این ارزیابی کلی و گذرا، به هیچ روی، به چگونگی برگزاری جشنواره و مقایسه این رویداد فرهنگی - هنری 39 ساله با دورههای گذشته آن مربوط نمی شود و تنها به سیمای کلی فیلمهای راه یافته به بخش مسابقه جشنواره اشاره دارد. صدالبته، برای دست زدن به ارزیابی کارشناسانه و جامع نگرانه، باید فیلمهای دیگری را هم که در این دوره ازجشنواره، از گردونه رقابت و داوری کنارگذاشته شدهاند، به تماشا نشست تا تصویر دقیق تری از کیفیت فیلمهای تولید شده در یکی دوسال اخیر به دست داد. به ویژه که حدود سه تا چهار برابر فیلمهای پذیرفته شده، فرصت نمایش پیدا نکردهاند. با این همه، به مصداق مثلِ معروفِ «مُشت، نمونه خروار»، با تماشای فیلمهای شاخص بخش مسابقه این دوره از جشنواره - که از قضا برخی از آنها با اقبال داوران جشنواره نیز رو به رو شدهاند- می توان بهطور نسبی، به ضعفها و قوتهای آثار راه یافته به جشنواره اشاره کرد. ضعفها و قوتهایی که به گمان من ربط چندانی به رویداد تلخ همه گیری بیماری کرونا ندارد، به ویژه که بنا نداریم در باره کیفیت برگزاری جشنواره یا اقبال همگانی تماشاگران و....مسائلی از این دست بپردازیم. به همین روی، تا رسیدن به شرایط مطلوبی که امکان نمایش همگانی تمامی فیلمهای تولید شده در سالهای 98 و 99 و عیارسنجی مجموعه آثار مورد نظرفراهم شود، تنها می توان برمبنای فیلمهای بخش مسابقه، نمودار کیفی این دوره از جشنواره را با چند ویژگی و مشخصه مهم زیر ترسیم کرد:
- هنوز ضعف فیلمنامه درفیلمهای سینمایی ما مهمترین کمداشت ونارساییها به شمار میآید.
- «موضوع»ها وبه ویژه «درونمایه»های تکراری در اغلب فیلمهای این دوره نیز دیده می شود.
- در کم تر فیلمی با نوآوریها و خلاقیتهای چشمگیر- در نوع روایت و بیان داستان فیلم و پردازش اثر- رو به رو بودهایم.
- در امور فنی و مسائل زیباییشناسی تصویرو به ویژه ساختار شکلی فیلمها (فیلمبرداری، نورپردازی و تدوین و...) پیشرفتهای امیدوارکنندهای دیده میشود.
- فیلمنامهنویسان، در نگارش فیلمنامهها، از آبشخور و سرچشمههای غنی ادبیات داستانی این سرزمین – به ویژه داستانهایی که با فرهنگ و آداب و رسوم این دیار پیوند نزدیک تری داشته باشد- کم تر بهره بردهاند.
- هنوز جای خالی فیلمنامههای اقتباسی در سینمای ما به روشنی احساس می شود.
- با وجودی که ماجراهای چند فیلم در فضاهای روستایی می گذرد با این همه، در شرایطی که بهطور تقریبی، بیش از یک سوم جمعیت کشور را روستاییان و عشایر و اقوام متنوع ایرانی تشکیل می دهند، متاسفانه هنوزتصویر گویایی ازکار و زندگی و دغدغههای این بخش از جامعه ما در فیلمهای سینمایی دیده نمیشود.
- در اکثر فیلمهای به نمایش در آمده، هنوز نمیتوان به تصویر اقناعکنندهای از ترکیب واقعبینانه طبقات اجتماعی جامعه امروز ما، دست یافت.
- بسیاری از فیلمنامهنویسان به نمایش یکسونگرانه وضعیت حاشیه نشینان و اقشار فرودست جامعه، بدون پرداختن به ترکیب طبیعی و باورپذیر جامعه شهری امروزمان گرایش کم سابقهای داشتهاند. در حالی که بهطور واقعی، ساختار طبیعی جامعه ما، آمیزهای از طبقات مرفه یا فرادستان وطبقه متوسط و فرودستان است که صد البته، به دلیل شرایط دشوار اقتصادی یکی دو دهه اخیر، طبقه متوسط جامعه نیز به آرامی به طبقه فرو دست و کسانی که به اصطلاح زیر خط فقر قرار دارند، نزدیک و نزدیک تر شده است!
- رویکرد فزاینده بسیاری از فیلمنامهنویسان و همچنین گرایش برخی از فیلمسازان به آسیبشناسی موضوعهای اجتماعی با محوریت «خانواده» و «زنان» را باید به فال نیک گرفت.
- نشانههای نگاه محافظهکارانه و خودسانسوری - صدالبته نه از سرِ مصلحت اندیشی- در بسیاری از فیلمها، آشکارا دیده می شود.
- حضور کمرنگ تهیهکنندگان مستقل و بخش خصوصی در مقایسه با بخشهای دولتی و پشتیبانان رسمی و شبهدولتی، در میان تولیدات سینمایی به نمایش درآمده، محسوس است.
- با وجود تنوع موضوعها و درونمایه فیلمهای به نمایش درآمده (به لحاظ گونهشناسی) هنوز جریان آزاد آسیبشناسی درد و داغهای جامعه و ریشهیابی بسیاری از دشواری و مسائل اجتماعی، به ویژه بررسی نابهنجاریهای رفتاری و روانشناختی در جامعه ما، در فیلمهای سینمایی، به درستی شکل نمیگیرد.
منتقد فیلم و مدرس سینما
سیمای کلّی فیلمهای سی و نهمین جشنواره فیلم فجر
کمداشتها و نارساییها
ساعت 24-تماشای فیلمهای بخش مسابقه سی و نهمین جشنواره فیلم فجر، فرصت مناسبی پدید آورد تا بتوان تصویری به نسبت روشن از کیفیت فیلمهای این دوره از جشنواره به دست داد.
نظرات کاربران