dir="RTL" style="text-align:right"> توافق 21 ژانویه ترکمنستان و جمهوری آذربایجان پیرامون «اکتشاف، توسعه و بهره­برداری مشترک از میدان دوستی» (پیش از این، «سردار ترکمنی» و «کاپاز» آذری)، از سوی بسیاری از کارشناسان به­عنوان گامی برای پایان دادن به اختلافات مرزی دو کشور در حوزه دریای خزر ارزیابی می­شود. این توافق که از پس ده­ها بار گفتگوی بی­حاصل، اتهام­زنی­های متقابل و حتی تهدید نظامی و قدرت­نمایی­های هدفمند (مانورهای نظامی) در سه دهه گذشته صورت گرفته است، پیش­درآمدی برای احداث خط (خطوط) لوله ترانس خزر و اتصال تولیدات هیدروکربنی ترکمنستان به بازارهای اروپایی و غربی محسوب می­شود. عشق­آباد که علی­رغم توافق­های دوجانبه و چندجانبه روس­ها، قزاق­ها و آذری­ها در حوزه شمالی خزر در سال­های گذشته، به­دلیل اختلاف بر سر مالکیت میدان­های نفتی و گازی با جمهوری آذربایجان از پیوستن به این مناسبات خودداری کرده بود، به­دنبال توافق حقوقی کشورهای حاشیه خزر در سال 2018 از یک­سو و روندهای پیچیده تعاملات انرژی در مسیرهای شرقی، جنوبی و شمالی -که عموما انتظارات ترکمن­ها را برآورده نکرده است- از سوی دیگر، عزم خود را در خصوص نگاه جدی­تر به مسیرهای غربی و تحقق هدف راهبردی متنوع­سازی مسیرهای صادراتی (و تأمین امنیت درآمدهای ارزی) در قالب مشارکت با باکو در بهره­برداری از منابع هیدروکربنی حوزه خزر نشان داده است.بهره­برداری از میدان دوستی، جریان درآمد متوسطی را برای ترکمنستان فراهم خواهد کرد و عایدات آن برای عشق­آباد هرچند قابل چشم­پوشی نیست، اما زمینه­ساز درآمد ارزی بسیار برجسته­ای نیز به­شمار نمی­رود. تا جایی که حتی می­توان مدعی بود، اهمیت سیاسی و نمادین این توافق بیشتر و مهم­تر از ارزش­های تجاری و اقتصادی آن است. به­عبارت دیگر، فعالیت مشترک در میدان «دوستی»، بیش از هر چیز نشان می­دهد که فضای گفتگو و همکاری میان ترکمن­ها و آذری­ها در حوزه خزر فراهم شده است. فضایی که از یک­سو ضمانتی برای امنیت سرمایه­گذاری خارجی در عرصه نفت و گاز و انتقال انرژی این حوزه به­شمار رفته و از سوی دیگر، امکان آشکاری برای هم­افزایی عرضه منابع انرژی در دو سوی خزر –و به همین نحو، عامل جذابیت بیش از پیش منابع انرژی این حوزه برای بازارهای بزرگ- محسوب می­شود.

در صورت راه ­اندازی خط لوله ترانس خزر در سال­های آینده، ظرفیت­های خطوط لوله موجود در قالب کریدور جنوبی گاز (SGC) که در حال حاضر گاز جمهوری آذربایجان را به ترکیه و اروپا منتقل می­کند، بستری آماده و مهیا برای آغاز سریع صادرات گاز ترکمنستان به اروپا است. این کریدور (شامل دو شاخه اصلی تاناپ و ترانس آدریاتیک) که از سال 2018 انتقال گاز به ترکیه و از 31 دسامبر 2020 انتقال گاز به یونان، آلبانی و ایتالیا را آغاز کرده است، صرفا با نیمی از ظرفیت خود در حال فعالیت است و پیش­بینی می­شود، گاز ترکمنستان، مناسب­ترین گزینه برای پر کردن ظرفیت باقیمانده آن خواهد بود.با همه این­ها، آمادگی ترکمنستان برای اجرای راهبرد متنوع­سازی خطوط انتقال انرژی و صادرات گاز به اتحادیه اروپا -حتی در صورت تحقق فیزیکی خط لوله ترانس خزر- تنها بخشی از ضرورت­های مربوط به عملیاتی شدن جریان انتقال گاز ترکمنی به اروپا را فراهم می­آورد. ضرورت دیگر، مربوط به رغبت بازار هدف به خریداری این گاز و سایر ملاحظات غیراقتصادی است که بر آن مؤثر خواهد بود. اروپایی­ها، مانند هر بازیگر دیگر، با هدف حداکثرسازی منافع خود وارد میدان مبادله می­شوند و طرح ایده­های مختلف از سوی آن­ها، الزاما به­معنای اجرای این ایده­ها در هر شرایط و با هر هزینه­ای نیست. نمونه آن، تجربه کنار گذاشتن منابع گاز شرق خزر (از جمله ترکمنستان) از جریان انتقال گاز حوزه خزر به این اتحادیه است که به­دنبال کشف منابع جدید گازی در میدان بزرگ شاه­دنیز (واقع در 70 کیلومتری جنوب شرق باکو) و بسندگی آن صورت گرفت. طرح اولیه این خط لوله که در اواخر دهه 1990 با هدف انتقال گاز ترکمنستان از طریق دریای خزر به سواحل آذربایجان و سپس به ترکیه و اروپا (با حمایت مالی کنسرسیوم شرکت­هایShell ، Bechtel و GE) برنامه­ریزی شده بود، پس از کشف میدان شاه­دنیز دچار دگرگونی اساسی شده و تمرکز آن بر توسعه و استخراج منابع داخلی جمهوری آذربایجان معطوف شد. بنابراین، بر خلاف آن­چه که در عرصه دیپلماسی جریان دارد، در عمل، اتحادیه اروپا شریک تجاری چندان قابل اعتمادی در عرصه مبادلات انرژی حوزه خزر ظاهر نشده است.

مسئله دیگر، مربوط به مناسبات گازی مسکو و اتحادیه اروپا است. در حال حاضر، بخش عمده گاز مورد نیاز اتحادیه اروپا توسط روسیه تأمین می­شود و طبیعتا، این کشور در تلاش است تا از حضور تأمین­کننده­های احتمالی رقیب در این بازار جلوگیری کرده و موقعیت خود را به­عنوان تأمین کننده اصلی انرژی این قاره تثبیت کند. خطوط لوله جدید در حوزه جنوبی خزر، ضمن تأثیر مستقیم بر انحصار صادرات گاز روسیه به اروپا و افزایش امنیت انرژی کشورهای این اتحادیه، فرصت­های جدیدی را برای فزایندگی ظرفیت تجاری و قدرت چانه­زنی اروپایی­ها بر سر قیمت فراهم می­آورد. با وجود این، بخش مهمی از آینده صادرات گاز ترکمنستان به اروپا، احتمالاً به محاسبات بروکسل در ابعاد مختلف و میزان آمادگی (اراده واقعی) آن برای تحمیل (و تحمل) فشار برای مهار روسیه و عملیاتی­سازی خط لوله گاز ترانس خزر بستگی خواهد داشت.