارهایی تنها به این پاسخ دوستانه کوتاه اکتفا میکرد:«اشتباه کردید که پولتان را خرج کردید.» اما این شکایتها هم به جایی نرسیدند، وفاداری به اصول علمی نتیجهای جز کار قابل دفاع ندارد.
سرنوشت کیتهای ساخت ایران چطور بود؟ برخی در همان مرحله نخست تایید میگرفتند، برخی اشکال داشتند و با توصیه این گروه اصلاح میشدند و در نوبت دوم تایید میشدند، برخی اما پشیمان میشدند و دیگر کیت نمیساختند.کیتهای تایید شده این گروه در آزمایشگاههای مورد تایید وزارت بهداشت توزیع میشدند. سرنوشت کیتهای تایید نشده چه میشد؟ «هر از گاهی میشنیدم که کیتهای رد شده خارجی در برخی از آزمایشگاهها مورد استفاده قرار گرفتهاند. اما این آزمایشگاهها، آزمایشگاههای مورد تایید وزارت بهداشت نبودند.» فشار اصلی مواجهه با صدها کیت برای آزمایش در 6 ماهه نخست بسیار سنگین بود، فعالیت گروهی شاید 6 یا 7 نفر برعهده این گروه بود، ارزیابیها به دقت نیاز داشتند و فرصت کوتاه بود. آن فرصت کوتاه حالا به عهده اداره کل تجهیزات سازمان غذا و داروست.
در آن مدت اما بیشترین پرسشها از یک ایمونولوژیست چه بود؟ علاوه بر پرسش درمورد شیوههای انتقال و آثار بیماری، ایمنی حاصل از ابتلا به کرونا در میان پرتکرارترین پرسشها بود. پایدار بودن یا نبودن ایمنی از فروردین و اردیبهشت میان بحثهای ایمنیشناسان جای خود را باز کرد. در آن بازه زمانی، اطلاعات موجود از ایمنی بعد از ابتلا به کرونا حاصل تحقیقات چین بود که چندان سنجیده و قابل استناد نبود. با حضورکیتهای آنتیبادی، این نگرانی میان ایمونولوژیستها مطرح شد در زمانهای که پرسشها حول کرونا فراوان و پاسخها اندک است، مبادا تست آنتیبادی این اشتباه را جا بیندازد که با داشتن نشانههای آنتیبادی در بدن، دیگر نیازی به رعایت پروتکلهای بهداشتی نباشد و مراجعههای غیرضروری به آزمایشگاهها افزایش پیدا کند.پاسخ این نگرانیها حالا روشن است، پاسخها هنوز اندک اما روشنتر شدهاند. داستان نخستین گروه بررسی کیتهای کرونا در این نقطه به پایان نمیرسد، مطالعات روی ابعاد مختلف این ویروس با حضور دانشجویان دکتری، یکی از دستاوردهای 6 ماه تلاش مستمر برای ارزیابی کیتهای شناسایی ویروس کروناست. مطالعاتی که با همان دقت و تعهد پیش میرود که ارزیابی نخستین محمولههای تست کرونا پیش رفت. حالا وضعیت ارزیابی و صدور مجوز این تستها چگونه است؟ پاسخ چندان روشن نیست.
ســرنــوشت کیتهای ساخت ایران چطور بود؟ برخی در همان مرحله نخست تایید میگرفتند، برخی اشکال داشتند و با توصیه این گروه اصلاح میشدند و در نوبت دوم تایید میشدند، برخی اما پشیمان میشدند و دیگر کیت نمیساختند.کیتهای تایید شده این گروه در آزمایشگاههای مورد تایید وزارت بهداشت توزیع میشدند.
نظرات کاربران