یک صدا از مجلس است که این صدا به شدت متکی به قدرت سخت است. نمونه‌ی آخر آن موضوع توافق ایران و سازمان انرژی اتمی بود و آن موضع‌گیری که در مجلس راجع به آن شکل گرفت. اما حاکمیت هنوز به این سمت حرکت نکرده و مدبرانه آن را کنترل کرد و جلوی تندروی را گرفت. بنابراین، بسیار مهم است که یک ارزیابی داشته‌باشیم که در 1400 چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ آیا دولت و سیستمی که انتخاب می‌شود به سمت قدرت سخت می‌رود یا منطق قدرت نرم را انتخاب می‌کند؟ این دوگانه بسیار مهمی است که وجود دارد. بنابراین، انتخابات 1400 انتخابات فوق‌العاده مهمی است و فراتر از مسائل داخلی ایران است. از این جهت بسیار سرنوشت‌ساز است. اگر نتیجه انتخابات به سمت قدرت سخت برود برای یک مدت نسبتا طولانی ایران دچار فرسایش و توسعه‌ی فقر و ناکارآمدی می‌گردد. متاسفانه فضای عمومی جامعه نیز اساسا به سمت مشارکت در انتخابات نیست و همین موضوع، کشور را آسیب پذیر کرده و می‌کند. دولت در این مقطع و پنج ماه باقیمانده چه کاری می‌تواند بکند؟ دولت در این مدت امکان تعدیل ساختاری و اقدامات بنیادین را ندارد و زمان‌اش را از دست داده است. اما می‌تواند در اقدامات کوتاه مدت خود مسیر را به سمت قدرت نرم و یا قدرت سخت متمایل کند. اگر دولت به قراردادها و تعهداتی که در برابر مردم داشته بازگردد آینده سیاسی ایران یک سرنوشتی پیدا خواهد کرد. اما اگر دولت بخواهد خودش به میدان بازی سخت برود و بازی کند آن وقت سرنوشت دیگری خواهیم داشت. بنابراین، در عین حالی که دولت امکان ایجاد اصلاحات ساختاری ندارد اما اقداماتی که انجام می‌دهد از نظر تعیین مسیر بسیار تعیین کننده است. همین توافق دولت با سازمان انرژی اتمی، ابتکار دولت بود. اگر دولت در خصوص سازمان انرژی اتمی ابتکار به خرج نمی‌داد پرونده ایران به شورای حکام می‌رفت و از شورای حکام به شورای امنیت سازمان ملل می‌رفت و شرایط بسیار دشوار می‌شد. بنابراین، ابتکارات دولت در این دوره بسیار مهم است و نقش تعیین کننده‌ای دارددر ایران و در منطقه‌ ما همچنان تکیه بر قدرت سخت، انگاره‌ی محوری است. کما اینکه عربستان، ترکیه و اسراییل نیز به دنبال قدرت سخت هستند و ما در ایران نیز به دنبال قدرت سخت هستیم. به همین دلیل نیز اساسا منطقه‌ی خاورمیانه بزررگتین انبار اسلحه در جهان است. در یک سفر، ترامپ به عربستان بیش از 100 میلیارد دلار در یک سفر توانست به فروش اسلحه بپردازد.

از 1400 به بعد شاهد رویارویی بیشتر و پرتنش‌تر قدرت نرم و قدرت سخت هستیم. به همین دلیل است که با آمدن بایدن مساله خاشقچی رو می‌آید. هرچند با بن سلمان برخورد نمی‌شود ولی، بی‌اعتبار می‌گردد. دیدیم که بایدن، این موضوع را به ابزاری برای کنترل بن سلمان تبدیل کرد. ترامپ با اسلحه و قدرت سخت با عربستان تبادل داشت و بایدن با قدرت نرم عربستان را کنترل می‌کند. به گفته آخوندی، ترکیه نیز به نحوی با چاشنی پان ترکسیم و همگرایی اسلامی و گاهی نوعثمانی‌گری از خود رفتارهای متعارض نشان می‌دهد. گاهی به سمت قدرت سخت و گاهی به سمت قدرت نرم می‌رود. در ترکیه، تعارض رفتاری را می‌بینیم. از جمله رفتاری او در سوریه است که مبتنی قدرت سخت بود. از سال 84 به این سو در کشورمان، با آمدن دولت نهم، گفتمان قدرت سخت قوت گرفت. تا قبل از 84 گفتمان قدرت سخت در ایران چندان برجسته و محوری نبود. بحث ما این بود که ما یک منطق و ارزش‌هایی داریم که می‌تواند در جهان اسلام گسترش یابد. کمتر به قدرت سخت اشاره می‌کردیم. ما می‌گفتیم که انقلاب فرهنگی کردیم و بیشتر به جنبه فرهنگی انقلاب توجه داشتیم. از سال 84 به بعد این تحول را می‌بینید که به‎تدریج گفتمان به سمت قدرت سخت می‌رود. هم اکنون تلویزیون اغلب در حال نمایش قدرت سخت ایران است واین گرایش به سمت قدرت سخت یکی از چالش‌های مهم ما در سال 1400 همین رویارویی قدرت نرم و سخت است

بخشی از گروه‌های سیاسی در ایران تصورشان بر این بود که باز ترامپ سرکار می‌آید و آن‌ها مشروعیت و توجیه بیشتری بر روی قدرت سخت خواهند داشت. در چنین فضایی چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ به‌هرحال، تجار باید تصویری از تحولات آینده منطقه داشته باشد. به نظر می‌رسد عربستان، امارت و کشورهای متحده چون مشکل مشروعیت پیدا می‌کند، حاضر می‌شوند امتیازهای جدی به اروپا بدهند. بنابراین، معامله‌گری جدید را با اروپایی‌ها از سر می‌گیرند. اروپایی‌ها در جریان ترامپ روبه‌روی ترامپ بودند حال با تغییر ترامپ همراستا با بایدن می‌شوند. و این ریسک وجود دارد که کمک بیشتری در برابر برجام برای دریافت امیتاز از ایران به امریکا بکنند.و هم‌چنین، در برابر امتیازاتی که می‌توانند از کشورهای منطقه بگیرند. اسراییل بیشتر به دنبال آن است که درگیری نظامی در منطقه ایجاد کند و ایران را دچار درگیری کند. تاکنون سیاست ایران سیاست مدبرانه‌ای بود و از هرگونه درگیری پرهیز کرد و نگذاشت هیچگونه اقدام ماجراجویانه اسراییل منجر به درگیری شود.

از ایران دو صدا بیرون می‌آید. یک صدا از مجلس است که این صدا به شدت متکی به قدرت سخت است. نمونه‌ی آخر آن موضوع توافق ایران و سازمان انرژی اتمی بود و آن موضع‌گیری که در مجلس راجع به آن شکل گرفت. اما حاکمیت هنوز به این سمت حرکت نکرده و مدبرانه آن را کنترل کرد و جلوی تندروی را گرفت. بنابراین، بسیار مهم است که یک ارزیابی داشته‌باشیم که در 1400 چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ آیا دولت و سیستمی که انتخاب می‌شود به سمت قدرت سخت می‌رود یا منطق قدرت نرم را انتخاب می‌کند؟ این دوگانه بسیار مهمی است که وجود دارد. بنابراین، انتخابات 1400 انتخابات فوق‌العاده مهمی است و فراتر از مسائل داخلی ایران است. از این جهت بسیار سرنوشت‌ساز است. اگر نتیجه انتخابات به سمت قدرت سخت برود برای یک مدت نسبتا طولانی ایران دچار فرسایش و توسعه‌ی فقر و ناکارآمدی می‌گردد. متاسفانه فضای عمومی جامعه نیز اساسا به سمت مشارکت در انتخابات نیست و همین موضوع، کشور را آسیب پذیر کرده و می‌کند. دولت در این مقطع و پنج ماه باقیمانده چه کاری می‌تواند بکند؟ دولت در این مدت امکان تعدیل ساختاری و اقدامات بنیادین را ندارد و زمان‌اش را از دست داده است. اما می‌تواند در اقدامات کوتاه مدت خود مسیر را به سمت قدرت نرم و یا قدرت سخت متمایل کند. اگر دولت به قراردادها و تعهداتی که در برابر مردم داشته بازگردد آینده سیاسی ایران یک سرنوشتی پیدا خواهد کرد. اما اگر دولت بخواهد خودش به میدان بازی سخت برود و بازی کند آن وقت سرنوشت دیگری خواهیم داشت. بنابراین، در عین حالی که دولت امکان ایجاد اصلاحات ساختاری ندارد اما اقداماتی که انجام می‌دهد از نظر تعیین مسیر بسیار تعیین کننده است. همین توافق دولت با سازمان انرژی اتمی، ابتکار دولت بود. اگر دولت در خصوص سازمان انرژی اتمی ابتکار به خرج نمی‌داد پرونده ایران به شورای حکام می‌رفت و از شورای حکام به شورای امنیت سازمان ملل می‌رفت و شرایط بسیار دشوار می‌شد. بنابراین، ابتکارات دولت در این دوره بسیار مهم است و نقش تعیین کننده‌ای دارد.