حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی - این حزب یادگار شادروان آیت الله هاشمی رفسنجانی به حساب می آید - سیاستمداری رک گو ، واقع گرا و عملگرایی ورزیده است . او روزی بدون لکنت زبان تصریح کرد حزب کارگزاران سازندگی حزب لیبرال ایرانی است. این ویژگی با کمی تسامح همان نامی بود که روزنامه عصر ما که ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مرزبندی و گنجاندن نیروهای سیاسی از این حزب داشت و آنها را راست میانه می نامید. در دهه 1370 و تا پایان دولت های اصلاحات بهزاد نبوی چپ مسلمان مذهبی بود و از اقتصاد جمع گرا و دولتی دفاع می کرد و حسین مرعشی لیبرال دموکرات مسلمان بود که از اقتصاد آزاد حمایت می کرد. آنها که رقابت چپ های مسلمان و لیبرال دموکراتهای مسلمان را در دهه 1370 و تا اندازه ای اوایل دهه 1380 را به یاد می آورند یادشان می آید که این رقابت در دوره هایی به مرزهای غیر قابل کنترل می رسید. اوج این مجادله به ماهها و هفته های پیش از انتخابات مجلس ششم و بر سر یورش همه جانبه طیف هایی از جناح چپ مسلمان که حالا نام اصلاح طلب را انتخاب کرده بودند رخ داد و کار تا جایی پیش رفت که گفته می شد سخنان فایزه هاشمی از سوی هواداران اصلاح طلبها منتشر شده است و...
حالا و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم خبرها وگزارش ها نشان می دهد جبهه ای شکل گرفته داده اند که همه طیف هایی که بیرون از دایره اصولگرایی اند و زیر بیرق اصلاح طلبی فعالیت می کنند زیر نظر بهزاد نبوی چپ ضد لیبرال دارای کارنامه مبارزاتی علیه لیبرالهای دولت موقت به عنوان رییس و حسین مرعشی که خود را لیبرال دموکرات می داند به عنوان نایب رییس فعالیت می کنند. این اتحاد جذاب که البته در مبارزه مشترک با اصولگرایان شکل وماهیت پیدا کرده است می خواهد کاندیدایی برای مبارزه بهار 1400 را شناساسی و معرفی کند. آگاهان وناظران سیاسی و علاقمندان به اقتصاد سیاسی از این لیبرال دموکرات تند وتیز ونیز از چریک چپ مسلمان می پرسند کدامشان تغییر اندیشه داده است ؟ آیا مرعشی لیبرال به چپ خواهد زد و با انتخاب یک کاندیدای هوادار اقتصاد دولتی متحد سازش خواهد کرد یا اینکه چریک سیاسی چپگرای نامدار لباس سیاستمدار دارای اندیشه سازگار با اقتصاد دولتی را از تن بیرون می آورد؟ در صورتی که از هرکدام از این دونفر در این باره پرسیده شود خواهند گفت الان وقت این حرفها نیست و باید متحد بود تا اگر شد کاندیدای اصلگرایان تندرو با نامزدی ناشناس و یا دارای کارنامه فعالیت در نهادهای نظامی رای نیاورد . آیا این جواب منطقی وقابل قبولی در سپهر سیاست است؟ شاید تنها در برخی از دوره ها در یرخی از کشورها مثل فرانسه چنین اتحادهایی دیده شده است و البته درایران نیز شاهد هستیم که درانتخابات سال 1392 وضعیت گونه ای شد که هردو نفر یادشده دنبال نفر سومی رفتند و اونیز در عمل نشان داد فداکاری سیاسی در سیاست جایی ندارد. رییس جمهوری که بنا به فرض - فرض محال که محال نیست – از این اتحاد بیرون می آید با اقتصاد ایران چه خواهد کرد؟
نظرات کاربران