html>

اینکه فصل فوتبالی ایران آیا دستاوردی با خود به همراه داشت؟ آیا پیشرفتی حاصل شد و چهره‌هایی به فوتبال ایران اضافه شدند سوالاتی است که می‌توان حالا به آنها پرداخت. همچنین می‌شود روندها و تصمیماتی که ابتدا یا اواسط فصل گرفته شد را مورد قضاوت قرار داد. برای همین منظور با فرزاد آشوبی کارشناس و مربی فوتبال و بازیکن سابق سرخابی‌های تهران و تیم ملی به گفت‌وگو نشستیم.

ویژگی اصلی این فصل چه بود؟

فصل هیجان‌انگیزتری را نسبت به فصول گذشته سپری کردیم. هفته انتهایی در صدر و پایین جدول رقابت فشرده‌ای بود برای اینکه قهرمان و تیم سقوط‌کننده مشخص شود. به نظرم این از نزدیکی رقابت‌ها و کیفیت‌ها خبر می‌داد. در روند تیم‌ها سه یا چهار تیم عملکرد نزدیک به سطح استاندارد را از خودشان بروز دادند، به ویژه پرسپولیس و سپاهان که مدل و فلسفه بازی‌شان بسیار جذاب و دوست‌داشتنی و دارای استانداردهای سطح بالا بود.

آن دو تیم دیگر چه تیم‌هایی بودند؟

آن دو تیم دیگر شاید در جایگاه بزرگ جدولی قرار نگرفتند ولی من عملکرد فنی مس رفسنجان را خیلی پسندیدم. مدل و سبک بازی این تیم خوب بود. همچنین می‌توان به گل‌گهر تا حدودی نمره قبولی داد. اینکه توانستند در لیگ برای سهمیه و در جام حذفی برای قهرمانی بجنگند اتفاق خوبی است. اینها نشان‌دهنده مسیری است که دارد به درستی طی می‌شود.

برخی معتقدند یحیی گل‌محمدی با فرمول بردهای اقتصادی یک-صفر و نباختن جلوی تیم‌های مدعی قهرمان می‌شود. آیا موافق هستید؟

اگر این فرمول این‌قدر واضح است چرا سایر تیم‌ها سعی نمی‌کنند از این فرمول استفاده کنند؟ به نظرم این یک صحبت بیشتر عامیانه است تا تخصصی. پرسپولیس به واسطه ساختاری که طی سال‌ها شکل گرفته و یک عملکرد مطلوب و استاندارد دارد نتایج خوبی می‌گیرد. معتقدم جذابیت بازی پرسپولیس از زمانی که آقای برانکو هم در این تیم حضور داشتند بیشتر شده. یعنی رفتارهای تاکتیکی بازیکنان در زمین پیشرفت قابل ملاحظه‌ای نسبت به گذشته نشان می‌دهد. اینها حاکی از آن است که کادر فنی پرسپولیس با آگاهی کامل و با یک داشته فنی قوی تیم را براساس شرایط و استایل رقبا چینش می‌کند و به پیش می‌برد و موفق می‌شود. نکته بزرگ بازی پرسپولیس این است که در مقابل هر حریفی چه در مسابقات داخلی و چه در مسابقات برون مرزی سبک و استایل بازی‌اش دچار تغییر نمی‌شود. این یک شاخصه مهم است برای تیم‌های بزرگ. تیم‌هایی که به سطحی از کیفیت و توانایی رسیدند که تحت تاثیر رقبا قرار نمی‌گیرند. اینها به این سادگی نیست که بشود با یک فرمول به چنین سطحی از موفقیت رسید.

استقلال این فصل چطور بود؟

استقلال مسائل و مواردی پیرامون باشگاه و تیم داشت که با درنظر گرفتن اینها می‌توان با کمی اغماض به آقای مجیدی هم نمره قبولی داد. برای موفقیت یک گروه صرف داشتن بازیکن یا مربی خوب کافی نیست. خیلی از ارکان هستند که باید در بهترین شرایط و ایده‌آل‌ترین حالت خودشان انجام وظیفه کنند. در استقلال بخش بزرگی از این موضوع که ساختار مدیریتی باشگاه است در تمام طول فصل دچار یک نوع سردرگمی و تغییرات پیاپی بود. اینها مسائلی است که به تیم انتقال پیدا می‌کند و اثرش را به هر حال بر تیم می‌گذارد. با این حال یک‌سری رفتارهای آقای مجیدی را نپسندیدم. البته که می‌توان به ایشان حق داد به عنوان سرمربی که نگران تیمش باشد. ولی من هیچ‌وقت درک نکردم که در یک فضای حرفه‌ای که از آن دم می‌زنیم چطور یک سرمربی به دنبال دادن پاداش به بازیکنان باشد. این رفتارها باید از فوتبال ما دور شود. باید این چیزها را کنار بگذاریم و بهای آن را بپردازیم.

حالا که به انتهای فصل رسیدیم و نتایج استقلال مشخص شده می‌توان جابه‌جایی محمود فکری با فرهاد مجیدی را مورد قضاوت قرار داد؟

آقای فکری تیمش را در رتبه سوم و با اختلاف ۴ امتیازی با صدر جدول تحویل داد. ممکن است گاهی این نتیجه‌گیری حاصل شود که با وجود موقعیت قابل قبول تیم در جدول مسابقات روند فنی تیم دورنمای روشن و بزرگی را نشان نمی‌دهد. بالاخره این تصمیماتی هست که مدیران استقلال به آن رسیدند و خواسته بخشی از هواداران هم بود. در هر حال اتفاق عجیبی نیست. ما مربیان بزرگی داشتیم که وقتی رختکن خودشان را از دست دادند و آن ارتباطی که باید وجود می‌داشت بین بازیکنان و مربیان را از دست رفته دیدند مجبور به کناره‌گیری شدند و باشگاه در موردشان اقدام کرده. نمی‌دانم توجیه و استدلال مدیران استقلال چه بوده ولی به لحاظ آماری به آقای فکری هم نمی‌توان چندان خرده گرفت. حضور در جایگاه سوم جدول و فاصله ۴ امتیازی با صدر نتیجه معقولی برای یک مربی است.

آقای فکری هنوز معتقد است به خاطر کم‌کاری بازیکنان خوب نتیجه نگرفت. آیا شما چنین چیزی را در بازی‌های استقلال دیدید؟

اول باید به این نکته اشاره کنم که بعد از کج بودن زمین و خوب نبودن داور و استفاده نکردن از موقعیت‌ها و هزاران هزار دلیل و بهانه دیگر، کم‌کاری بازیکنان هم به تازگی جزو دلایل عدم موفقیت ذکر می‌شود. من اصلا با این موضوع موافق نیستم. بازیکنان در تیم‌های بزرگ برای کیفیت خودشان مبارزه می کنند و چون زیر ذره‌بین نگاه هواداران و رسانه‌ها هستند جایی برای کم‌کاری وجود نخواهد داشت. بازیکنان در تیم‌های بزرگ برای احترام بازی می‌کنند. حال حتی اگر فرض کنیم صحبت‌های آقای فکری صحت داشته -که من موافق نیستم- چرا باید این اتفاق بیفتد؟ فاصله‌ای که بین رختکن و مربیان ایجاد می‌شود شاید بتواند یک پاسخ باشد برای این سوال. این هم برمی‌گردد به مدل مدیریتی آن گروه که با بازیکنان چه شکلی ارتباط برقرار کردند. چطور دستورات و خواسته‌های‌شان را القا کردند و این رابطه درنهایت به چه صورتی شکل گرفته. من اعتقادی به این بحث ندارم و به نظرم یک توجیه جدید است که متاسفانه دارد باب می‌شود بین مربیان و افراد فنی برای توجیه عملکردها.

تقویم فوتبالی ما با فوتبال روز دنیا هماهنگ نیست. مسابقات را دیر به پایان رساندیم و دیر هم استارت می‌زنیم.

بهترین حالت این است که ما با تقویم دنیا هماهنگ باشیم. چیزی که در گذشته شاهدش بودیم. منتها شرایط متفاوت است و ما به لحاظ روبه‌رو شدن با بیماری کرونا هنوز به موفقیت آنچنانی نرسیدیم. تا زمانی که این موضوع حل نشود و شرایط به فرم نرمال نرسد ما این مشکلات را خواهیم داشت. ما ابتدای مهر ماه انتخابی جام جهانی را هم خواهیم داشت و فکر می‌کنم ایده بهتری است اگر بعد از بازی‌های ملی لیگ ما استارت بخورد. به خاطر اینکه ما ابتدای مهر لیگ را شروع کنیم مجبوریم بعد از یک یا دو بازی به خاطر بازی‌های ملی لیگ را تعطیل کنیم و این نمی‌تواند اتفاق خوبی باشد.

فوتبال ایران یک سال با قانون ممنوعیت ورود خارجی‌ها جلو آمد. حالا بعد از یک سال این قانون نفعی به فوتبال ما رساند؟

به هیچ عنوان مثبت نبود. ما به این خاطر که در یک‌سری از شاخص‌های مدیریتی دچار مشکل هستیم صورت مساله را پاک کردیم. ما تیم‌های‌مان را از داشتن مربیان و بازیکنان خوب و فوتبال‌مان را از سطحی از دانش که می‌توانست کمک‌کننده باشد محروم کردیم. چون نمی‌توانیم به شکل درستی قرارداد ببندیم. چون که ضمانت اجرایی برای آن قرارداد وجود ندارد. چون تعهدات‌مان دقیق و درست عمل نمی‌کند. اصلا قانون درستی نبود و هیچ کمکی به فوتبال ما نکرد و نخواهد کرد. بهترین راهکار این است که مدلی از قرارداد بسته شود که هم از سوی باشگاه‌ها یک ضمانت اجرایی قوی و محکم داشته باشد و هم از سوی بازیکنان و مربیانی که از خارج به ایران می‌آیند.

برای اولین‌بار شاهد بودیم در مورد پرونده‌های فساد و تبانی که در دسته دو اتفاق افتاد فدراسیون و ارکان قضایی ورود محکمی داشت و آرای سنگینی صادر کرد. این هم یکی از ویژگی‌های این فصل بود.

بسیار بسیار لذت بردم از این مدل برخورد. این قدرت ارکان اجرایی را نشان می‌دهد. اصلا غیر از این هم نباید باشد. ما سال‌ها با مصلحت‌اندیشی به فضایی رفتیم که روز به روز شاهد رشد اتفاقاتی بودیم که برای جامعه فوتبالی خوب نبود. خیلی خوشحالم که فدراسیون و کمیته اخلاق و سایر ارکان به این مسائل ورود کرده‌اند و با قدرت و جدیت تصمیم گرفتند. این مهم است که با هر کسی در هر جایگاهی که تخلفش احراز می‌شود بدون ملاحظه و تردید و مصلحت‌اندیشی برخورد شود. احکامی که در این چند وقت صادر شده بسیار خوب بوده. چه در مورد تیم‌ها، چه در مورد مربیان و چه در مورد بازیکنان. احکام اگر ضمانت اجرایی نداشته باشند ما نمی‌توانیم شاهد فوتبالی باشیم که اصل و مبنای آن بر لذت بردن است.

کوتاه پاسخ بدهید! پدیده فصل؟

امیرحسین حسین‌زاده از سایپا.

بهترین بازیکن فصل؟

احمد نوراللهی از پرسپولیس.

بهترین مربی فصل؟

مشخص است! یحیی گل‌محمدی سرمربی پرسپولیس

پدیده سرمربیگری فصل؟

محمد ربیعی سرمربی مس.

چه نمره‌ای به لیگ می‌دهید؟

من نمره ۱۶ می‌دهم.

معتقدم جذابیت بازی پرسپولیس از زمانی که آقای برانکو هم در این تیم حضور داشتند بیشتر شده. یعنی رفتارهای تاکتیکی بازیکنان در زمین پیشرفت قابل ملاحظه‌ای نسبت به گذشته نشان می‌دهد.