html>

آنچه مورد اعتراض دبیرکل فدراسیون فوتبال سوریه قرار گرفته از چند زاویه حائز اهمیت است. اول از حیث نگاه مسوولان داخلی که همواره اصرار دارند تصمیمات مخالف علیه فوتبال ایران را در چارچوب مسائل سیاسی و به خصوص حضور برخی مسوولان وابسته یا متمایل به عربستان سعودی ارزیابی کنند. دوم از حیث موضوعیت تصمیماتی که کنفدراسیون آسیا با رعایت مقررات حاکم بر آن اتخاذ می‌کند. اما پیش از آن باید یادآور شد اعتراض سوریه به میزبانی ایران در خوش‌بینانه‌ترین فرض بر تامین یا دفاع از آنچه در عرف بین‌المللی به منافع ملی تعبیر می‌شود تاکید دارد. آنچه هم دبیر فدراسیون فوتبال سوریه در مخالفت بر میزبانی ایران اشاره دارد، در واقعیت امر و از منظر قوانین مورد تاکید کنفدراسیون آسیا محل اعتنا است. با این حال کنفدراسیون فوتبال آسیا رای به میزبانی ایران صادر کرده است. می‌شود این تصمیم را مقایسه کرد با تصمیمات دیگر همین کنفدراسیون که همواره آن را به اعمال تبعیض و در اصطلاح پایمال شدن حق و حقوق فوتبال ایران تعبیر می‌کنیم.
در این صورت آیا می‌شود برای سوری‌ها این حق را قائل شد که به استناد قوانین کنفدراسیون آسیا مخالف حق میزبانی ایران باشند. و مهم‌تر می‌شود این حق را برای آنها قائل شد که کنفدراسیون آسیا را به سیاسی کاری متهم کنند. آنچه سوری‌ها بر آن تاکید دارند، حداقل در چارچوب شرح وظایف فدراسیون فوتبال سوریه که به نوعی مسوولیت صیانت از منافع ملی در حوزه ورزش به‌عهده دارند، را می‌شود از منظر کلان به تامین و دفاع از منافع و حقوق ملی تعبیر کرد. واکنشی که مسوولان فوتبال ایران نیز داشته‌اند و چه از موضع حقانیت یا پروپاگاند سیاسی همواره معترض و متعرض تصمیمات مشابه بوده‌اند. این اعتراض فارغ از اینکه ما روابط‌مان با سوریه چه بوده و هست و در طی سال‌های متمادی چه در حوزه سیاسی و اقتصادی و مستشاری و... چه میزان برای دوستی با سوریه هزینه کرده‌ایم تنها از منظر دفاع از حق و حقوق ملی می‌تواند برای مسوولان ورزشی و سیاسی ما حائز اهمیت و چه بسا مایه عبرت‌آموزی باشد. آن هم از سوی کشوری که طی سال‌های طولانی ناامنی و جنگ داخلی و تهدید بالفعل و بالقوه داعش و حتی حملات هوایی اسراییل در همین روزها، ایران را به عنوان وفادارترین و سرسخت‌ترین و مهم‌ترین متحد استراتژیک همراه کنار خود داشته است. فراموش نکنیم ما برای همین متحد استراتژیک تا آنجا پیش رفتیم که برای راه یافتن سوریه به مرحله پلی‌آف جام جهانی گذشته حاضر به هزینه کردن یکی از بزرگ‌ترین رکوردها در تاریخ جام جهانی شدیم. در بازی آخر گروهی مقدماتی ایران با انجام هفت بازی و شش برد و بدون گل خورده نه تنها به عنوان اولین تیم صعودکننده به جام جهانی لقب گرفت که در آستانه کسب افتخار تنها تیم صعودکننده به جام جهانی بودیم که در مرحله گروهی حتی یک بار دروازه‌اش به روی حریفان مقتدری چون کره جنوبی و قطر و ... باز نشده بود.
در آن بازی تنها شانس و امید سوریه برای صعود به جام جهانی ابتدا گرفتن یک تساوی در ورزشگاه آزادی و بعد برنده شدن در بازی پلی‌آف برای صعود به جام جهانی بود. برای سوری‌ها سوای نفس حضور در جام جهانی، این موفقیت از جهات سیاسی هم بسیار حائز اهمیت بود. همچنان که برای ایران به عنوان متحد و دوست سوریه.
نمی‌خواهم ادعا کنم آن تساوی تعمدی بود. با این حال چنان نتیجه‌ای که به باز شدن دوبار دروازه ایران و تساوی منجر شود، از دید بسیاری ابهام‌آمیز بود. هرچند سوری‌ها توانسته بودند در بازی رفت در زمین بی‌طرفی که کم از باتلاق نداشت از ایران یک امتیاز بگیرند. با این حال فراموش نکنیم سوریه در آن بازی با روی آوردن به خشونت‌های بی‌جا و گاه تعمدی حداقل‌های بازی جوانمردانه را نیز رعایت نکرد. می‌خواهم تاکید کنم موضع‌گیری فدراسیون فوتبال سوریه حداقل در این مقوله خیلی کوچک و به‌ظاهر پیش پاافتاده نشان می‌دهد صمیمی‌ترین دوست و متحد استراتژیک و کشوری که ما همه گونه برای او هزینه کرده‌ایم، از کمترین حق اعتراض بحقی که حتی نهاد به رسمیت شناخته چون کنفدراسیون آسیا برای ما قائل شده کوتاه نمی‌آید و چشم پوشی نمی‌کند. این در حالی است که ما بر خلاف رویه دوستان و متحدان استراتژیک از هرگونه هزینه کردن مضایقه نداریم.
می‌شود به دلایل مخالفت سوریه در همین فقره میزبانی از منظر نوعیت تعاملات سیاسی هم اشاره کرد. آنچه سوری‌ها در مخالفت با تصمیم کنفدراسیون آسیا مورد استناد قرار می‌دهند را از منظر سیاسی می‌توان به القای سیاه‌نمایی تلقی و تعبیر کرد. همان بهانه‌هایی که پیش‌تر عربستان تحت عنوان ناامنی مطرح نمود موفق به محروم کردن ایران از میزبانی باشگاه‌های آسیا شد.
در اینکه اوضاع ما از حیث کرونا قابل دفاع نباشد، تردیدی نیست. اما اینکه دوست و متحد و کشوری که ما همه‌گونه برای او هزینه کرده و می‌کنیم به خاطر میزبانی یک مسابقه چنین ما را در معرض چالش جهانی قرار می‌دهد، نشانگر این حقیقت است که در عرصه تعاملات خارجی به تعبیر چرچیل دوستی تنها با تامین منافع ملی تعریف می‌شود و بس. واقعیت این است که ما در عرصه سیاست خارجی برای کشورهایی که دوست و متحد می‌شناسیم‌شان همه رقم هزینه کرده و می‌کنیم. درست در نقطه مقابل متحدانی که وقتی پای کمترین منافع‌شان در میان باشد، حتی از چشم بستن و نادیده گرفتن پاره‌ای مشکلات برای انجام یک بازی نود دقیقه‌ای در ایران حتی در ازای جبران و اثبات کمترین نشانه از دوستی و قدرشناسی کوتاه نمی‌آیند. موضوع دیگر دوگانه برخورد ما با تصمیمات کنفدراسیون فوتبال آسیا است. همان کنفدراسیونی که وقتی ما را از میزبانی سایر رقابت‌های آسیایی محروم می‌کند، به جای پذیرفتن واقع‌بینانه دلایل، آن را به تصمیمات سیاسی تعبیر می‌کنیم. ممکن است در پاره‌ای موارد ملاحظات سیاسی دخیل باشند. اما متهم کردن یکسره کنفدراسیون آسیا به اتخاذ تصمیمات سیاسی بالاخره یک جایی هم منجر به اعتراض رقبای فوتبالی و حتی در این مورد به خصوص دوستان و متحدان سیاسی ما در منطقه هم می‌شود. سیاسی تلقی کردن این اعتراضات می‌تواند به همان اندازه موضوعیت داشته باشد که مثلا اعتراض سوریه به حق میزبانی ما. اینکه ما برای اعتراض سوری‌ها چه اندازه مشروعیت قائل می‌شویم، قطعا به حقانیتی بر می‌گردد که طی سال‌های گذشته برای اعتراض‌های خود قائل بوده و خواهیم بود.