dir="RTL" style="text-align:right">به گزارش خبرگزاری روسی اسپوتنیک تهران به خوبی می داند که اکنونقدرت نظامی کافی برای به راه انداختن یک جنگ گرم گسترده و رویارویی مستقیم با دشمنان اصلی خود - اسرائیل و ایالات متحده را ندارد. این امر مقامات ایرانی را وادار می کند تا "رویکردهای خلاقانه" را جستجو کرده و پاسخ های نامتقارن را آماده کنند. یکی از این واکنش ها جنگ ترکیبی است که شامل حزب الله، سپاهیان شیعه خارجی، عملیات پنهانی، خرابکاری، جنگ سایبری، فشار و رشوه دادن به سیاستمداران کشورهای مختلف است. با استفاده از این ابزارها، ایران جنگ خود علیه اسرائیل و همچنین فعالیت هایی را با هدف بیرون راندن ایالات متحده از منطقه شدت بخشیده است.یکی از آخرین نمونه های عملیات "پنهانی"- بمب گذاری کشتی باری اسرائیلی "هلیوس ری" در 25 فوریه در خلیج عمان بود. ایران شرکت خود را در این عمل رد کرد. اما روزنامه کیهان (27.02.2021)، نزدیک به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران ، مقاله ای را منتشر کرد مبنی بر اینکه منطقه خلیج فارس تحت کنترل کامل نیروهای مقاومت است و به احتمال زیاد این کشتی جاسوسی در کمین یکی از گروههای محور مقاومت افتاد.از سوی دیگر هدف استراتژیک اسرائیل محروم کردن تهران از توانایی تولید سلاح هسته ای در ایران است. در سالهای 21-2020 ، در رابطه با فعال سازی شدید برنامه هسته ای توسط تهران، این موضوع به ویژه حاد شده است. به تازگی، بنی گانتس، وزیر دفاع اسرائیل گفته است که ارتش اسرائیل در حال به روزرسانی نقشه های حمله به تأسیسات هسته ای ایران است و آماده اقدام مستقل [از ایالات متحده] است: "اگر جهان آنها را زودتر متوقف کند، این بسیار خوب است. اما در غیر این صورت، ما باید به طور مستقل عمل کنیم و باید از خود دفاع نماییم. " اسرائیل فورا جدیدترین جنگنده های مخفیکاری F-35I و هواپیماها - تانکرهای KC-46 Pegasus را از ایالات متحده خریداری می کند تا بتواند به هر هدفی در ایران برسد. اسرائیل حدود 200 فروند F-16 و حدود 20 واحد F-35I دارد (50 واحد قبلاً سفارش داده شده بودند). تصادفی نیست که اسرائیل در حوزه مسئولیت فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) قرار دارد.اما مسئله هسته ای ایران نیاز به یک تحلیل جداگانه دارد. و امروز وظیفه اصلی تهران این است که سوریه را به یک پایگاه مقاومت برای سلطه در خاورمیانه تبدیل کند. با توجه به روابط ایران و اسرائیل به طور کلی، حالا همه چیز روشن است: تا زمانی که "خمینیسم" به عنوان ایدئولوژی غالب در ایران باقی بماند، به رسمیت شناختن اسرائیل، کاهش تنش یا حتی نادیده گرفتن ساده دولت یهود از طرف ایران غیرممکن است. امروز ایران تنها کشوری است که حق وجود اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد. و اما اصلی ترین مسئله جلوگیری از تبدیل این دشمنی به یک جنگ واقعی است. و در اینجا نقش روسیه تعیین کننده است.

نقش احتمالی روسیه

کاهش تنش ها در خاورمیانه و به ویژه در سوریه با منافع استراتژیک روسیه مطابقت دارد. مسکو با در نظر گرفتن روابط عادی و تجاری خود با همه کشورهای منطقه خاورمیانه، از جمله ایران، اسرائیل و سوریه می تواند به عنوان یک میانجیگر در جلوگیری از جنگ های واقعی در خاورمیانه تبدیل شود.امروز، این کار در درجه اول مربوط به ایران و اسرائیل است. روسیه (و در واقع هر کشور دیگر) با همه روابط جدی و نزدیک خود با هر یک از این کشورها در موقعیتی نیست که ایرانیان و اسرائیلی ها را در میز مذاکره قرار دهد. اما یکی از گزینه های ممکن بهبود روابط سوریه و اسرائیل است. و در اینجا نقش روسیه غیرقابل انکار است.مسکو اخیراً در معامله بین اسرائیل و سوریه به عنوان میانجیگرعمل کرد که با برگرداندن یک زن اسرائیلی محبوس در دمشق در ازای آزادسازی چند تن از زندانیان محبوس در زندان اسرائیل و همچنین پرداخت پول واکسن ویروس کرونا روسیه به مبلغ 1.2 میلیون دلار، توسط اسرائیل پایان یافت.اما مهمتر از همه: در ژانویه سال جاری، رسانه ها از مذاکرات دربسته در دسامبر سال 2020 در پایگاه نظامی روسیه "خیمیمیم" در سوریه خبر دادند. در این نشست از طرف سوریه، علی مملوک رئیس دفتر امنیت ملی و ژنرال بسام حسن مشاور ویژه وی در امور امنیتی حضور داشتند. از طرف اسرائیلی رئیس سابق ستاد کل اسرائیل گادی آیزنکوت و ژنرال سابق موساد آری بن مناشه بودند. علاوه بر این ، سرلشکر روسی الکساندر چایکو در این مذاکرات حضور داشت.

باید دانست که این تنها آغاز کار در زمینه نزدیک شدن سوریه و اسرائیل است. چرا که نه؟ از این گذشته، اسرائیل از قبل تجربه برقراری روابط با کشورهای عربی، دشمنان سابق را دارد. شرایط فعلی در سوریه و اطراف آن اجازه نمی دهد این کشور به سرعت و بدون دردسر به اسرائیل نزدیک شود. روسیه و مقامات سوریه نیاز به گفتگوی دشواری با ایران دارند. با این حال، برقراری روابط مستقیم بین دمشق و قدس برای آینده سوریه بسیار مهم است.