استقلال با دریافت 6 گل در سه مسابقه بدترین خط دفاعی بین تیم‌های ایرانی و دومین خط دفاعی ضعیف بین تمام تیم‌های حاضر در منطقه غرب لیگ قهرمانان آسیا را به خودش اختصاص داده است. آنها با دریافت دو گل از الاهلی در بازی نخست و 4 گل از الدوحیل این آمار ضعیف را به ثبت رسانده‌اند.
نکته جالب توجه در مورد استقلال آن است که آبی‌ها بهترین خط حمله مسابقات را هم در اختیار دارند. با زدن 11 گل در سه مسابقه که آماری است رویایی و آنها را تبدیل به ترسناک‌ترین خط حمله مسابقات کرده است.
اینجاست که سوال ابتدای متن برای استقلال ارزش ذاتی پیدا می‌کند. اینکه هواداران استقلال از خط حمله خوب‌شان راضی باشند و به آن امیدوار یا نگران خط دفاعی باشند و از آن بیمناک؟ بخشی از مشکلات موجود در خط دفاعی استقلال برمی‌گردد به میل زیاد این تیم به حمله که طبیعتا فضاهای زیادی در اختیار مهاجمین حریف قرار می‌دهد. بخش دیگری از آن هم برمی‌گردد به ساختار دفاعی شاگردان فرهاد مجیدی. نحوه قرارگیری مدافعین و حمایتی که باید توسط خطوط بالاتر از آنها صورت بگیرد تا باعث شود تیم خیلی زیر فشار نرود.
اتفاقات مورد دوم که اشتباهات در جای‌گیری و عدم حمایت است برای نماینده کشورمان پررنگ‌تر به نظر می‌رسد.
برای اثبات این نکته کافی است تعداد حملات تیم‌های رقیب استقلال در نظر گرفته شود. به جز بازی الشرطه که تیم حریف ده نفره شد و عملا شانسی برای حضور روی دروازه رشید مظاهری نداشت، در دو بازی دیگر می‌توان گفت هر بار تیم‌های حریف قصد کردند به دروازه استقلال برسند موفق بودند. این در بازی با الدوحیل حتی شکل اغراق‌آمیزی به خود گرفت و مهاجم این تیم قطری توانست از این وضعیت نهایت استفاده را ببرد و هـت‌تریک کند.
در چند روز گذشته بسیاری از کارشناسان با وجود تمجید از قدرت حمله استقلال نسبت به شکل خط دفاعی این تیم ابراز نگرانی کردند. این به همان مساله ابتدای متن برمی‌گردد. تیمی که جام می‌خواهد باید خوب دفاع کند یا لااقل اگر قرار نیست بازی هجومی‌اش را فدای تفکرات دفاعی کند، نباید به این راحتی اجازه گلزنی به حریف بدهد. اما این نگرانی چطور باید برطرف شود؟ خط دفاعی استقلال چه مشکلی دارد که همه آن را می‌بینند اما مربیان تیم تلاشی برای درست کردنش نمی‌کنند؟
اولین مورد جابه‌جایی‌های زیاد در چینش نفرات خط دفاعی است. تاکنون هفت نفر در خط دفاعی استقلال در سه بازی به میدان رفته‌اند. تنها بازیکن ثابت خط دفاعی آبی‌ها سیاوش یزدانی بوده است. در کنار او هم عارف غلامی به کار گرفته شده هم مرادمند. در سمت راست مجیدی از وریا غفوری و موسوی استفاده کرده است. در سمت چپ نیز محمد نادری و میلیچ به بازی رفته‌اند.
این در حالی است که تغییر در نفرات خط دفاعی در تورنمنت‌هایی نظیر لیگ قهرمانان آسیا و آن هم در مرحله گروهی امر مرسومی نیست. از سمت دیگر این به نوعی همان مشکلی است که محمود فکری در استقلال داشت. یعنی عدم حضور یک ترکیب ثابت در تیم. با این تفاوت که استقلال فکری خوب بازی نمی‌کرد و استقلال مدل مجیدی جذاب بازی می‌کند و این باعث می‌شود کسی زیاد به تغییر چیدمان نفرات گیر ندهد.
دومین مورد عدم شرکت مهاجمین در فاز دفاعی به عنوان نخستین سد مقابل حملات حریف است. مهدی قایدی، شیخ دیاباته و ارسلان مطهری در بیشتر مواقع فشاری روی مدافعین صاحب توپ حریف هنگام بازی‌سازی وارد نمی‌کنند. از سمت دیگر سه هافبک مرکزی استقلال هم از لحاظ برتری نفری همیشه در موضع ضعف نسبت به بازیکنان تیم رقیب قرار می‌گیرند چون حمایتی از سوی مهاجمین دریافت نمی‌کنند. به بیان ساده‌تر 1-3-2-4 فرهاد مجیدی هیچ‌وقت به درستی به سیستم 1-5-4 هنگام دفاع شیفت پیدا نمی‌کند و در بهترین حالت با اضافه شدن فرشید اسماعیلی به ریگی و مهری یا ریگی و رضاوند شکل 3-3-4 به خودش می‌گیرد.
سومین نکته نیز مربوط می‌شود به نفوذهای بیش از اندازه مدافعین کناری استقلال و شرکت آنها در حملات تیم. محمد نادری به عنوان یکی از رونده‌ترین مدافعین کناری فوتبال ایران در سه بازی استقلال در دور رفت مرحله گروهی دو گل به ثمر رسانده که آماری است بی‌نظیر.
با این حال تعداد گل‌هایی که استقلال از سمت چپ خط دفاعی‌اش دریافت کرده نشان می‌دهد نباید صرفا به تعداد گل‌های زده نادری توجه کرد. گل دوم الاهلی روی حرکت از سمت چپ خط دفاعی استقلال به ثمر رسید. گل‌های سوم و چهارم الدوحیل هم به همین شکل. البته روی گل چهارم الدوحیل نادری در زمین نبود و میلیچ به جای او بازی می‌کرد. علاوه بر این گل‌ها، حریفان استقلال با تمرکز روی حرکت از کناره‌ها موقعیت‌های زیادی به دست آوردند.
به‌طور خلاصه می‌توان گفت نفوذهای بیش از حد مدافعین کناری نماینده کشورمان بهای سنگینی برای این تیم داشته است. حال این سوال باید دوباره مطرح شود که چرا کادر فنی استقلال تلاشی برای حل مشکل نمی‌کند؟ این سوالی است که بیشتر هواداران استقلال از خودشان می‌پرسند. البته مطرح کردن این سوال به این شکل اشتباه است چراکه بعید است مجیدی و کمالوند علاقه داشته باشند تیم‌شان گل بخورد. آنها در وضعیتی هستند که باید انتخاب کنند.
انتخاب بین ارایه یک بازی سراسر تهاجمی ولو به قیمت خوردن گل‌های زیاد یا بسته بازی کردن و دفاع از دروازه خودی که به کاهش تاثیر خط حمله منجر می‌شود. اینکه چرا مجیدی راه اول را انتخاب کرده تقریبا واضح است. عناصر تهاجمی تیم استقلال آن‌قدر خوب هستند که هر مربی را وسوسه می‌کند تیمش را برای یورش بی‌امان به دروازه حریف راهی زمین بازی کند.
وقتی مربی خودش مهاجم بوده باشد این میل بیشتر هم می‌شود. با این حال انتخاب بازی تهاجمی تاوان دارد؛ تاوانی که یک نمونه‌اش در بازی با الدوحیل دیده شد. از ساعت ۴۵ دقیقه بامداد یکشنبه استقلال دوباره مقابل الدوحیل قرار می‌گیرد و باید دید کادر فنی استقلال چه تدابیری برای برون‌رفت از دوگانه‌ای که تیم در آن قرار گرفته،‌ اندیشیده‌اند.