dir="RTL" style="text-align:right">تا دیروز اما هیچ کاندیدایی از کاندیداهای 5 گانه اصولگرا حاضر نشدند این هشداررا در کانون توجه قراردهند و از ادامه مبارزه چشم پوشی کنند. گردانندگان این روزنامه که یک نهاد سیاسی در مبارزه با دولت روحانی شده اند که بدون اغراق درهرروزی که منتشر شدنیرهایی به سوی دولت روحانی انداخت با گزارش‌ها و خبرهایی که در هفته‌ها و ماه‌های تازه‌سپری‌شده درباره یکی از کاندیداها منتشر کرد ه بودند می دانند کدام کاندیدا باید بماند و کدام کاندیداها باید بروند. گرداننده اصلی این روزنامه برای هراس‌افکنی در دل آن چهار نفر تا جایی پیش رفته که می‌نویسد: «اخبار موثقی که به کیهان رسیده حاکی از آن است که شماری از مدعیان اصلاحات با پوشش سرخوردگی از اصلاح‌طلبان در ستاد برخی از نامزدهای جبهه انقلاب حضور یافته و با ارائه اطلاعات غلط درباره میزان رای آنها، تلاش می‌کنند آنان را از انصراف به نفع دیگران منصرف کنند.» به این ترتیب آن چهار نفر مورد نظر که اسم ندارند اما رسم دارند اگر انصراف ندهند به این معناست که در زمین تعیین‌شده اصلاح‌طلبان بازی کرده‌اند و این هراس‌افکنی می‌تواند در انصراف کاندیداهای چهارگانه کامیابی داشته باشد. اما نویسنده متن نیک می‌داند کار به این سادگی نیست. شرایط و حساب و کتاب امروز و فردا گونه‌ای است که هیچ‌کدام از پنج نفر حاضر نیستند به سادگی کنار بروند. نخستین و بزرگ‌ترین آسیبی که کاندیدای منصرف با آن روبه‌رو است به خطر افتادن عمر بازیگری سیاسی او در این سطح است. کاندیدای منصرف از همین حالا شانس کاندیدا شدن در چهار سال بعد را از دست می‌دهد و می‌داند شهروندان به او اعتماد نخواهند کرد و دست‌کم دیگر در میان گروه هواداران خود بی‌اعتبار خواهد شد. مساله بعدی این است که اگر هر کدام از منصرفان در دولت بعدی مقامی در اختیار بگیرد شهروندان به حرف همتی ایمان می‌آورند که می‌گفت چهار کاندیدا از پنج کاندیدای پوششی هستند و تا آخر در بازی نمی‌مانند. واقعیت دیگر این است که هر کدام از پنج اصولگرا برای خود شانس و اقبالی به اندازه همتایش لحاظ کرده و این تصور را دارد که اگر بماند شاید همای خوشبختی روی شانه او بنشیند. سرانجام اینکه اگر پنج کاندیدا بمانند و آرای ثابت اصولگرایان بین آنها پراکنده شود نفر اول حتی ممکن است آرای لازم را برای پیروزی در دور نخست به دست نیاورد و یک نفر از کاندیداهای غیراصولگرا با او به مرحله دوم برسد. نکته آخر اما یافتن سازوکار آبرومندانه برای انصراف است و رسیدن به نقطه‌ای که همتی پیش‌بینی کرده بود؛ تو که نمی‌خواستی بمانی چرا آمدی؟ آیا امروز کسی حاضر به قربانی کردن خود می شود؟