این در حالی است که پس از شیوع کرونا در کشور و اعمال محدودیت در ترددهای شبانه و ساعات کاری پاساژها، اعلام دورکاری برای کارمندان اغلب استان‌ها و البته تعدیل شاغلین، کسب و کارهای مجازی رونق بیشتری گرفته و افراد بیشتری برای گذران زندگی به اینترنت وابسته شده‌اند. جدای از صرفه‌های اقتصادی، اینترنت در یک سال و چند ماهی که کرونا به کشور وارد شده، بعد آموزشی جدی‌تری پیدا کرده و با توجه به وعده مسوولان برای حضوری برگزار شدن کلاس‌ها در مدارس و دانشگاه‌ها از مهر سال جاری، اما به نظر می‌رسد همچنان محتمل‌ترین گزینه ادامه روند کلاس‌های مجازی باشد. با این وجود سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی تنها 6.5 درصد تا پایان سال 98 است. البته که شاید در سال 99 به دلیل محدودیت‌های کرونایی به این عدد افزوده شده باشد، اما هر تغییری در سرعت اینترنت یا میزان دسترسی به آن علاوه بر کاهش تولید ناخالص داخلی، تیشه به ریشه فعالیت‌های اقتصادی بنگاه‌های کوچک و متوسط اقتصادی می‌زند. بنگاه‌هایی که 95 درصد از کل کسب‌وکارهای داخلی را شامل می‌شوند. بر اساس گفته‌های رییس کمیسیون تجارت الکترونیکی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای با بستن پلتفرم‌های داخلی نمی‌توان انتظاری برای سرازیر شدن مخاطبان به سمت نوع داخلی پلتفرم داشت.
قطعی، کندی و اختلال؛ مهمان ناخوانده کشور
شکایت از سرعت پایین اینترنت در ایران آن هم در شرایطی که حیات بیشتر کسب و کارها به آن وابسته است، صدای اعتراض کاربران را در آورده هر چند برخی رگولاتورها دلیل آن را موارد متعددی از قطع یکی از مسیرهای ارتباط بین‌المللی تا حمله هکرها و قطعی برق عنوان می‌کنند. اما کاهش سرعت دسترسی به اینترنت در کشور واقعیت است. اگرچه کندی سرعت و قطعی در سال‌های ابتدایی دهه نود نیز وجود داشت اما فیلترینگ تلگرام و مسدود بودن توییتر و یوتیوب در ایران و ایجاد اختلال برای دسترسی به کلاب‌هاوس نوعی بی‌اعتمادی برای فعالان اقتصادی کشور ایجاد کرده و این ترس وجود دارد که اینستاگرام نیز به زودی با اختلالاتی گسترده مواجه شود. اختلال در اینترنت در حالی است که کشورهای حاشیه خلیج فارس و به خصوص امارات سرمایه‌گذاری‌های کلانی در کسب و کارهای بر بستر دیجیتال مارکتینگ انجام دادند و به نظر می‌رسد به زودی به هاب دیجیتال در این منطقه تبدیل شوند.
سهم اقتصاد دیجیتال از GDP
بر اساس آنچه سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی در گزارش «ایران در مسیر هوشمندی» منتشر کرده، تا پایان سال 98 سهم اقتصاد دیجیتال کشور از تولید ناخالص داخلی 6.5 درصد و رشد سالانه دسترسی به پهن‌باند موبایل نیز 75 درصد عنوان شده است. هر چند این رقم برای ایران که درگیر فیلترینگ‌ها و بستن پلتفرم‌های عمومی مانند تلگرام و یوتیوب است، شاید کم نباشد اما نشان می‌دهد طی سال‌های 92 تا 98 حدود 4 واحد درصد رشد داشته که در شرایط وابستگی اقتصادها به فناوری و تکنولوژی، انقدرها هم زیاد است. سهم اقتصاد دیجیتال از GDP در حالی است که با استناد به سند طرح کلان و معماری شبکه ملی اطلاعات در افق 1404 سهم اقتصاد دیجیتال از کل تولید ناخالص داخلی باید به 10 درصد برسد. البته که تا سال 2025 سهم اقتصاد دیجیتال از کل تولید ناخالص داخلی جهان به متوسط 30 درصد می‌رسد. البته برخی از کارشناسان بر این باورند که به دلیل شیوع گسترده کرونا و اعلام وضعیت قرمز در برخی مناطق جهان به دلیل سویه هندی، ممکن است محدودیت‌ها و قرنطینه‌ها ادامه یابد که در این صورت شاید زودتر از افق 2025 سهم کشورها از اقتصاد دیجیتال به 30 درصد برسد. جعفر محمدی، رییس کمیسیون تجارت الکترونیکی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای بر این باور است که با اعمال سیاست‌هایی که با بستن و محدودیت در پلتفرم‌های خارجی در کشور همراه است، اشتغال و حیات کسب و کارهای بزرگ نیز به خطر می‌افتد.
تاثیر مسدود کردن اینترنت بر کسب و کارهای کوچک و متوسط
محمدی صحبت‌های خود در خصوص تاثیر اینترنت، قطعی و کندی آن‌که در سه سال اخیر به اوج خود رسیده بر اقتصاد و توسعه را این‌گونه آغاز کرد که: « یکی از مولفه‌هایی که باعث رشد اقتصاد دیجیتال می‌شود، زیرساخت‌ها و پایداری آنهاست. زیرساخت‌ها برای دو گروه از فعالیت‌ها مهم است؛ صنعت ICT و ابزاری برای بخش‌های دیگر جامعه که از آن جهت فعالیت‌های روزمره استفاده می‌کنند. محمدی در ادامه توضیح داد: «یکی از موضوعات مهم در خصوص دسترسی به اینترنت، کسب و کارهای کوچک و متوسط و در یک لایه پایین‌تر کسب و کارهای خانگی هستند. کسب و کارهای خانگی و کوچک و متوسط ظرفیتی ندارند که وبسایت یا اپلیکیشن اختصاصی داشته باشند بنابراین از پلتفرم‌های موجود برای عرضه محصولات و گسترش بازارشان به بازار آنلاین استفاده می‌کنند.» رییس کمیسیون تجارت الکترونیکی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای با اشاره به اینکه حجم کسب و کارهای کوچک و متوسط در کشور بیش از 95 درصد است، گفت: « مهم‌ترین‌ترین تاثیر این کسب و کارها بر اقتصاد، در حوزه اشتغال و رشد پایدار اقتصادی است. چرا که اشتغال در دست این کسب و کارها قرار دارد. اگر بتوان ظرفیت‌هایی را برای کسب و کارهای کوچک و متوسط فراهم کرد تا رشد کنند و بازارشان را توسعه دهند، در این‌صورت تاثیر جدی بر اقتصاد و هم بر اشتغال خواهیم داشت. به عبارت خودمانی کف بازار را حمایت کردیم.»
پلتفرم‌های باقیمانده چند منظوره شدند
محمدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این موضوع که کسب و کارهای کوچک عموما ابزارهای اختصاصی مانند وبسایت در اختیار ندارند و بنابراین در بستر ابزارهای عمومی مانند پلتفرم‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند، گفت: «متاسفانه در کشور به دلیل اعمال محدودیت در حوزه‌ها و بستن شبکه‌های اجتماعی مختلف و اجازه ندادن به آنها برای فعالیت‌ها یک سری از پلتفرم‌ها مانند تلگرام به پلتفرم‌های همه منظوره تبدیل شدند. از آنها به منظور آموزش، اطلاع‌رسانی، ارتباط با مشتری و ... استفاده می‌شود.» او در خصوص سیاست‌های اشتباه در این حوزه نیز افزود: « زمانی که کسب و کارهای کوچک و خانگی لذت توسعه فعالیت‌شان را چشیدند، آنها از دسترسی محروم شدند. از یک طرف به دلیل اینکه در میان صاحبان این کسب وکارها انتظار ایجاد شد و آنها این فضا و مزایای آن را دیدند، راحت نیست که این فضا را از آنها بگیریم و جایگزینی نیز برای‌شان درنظر نگیریم. به همین دلیل به‌رغم مشکلاتی که این کسب و کارها دارند و حرفه‌ای نیز نیستند و نیروهای زیادی را نیز در اختیار ندارند، این جریان به سمت پلتفرم باقی مانده و غیر فیلتر؛ اینستاگرام سرازیر شد.». محمدی در خصوص احتمال اختلال در این پلتفرم نیز گفت: «اگر در آن نیز اختلالاتی رخ دهد مطمئن باشید که جریان خاموش نمی‌شود و به سمت پلتفرم دیگری می‌رود. اگر بخواهیم با این سیاست بسته ادامه دهیم، حداقل در خصوص کسب و کارها راه به جایی نبرده و تنها به جایگزینی پلتفرم‌ها توسط افراد می‌رسیم.» رییس کمیسیون تجارت الکترونیکی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای در خصوص هزینه‌های این اقدامات نیز گفت: «بستن هر کدام از این پلتفرم‌ها هزینه‌های بالایی دارد که هم به نظام و هم به جامعه و کسب و کارها وارد می‌شود که یکی از آنها کم شدن اعتماد است. به جای این اقدامات باید دیدگاه‌ها در خصوص شبکه‌های اجتماعی را تغییر داد و فضا را باز کرد تا یوتیوب، تلگرام و... اجازه فعالیت داشته باشند تا ازاین رشدهای ناگهانی برای یک پلتفرم، چندمنظوره شدن آن و سرازیر شدن افراد به آن جلوگیری شود.» به باور او بستن پلتفرم‌ها برای اجبار افراد به استفاده از نوع داخلی پاسخ نمی‌دهد و حتی با وجود کندی اینترنت، افراد ترجیح می‌دهند که با استفاده از ابزارهایی از همان پلتفرم مسدود شده استفاده کنند. به اعتقاد محمدی حتی در صورت بسته شدن پلتفرم‌های باقیمانده هیچ کس با هیچ اقدامی به سمت نمونه‌های داخلی نمی‌رود چرا که مخاطب در آن وجود ندارد اما اگر فضا باز شود، مونوپولی شکل نمی‌گیرد و مخاطبان در همه پلتفرم‌ها خواهند بود. با باز کردن فضا و سیاست‌ها، و تنها جلوی پا را ندیدن و مدبرانه‌تر اقدام کردن، می‌توان نتیجه بهتری دید.