سعید صالح، مدیر کل مدارس و مراکز غیردولتی وزارت آموزش و پرورش هم در اواخر فروردین خبر را اعلام کرد: «تا زمان تشکیل سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، همه پرونده‌های دریافت مجوز جدید مهدکودک متوقف و مجوز جدیدی برای تشکیل مهد کودک صادر نمی‌شود.» موضوع سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک که در گزارش و مصاحبه‌ای با رضوان حکیم‌زاده، معاون ابتدایی آموزش و پرورش از سوی «اعتماد» دنبال شده بود بخشی از یک برنامه وسیع‌تر با عنوان سیاست‌های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش است که توسط رهبری ابلاغ شده بود. مجلس هم در همین راستا وارد عمل شده و طرح اصلاح موادی از قانون تاسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی را در دستور کار قرار داده است که هدفش «اصلاح برخی از مهم‌ترین مواد قانون مذکور در حوزه مدیریت مهدهای کودک، کاربرد انحصاری عنوان مدرسه برای موسسات دارای مجوز از وزارت آموزش و پرورش و ایجاد سامانه الکترونیکی در راستای ایجاد شفافیت» است. مرکز پژوهش‌های مجلس در تازه‌ترین گزارش خود در مورد گزارش کمیسیون آموزش در خصوص این طرح اصلاحی اظهارنظر کرده است. از خلال این اظهارنظر می‌توان نگاهی انداخت به مهم‌ترین مواردی که در این گزارش ذکر شده است. پیش از این هم آموزش و پرورش تلاش‌هایی کرده بود تا نام «مدرسه» را در انحصار خود نگه دارد و از هر مرکز آموزشی، تربیتی و ترویجی که از این عنوان در نام خود استفاده کرده است طلب مجوز کند. حالا در گزارش مجلس این موضوع به صراحت تکرار شده است. در ماده اول، عنوان حقوقی «مدرسه» را فقط برای موسسات آموزشی دارای مجوز از وزارت آموزش و پرورش مجاز شمرده و به کار بردن آن توسط دیگر موسسات را «جرم» انگاشته است و آنها را مکلف کرده تا این عنوان را تغییر دهند البته برخی از مراکز مانند «مدارس حوزه‌های علمیه» استثنا در نظر گرفته شده‌اند: «موسسه‌ها و مراکزی که خارج از این شرایط از عنوان مدرسه استفاده می‌کنند به استثنای موسساتی که براساس مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی از عنوان مدرسه استفاده می‌کنند و مدارس حوزه‌های علمیه، مکلفند ظرف مدت سه ماه پس از لازم‌الاجرا شدن این قانون واژه مدرسه را از عنوان خود حذف کنند. وزارت آموزش و پرورش موظف است در صورت احراز تخلف از اجرای این تبصره، به فوریت شکواییه‌ای را مبنی بر استفاده نادرست از عنوان مدرسه به دادگاه صالحه ارایه کند. دادگاه خارج از نوبت و به فوریت و بدون رعایت تشریفات دادرسی نسبت به مهر و موم (پلمب) کردن آن موسسه یا مرکز اقدام می‌کند تا آن موسسه یا مرکز نسبت به اخذ مجوز با عنوان دیگری غیر از «مدرسه» اقدام کند.»

مرکز پژوهش‌ها مهر تاییدی بر این تصمیم مجلس زده و پنج ویژگی برشمرده که به باور نویسندگان این متن واژه مدرسه را تعریف می‌کنند و همه آنها بنا بر تصمیمات شورای عالی آموزش و پرورش، استفاده از کلمه مدرسه را در انحصار این وزارتخانه قرار می‌دهد: «مدرسه مکانی است که آموزش‌های رسمی مصوب وزارت آموزش و پرورش را ارایه می‌کند، دوره‌های تحصیلی رسمی وزارت آموزش و پرورش در آنجا برگزار می‌شود، برابر ضوابط و دستورالعمل‌های وزارت آموزش و پرورش تاسیس و اداره می‌شوند، مسوولیت اجرای برنامه‌ها و اهداف مصوب دوره‌های تحصیلی را برعهده دارد و از پایان دوره به افراد آموزش‌دیده در آن مکان، مدرک تحصیلی رسمی اعطا می‌شود.» با این حساب مراکز بیرون از وزارت آموزش و پرورش که عنوان مدرسه دارند همچون مدرسه کُشتی، مدرسه معماری، مدرسه موسیقی، مدرسه فوتبال، مدرسه هنر و ادبیات، مدرسه عالی رسانه، مدرسه روزنامه‌نگاری و... هیچ یک از این پس مجاز به استفاده از این نام نخواهند بود. یکی از دلایلی که مرکز پژوهش‌ها برای حمایت از تصمیم مجلس آورده است این است که در دید عامه مردم «مدرسه» یعنی وابسته به آموزش و پرورش و کژکارکردی‌های هر نهادی که نام مشابه داشته باشد انگشت اتهام را ناخودآگاه به سمت آموزش و پرورش نشانه می‌رود: «در حال حاضر، موسسات آموزشی، هنری و فرهنگی همچون مدرسه موسیقی، مدرسه فوتبال، مدرسه کُشتی، مدرسه سینما، مدرسه معماری و مواردی از این دست در کشور وجود دارد که با عنوان مدرسه در حال فعالیت و ارایه خدمات هستند، اما هیچ کدام تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش قرار ندارند. این موسسات گاهی دارای تخلفاتی در حوزه فعالیت خود می‌شوند و ازآنجایی که در عرف جامعه عنوان «مدرسه» متعلق به نظام آموزش و پرورش است عموم افراد این کژکارکردی‌ها را به وزارت آموزش و پرورش انتساب می‌دهند و همین امر سبب می‌شود مشروعیت و مقبولیت نهاد مدرسه در جامعه، خدشه‌دار شود.»

تربیت غیربومی
حالا دیگر مشخص شده که از این پس آموزش و پرورش با تاسیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک قرار است تبدیل به دستگاه ناظر و مجری و قانونگذار برای صفر تا 6 ساله‌ها شود. یکی از مواردی که مرکز پژوهش‌ها در بررسی خود در خصوص ماده 2 گزارش مجلس مطرح کرده به همین بخش بازمی‌گردد، بخشی که به نظر نویسندگان این مطلب «چالش‌های تربیتی و ورود الگوهای تربیتی غربی و غیر بومی» را سبب شده بود: «چالش‌های تربیتی مراکز مهدکودک، خلأ سیاستگذاری در حوزه آموزش و پرورش کودکان، دوگانگی تربیتی در مهدهای کودک، ورود الگوهای تربیتی غربی و غیربومی در این مراکز، تشتت نهادهای متولی این حوزه، تاکید سیاست‌های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش ابلاغی مقام معظم رهبری بر آموزشی و تربیتی و حاکمیتی بودن این مراکز ذیل نهاد آموزش و پرورش این الزام و ضرورت را ایجاد می‌کند که رویکرد خدماتی به این مراکز باید تغییر یابد و رویکرد آموزشی و تربیتی جایگزین آن شود و مهدهای کودک حتی در ناحیه صدور مجوز نیز از سازمان بهزیستی کشور منفک شده و به وزارت آموزش و پرورش منتقل شوند.» فروردین‌ماه بود که در گفت‌وگوی «اعتماد» با رضوان حکیم‌زاده، معاون ابتدایی آموزش و پرورش این سوال مطرح شد: «یک دوره بحث‌های بسیار و جنجالی به پا شد در مورد برخی فعالیت‌هایی که در مهدکودک‌ها می‌شود. بحث بر سر مهدهای کودک غیرانتفاعی که کلاس‌های موسیقی داشتند و مثلا رقص برای کودکان داشتند زیاد شد. الان به نظر می‌رسد تشکیل این سازمان (سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک) تا حدی شاید ادامه همان ماجراها باشد. آیا قرار است همه سرفصل‌ها و کلاس‌ها مانند هم شوند و از یک ساختار خاصی پیروی کنند یا خیر؟» حکیم‌زاده در آن مصاحبه پاسخ داد که «در چارچوب تدوین شده برای برنامه درسی، نه‌تنها در کشور ما بلکه هر نظام آموزشی متاثر از قوانین و مقررات جامعه‌ای است که در آن قرار دارد. ما هم برای آموزش و پرورش‌مان یک چارچوب سند تحول بنیادین را داریم که بر مبنای فلسفه تربیتی اسلام شکل گرفته و طبیعی است که تمام دوره‌های آموزشی، چه دوره پیش از دبستان باشد و چه دبستان و سایر دوره‌ها، قطعا باید با همین رویکرد و مقررات مطابقت داشته باشد.» اما هنوز مشخص نشده که آیا این تصمیم قرار است منجر به شکل هم شدن نوع آموزش کودکان زیر 6 سال در کشور شود یا نه. آنچه در گزارش مرکز پژوهش‌ها و نه در توضیحات دیگر در مورد تغییرات در اعطای مجوز و نحوه اداره مهدهای کودک و کودکستان‌ها نیامده: مهدها دیگر اختیار عملی ندارند که کلاس‌های خودشان را تعریف کنند و همه باید براساس یک چارچوب عمل کنند؟
یکی از سوالاتی که معمولا در چنین مواردی پیش می‌آید این است که مساله «بومی بودن و نبودن» در حوزه‌ای مانند آموزش چگونه روشن می‌شود؟ بر اساس چه معیاری است که شیوه تربیت کودکان به قول حکیم‌زاده «بر مبنای فلسفه تربیتی اسلام» محک زده می‌شود؟ آنچه در سال‌های اخیر در مناسبات آموزش و پرورش در مدارس دیده شده حکایت از درهم ریختگی فراوان در تعیین معیارها دارد. در زمان وزارت سید محمد بطحایی حتی پخش فوتبال در مدارس دخترانه هم چنان مورد هجمه قرار گرفت که بطحایی مدعی شد بابت این تصمیم مورد مواخذه قرار گرفته است. رنگ‌های تیره و شکل لباس فرم مدارس دخترانه سال‌های درازی محل بحث بوده است. آنچه مدارس در دهه‌های اخیر به خود دیده‌اند نتیجه همین نظارت و اجرایی است که از سوی وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته و در موقعیت‌های بسیار نشان داده که به جای پیروی از هرگونه فلسفه‌ای، مخلوطی است از بخشنامه‌های نوشته و نانوشته که هر بیشتر بار سلیقه دارند تا قانون. حالا بناست که این تجربه در مورد صفر تا 6 ساله‌ها تکرار شود.